تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
آن را كه اندر دل پديد آيد از حوادث فكرى دل بر مغز عرضه كند ، و نفس كه جاى او اندر مغزست اندر آن تأمّل كند بأقسام مغز كآن دست‌افزارهاء فعل اوست ، تا صواب آن را از خطأ پديد آرد « 1 » . ( 326 ) پس گوييم كه آفتاب از عالم كبير بمنزلت دلست از عالم صغير كه آن مردمست ، و ماه از عالم كبير بمنزلت مغز است از عالم صغير ، و پنج ستارهء رونده مر عالم كبير را كه مر او را حكما « انسان كبير » گفتند ، بمنزلت پنج حواسّ است ( مر ) مردم را كه مر او را « عالم صغير » گفتند ، اعنى زحل و مشترى و مرّيخ و زهره و عطارد مر اين عالم را بمنزلت بينائى و شنوائى و بويائى و چشائى و بساونديست « 2 » ( مر ) مردم را . و چو مردم بجسد فرزند عالم كبيرست و بنفس فرزند نفس كلّيست ، پس عالم كبير به مثل جسد نفس كلّيست با اين آلتهاء كه ياد كرديم . و بدين روى گفت عيسى بن مريم - عليه السّلام - كه « من همى سوى پدر خويش بازشوم و پدر من اندر آسمانست » بدين خبر : « انّى ذاهب الى أبى « 3 » و أبى في السماء » « 4 » يعنى نفس جزوى من همى بازگردد سوى نفس كلّى ( كه ) او اندر آسمانست ، و جهّال امّت او بپنداشتند كو همىگويد « من پسر خدايم . » ( 327 ) و چو جسد مردم فرزند عالم كبير است ، واجب آيد كه آلات و حواسّ هر دو عالم - اعنى كبير و صغير - برابر و مانند يكديگر باشند . پس گوييم كه ( بر ) حكمت الهى بواسطت عقل و نفس كلّى واجب آيد كه اين
هامش
( 1 ) آرد : آيدA( 2 ) بساونديست : بساويستA( 3 ) انى ذاهب الى أبى : با انجيل يوحنا 14 / 28 و 20 / 17 و نيز با هياكل النور شهاب الدين يحيى سهروردى ( هيكل چهارم و هيكل هفتم ) با شرح غياث الدين شيرازى مقابله شود ( 4 ) فى السماء : من السماىA