تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
آمدست ، چنان كه شرح آن پيش ازين « 1 » - اندر جواب اين مرد كه بر آن معنى سؤال كرده است - داديم . و مر سه مواليد را علّتهاء بسيار است : از هيولى و صورت و تأليف هر دو ، وز جوهر و عرض ( و ) مركّب آن دو ، وز جسم و روح و مجموع از هر دو ، وز سه مقدار جسم كآن طول و عرض و عمقست ، وز اعراض جسم كآن خطّ و سطح و حجمست « 2 » ، و از سه زمان : از گذشته و مقيم ( و ) نو آينده . - وزين گذشتيم . [
b
48 ]
.
xIII
. ( اندر جنس و نوع ) بيت 19
كدام جنس نه نوع و كدام نوع نه جنس ؟ * كدام جنس يكى بار و نوع ديگر بار ؟
( 152 ) جواب مسأله حكيم يونانى داده است . خداوند منطق ارسططاليس « 3 » گفت : بنگريستم اندر عالم ، چيزى نديدم بخويشتن نزديكتر از مردم ، و مردم را بشخصهاء مختلف ديدم . از نامهاء ايشان پرسيدم : يكى زيد نام و يكى عمرو و يكى جعفر و جز آن ، وزين نامها هيچ ( نام ) نام يار خويش نبود . پس نامى جستم كه آن نام مرين همهء اشخاص را جمع كرده بود : چون آن نام را بگفتم ، همه را گفته بودم . و آن نام را « مردم » يافتم كه اشخاص انسانى به زير « 4 » اين نام است ، از جعفر و صالح و حمدان و جز آن . آنگاه بنگريستم اندر عالم نيز : گاو ديدم و خر و اسپ و جز آن . پس گفتم : نامى بايد كه
هامش
( 1 ) شرح آن پيش ازين : شرح اشاره شده از نسخهء ما ساقط است ( 2 ) و حجمست : و جسمستA( 3 ) ارسططاليس : ارستطاليسA( 4 ) به زير : پذيرA
جامع الحكمتين ( فارسى ) — صفحة 151 | ناصر خسرو