تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
سؤال سه قسم است : بهرى ازو معروف است ، و بهرى ازو مجهول و بهرى محال است . امّا آنك معروف است دو سؤال است : يكى كشيدن مقناطيس مر آهن را و ديگر بر ميزيدن موش بر گزيدهء پلنگ . و امّا آنچه مجهول است دو سؤال است : يكى دفع كردن ياقوت مر و با را و ديگر بر كندن زبرجد مر چشم افعى را . و امّا آنك محال است اين سه « 1 » سؤال است : يكى شكستن سرب مر الماس را و ديگر ملازمت تب مر شهر اهواز را و سه ديگر غمگين نابودن هيچ كس اندر تبّت . و بدين سبب كه اين سؤالات برين سه نوع است ، همى گمان افتد كه اين بيت‌ها اندرين قصيده كسى بيفزودست بدانچ اين نه سؤال حكماست تا اين مرد بدين سؤالات محالات آزمايش كردست اهل روزگار خويش ( را ) ، و ما بر هر يكى ( ازين ) سه نوع سؤال بر اندازهء آن سخن بگوييم بتوفيق بارى تعالى و تقدّس . ( 168 ) و امّا جواب ما مرين سؤال را « 2 » از خاصّيّت مقناطيس كه مر آهن را « 3 » بكشد ، آنست كه گوييم : از آن سنگ بخارى است بيرون آينده لزج [
b
54 ] اندر كشنده « 4 » كه بجز آهن اندر نكشد « 5 » ، و مخالف است آن بخار « 6 » مر آهن را بطبع ، با آنك به دو اندر آويزنده است ، همچنانك نم هوا مخالف است مر پنبه و كاغذ را « 7 » ، وزين هر دو اندر آويزنده است ، و چو از بخار آن مقناطيس بآهن رسد اندر آويزد ، و چو مخالف است مر او را ، چو به دو رسد « 8 » ازو بگريزد و بازگردد ، و ببازگشتن مر آهن را - كزو اندر آويخته باشد - با خويشتن
هامش
( 1 ) اين سه : ازين سهA( 2 ) سؤال را : + كهA( 3 ) مر آهن را : مراد آهن راA( 4 ) اندر كشنده : اند بشكندهA( 5 ) اندر نكشد : اندر بشكندA( 6 ) آن بخار : از ؟ ؟ نجاA( 7 ) پنبه و كاغذ را : منيه و كاغذ راA( 8 ) چو به دو رسد : جويد و رسدA