تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
ايشان شريف‌ترند . و گفتند : چو از هر موجودى دو موجود بر ترتيب شريفترست از ديگر موجودات ، روا نباشد كه دو مرد « 1 » از ديكر مردمان شريفتر نباشند ، از بهر آنك عظيم‌تر موجودى مردم است كه غرض صانع از ايجاد موجودات همه اوست . پس گفتند كز مردمان دو مرد شريفتر است يكى رسول و ديگر وصىّ « 2 » ازو . دليل بر شرف اين دو تن بر همهء خلق ، آن آوردند كه شرفاء خلق همه فرزندان ايشانند . نيز هيچ مردى « 3 » نيست از « 4 » جملگى خلق كه اندر دين « 5 » اسلام‌اند بانگ نماز - كآن منادى خدايست - همىنشنود كه گويند « 6 » باقرار بوحدانيّت خداى برابر ذكر « 7 » اين دو تن ( را ) كه مؤذّنان بانگ همىكنند هر شبان « 8 » و روزى پنج وقت نماز كه آن « 9 » وقت‌ها ( را ) بر جملگى « 10 » وقت‌ها و زمان‌ها « 11 » شرف است ، و بر سر مناره بآواز همىگويند « محمّد رسول اللّه ، علىّ ولىّ اللّه . » « 12 » ( 181 ) پس گفتند كز جواهر يك ياقوت و ديگر زبرجد مثل‌اند زين « 13 » دو گزيدهء خداى « 14 » . و معنى گردانيدن مر و بارا از آن كس كه ياقوت را دارد ، مثل است بر گردانيدن رسول مر غالب خداى كه آن عظيم‌تر و باى « 15 » است ، از آن كس كه دين او [
a
59 ] دارد . و گفتند كه معنى بر كندن زبرجد مر ديدهء مار را - كو دشمن مردم است و عامّه گويند آدم را عليه السّلام از بهشت او بيرون افكند - اين « 16 » نيز مثل آنست كه چو مار دينى « 17 » بزبرجد
هامش
( 1 ) دو مرد : دو مردمA( 2 ) وصى : وحىA( 3 ) مردى : در مردمىA( 4 ) از : انA( 5 ) اندر دين : اندرينA( 6 ) همىنشنود كه گويند ( ؟ ) : همى شهره گفتندA( 7 ) ذكر : مكرA( 8 ) شبان : شانA( 9 ) كه آن : كنانA( 10 ) جملگى : + همهA( 11 ) وقت‌ها و زمانها : و متها زمانىA( 12 ) علىّ ولىّ اللّه : و فمى حس و محرس ( ؟ )Aرجوع شود به وجه دين ناصر خسرو ، چاپ برلين ، ص 127 ببعد ( 13 ) مثل‌اند زين : مثل اندرينA( 14 ) دو گزيدهء خداى : + و حس و محسوسA( 15 ) و باى : و پاىA( 16 ) اين : و اينA( 17 ) دينى : + دنياى