تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
كه چون آفتاب آنجا رسد عالم را طبع ديگر شود وز گرمى و ترى بگرمى و خشكى رسد . و اگر خانهء آفتاب حمل را نهادندى « 1 » و خانهء ماه حوت را ، يك سلطان ( را ) خانه بر سر ولايت افتادى و ديگرى را بپايان ولايت ، وز دو سلطان روا نباشد كه يكى را خانه بر سر ولايت باشد و يكى را بپايان ولايت . پس بدين سبب مرين تقسيم ( را ) از اوج آفتاب گرفتند ، و سر اوج از يك سوى سرطان بود ، و از ديگر سو اسد . و واجب آن بود كه خانهء آفتاب مر سرطان را نهادندى « 2 » از بهر آنك سرطان برترست از اسد سوى قطب شمالى ، و آفتاب شريفترست [
a
92 ] از ماه ، و جائى ( كه ) بلندترست مر پادشاه شريفتر را سزاوارتر باشد . و لكن سرطان برجى آبى بود و آفتاب كوكبى آتشى ، و أسد برجى « 3 » آتشى بود و ماه كوكبى آبى ، و اين وضع نه بر مقتضاء حكمت بودى كه كوكب « 4 » آتشى اندر خانهء آبى بودى و كوكب آبى اندر خانهء آتشى . پس خانهء آفتاب مر اسد را نهادند كه برابر سرطان بود و آتشى بود همچون خداوند خويش ، و خانهء ماه ( مر ) سرطان را نهادند كه برابر خانهء آفتاب بود ( و ) همچو خداوند خويش آبى بود . ولايت فلك بدين تقسيم ميان اين دو سلطان و پنج حاشيت قسمت شد چنين كه نگاشتيم :
هامش
( 1 ) نهادندى : نهادنىA( 2 ) نهادندى : بناندىA( 3 ) برجى : برجA( 4 ) كوكب : كواكبىA( در هر دو موضع )