تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
كه اگر چنان شود كه « 1 » هيچ كس فرمان كس نكند « 2 » ، هر كسى را كار خويش . بايد كردن ، و چو همه هموار شوند همه رنجه شوند ، و هيچ كس مر هيچ كس را كوزه‌اى آب ندهد « 3 » . و اگر چنين بود ، همهء مردم چون ستوران شوند ، و اندرين رنجگى همهء خلق باشد ، نه راحت « 4 » همهء خلق . پس ظاهر كرديم كه اين « 5 » هم باطلست ، و اين علل « 6 » - كه همى نفس صغار را توهّم افتاد - ذليل « 7 » و خوارست بر گرفتن « 8 » حكمت . ( 157 ) پس گوييم كه همچنين كه كارهاء دنيا وى را دو « 9 » طرف متباعدست و خلق اندرو بر منازل شقاوت ( و سعادت ) اند - تا يكى پادشا و كام روا و ( او را ) گنجهاء آگنده و لشكرها « 10 » و خيل وجود « 11 » و عزّ و جاهست ، و يكى بنده و درويش و برهنه و رنجور و بىكس و مزدور و ذليل و خوارست - و در ميان اين دو طرف خلق را مراتب است اندر دنيا ، كارهاء دين را نيز دو طرف متناقضست و خلق اندرو بر مراتب‌اند . يكى بدان منزلتست « 12 » كه خلق را بجملگى بشفاعت او اميد است و بصلوات دادن برو مر « 13 » امّت را بخداى تقريبست ، چنانك خداى تعالى گفت : قوله
« إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ ، يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِيماً . »
« 14 » و ديگر چنانست كه لعنت كردن بر ابليس طاعت است از ما مر خداى را و كافر شدن به دو ايمانست ، و خداى
هامش
( 1 ) شود كه : كه شودA( 2 ) نكند : نكنندA( 3 ) ندهد : ندهندA( 4 ) راحت : راحتىA( 5 ) كه اين : كينA( 6 ) علل : + نيستA( 7 ) ذليل و خوارست : بل خوارستA( مقابله به س 10 شود ) ( 8 ) بر گرفتن : و بر گرفتنA( 9 ) دو : درA( 10 ) و لشكرها : و لنكرهاA( 11 ) وجود : و خودA( 12 ) منزلتست : منزلستA( 13 ) مر : امرA( 14 ) سورهء 33 ( الاحزاب ) آيهء 56
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 158 | ناصر خسرو