تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ . »
« 1 » و چو يافتيم آفتاب را بمحلّ دل عالم كبير و ماه را بمحلّ مغز سر عالم ، گوييم : پنج ستارهء باقى مر جسد عالم را بمنزلت حواسّست « 2 » از جسد ما ، اعنى چشم و گوش و بينى و دهان و دست عالم اين پنج ستاره است ، اعنى زحل و مشترى و مرّيخ و زهره و عطارد . و چنانك چشم و گوش و بينى و دهان و دست ما را آلتهاست ، و قوّتهاء نفس جزوى ما بدين آلتها كاركن است تا ديدنيها و شنودنيها و بوئيدنيها و چشيدنيها و بسودنيها بدين آلت اندر يابيم ، و دل ما - كآن مقرّ « 3 » روحست - و مغز سر - كآن محلّ نفس ناطقه است - بر سر حواسّ ما پادشاهانند - چنانك گفتيم پيش ازين كه هرچ قوّتهاء حواسّ اندر يابند « 4 » [
b
94 ] پيش حاسّ كلّى برند كآن نفس است ، - اين پنج كوكب نيز مر نفس كلّى را بمنزلت آلتهاء حواسّست ، و آفتاب و ماه دل و مغز جسد اوست ، و قوّتهاء نفس كلّى اندرين آلتها رونده است از بهر حاصل كردن حواسّ اندر ما وز بهر حاصل كردن ديدنيها و شنودنيها و بوئيدنيها . ( 329 ) پس چو ما همىبينيم كه اندر جسد ما چشم دو است - يكى سوى دست راست و يكى سوى دست چپ - و بينائى « 5 » اندرين دو مكان يكى بينائى است ؛ و نيز اندر جسد ما گوش دو است - يكى سوى راست و ديگر سوى چپ - و قوّت شنوائى اندرين ( دو ) مكان يك قوّتست ؛ و نيز بينى ما را دو سوراخست و قوّت بوئنده اندر هر دو يكيست « 6 » ؛ و قوّت چشنده را اندر
هامش
( 1 ) سورهء 41 ( فصّلت ) آيهء 53 ( 2 ) حواسست : جواستA( 3 ) مقر : مقروA( 4 ) يابند : يابدA( 5 ) و بينائى : بر بينائىA( 6 ) يكيست : يكستA