( 153 ) و امّا جواب اهل تأييد مر اين سؤال را و آنچ حكماء فلاسفه گفتند - بر اصول و فروع موجودات عالم كاندرين ترتيب و تفصيلست - آنست كه گفتند :
اندرين تفصيل خلافى نيست كه فلاسفه گفتند ، و لكن وضع دين خداى بر مثال دنياست از بهر آنك دنيا را وجود بعقل خداى است و دين را وضع بفرمان خداست ، و هم آفرينش و هم فرمان مر او راست چنانك گفت : قوله
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ ، تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ . »
« 1 » و شناخت مراتب خلقى مردم را از بهر آن بايد تا بدان شناخت مر او را شناخت مراتب امرى بحاصل آيد ، و از دنيا بر دين دليل گيرد تا تأمّل و تفكّرش باطل نشود . و خبر است از رسول - عليه السّلام - كه گفت « خداى تعالى مر دين خويش را بنياد بر مثال آفرينش دنيا نهاد ، تا از آفرينش او بر دين او دليل گيرند ، و از دين او بر يگانگى او « 2 » دليل يابند ، » بدين خبر « انّ اللّه أسّس دينه على مثال خلقه ليستدلّ بخلقه على دينه و بدينه « 3 » على وحدانيّته . » پس هر كه مرين مراتب را كه موجودات خلقى راست بشناسد ، بايد كه بر مراتب دين دليل گيرد ، و مراتب اندر عالم دين هم برين مثالست « 4 » كه اندر دنياست ، و مثالش اينست : [
a
50 ]
( 154 ) پس مر دين را كه او يك اصلست دو فرع « 5 » اند ، كه هر فرعى « 6 » از آن نيز فرعى است مر آن را « 7 » كه برتر ازوست و أصلست مر آن را كه فروتر « 8 » ازوست ، چنانك « 9 » رسول فرعست مر او را و أصلست مر وصىّ را . و وصىّ فرعست « 10 » مر رسول را و أصلست « 11 » مر امام را . و امام فرعست مر وصىّ را و أصلست
هامش
( 1 ) سورهء 7 ( الاعراف ) آيهء 52
( 2 ) و از دين او بر يگانگى او : و بر دين او و يگانگى اوA( 3 ) و بدينه : و بدنهA( 4 ) مثالست : مثالشA( 5 ) دو فرع :
در فروعA( 6 ) هر فرعى : هر نوعA( 7 ) مر آن را : نان راA( 8 ) فروتر : بروترA( 9 ) چنانك : + ازA( 10 ) فرعست : فرعيستA( 11 ) و أصلست : و أصليستA