از چه چيز آفريد او را ( 18 )
از نطفه آفريدش پس اندازه مقرر داشت او را ( 19 )
پس راه آسان گردانيد آن را ( 20 )
پس ميرانيد او را پس فرمود كه در گور جاى دهيد او را ( 21 )
پس چون خواهد زنده گرداندش ( 22 )
نه چنين است بجاى نياورده هنوز آنچه فرمود ( 23 )
پس آيد كه بنگرد انسان بسوى خوردنش ( 24 )
بدرستى كه ما ريختيم آب را ريختنى ( 25 )
پس شكافتيم زمين را شكافتنى ( 26 )
پس رويانيديم در آن دانه ( 27 )
و انگور را واسفست ( 28 )
و زيتون و درخت خرما ( 29 )
و باغهاى پر درخت ( 30 )
و ميوه و چراگاه ( 31 )
مايه عيش براى شما و از براى چهارپايان شما ( 32 )
در صحف قرآن همه ثبت است و ضبط * بس گرامى نزد حق از وجه ربط
يافته رفعت به هفتم آسمان * يا بلند از قدر و پاكيزه بيان
از شوائب وز تناقض وز خطا * پاك و هم از شبههء اهل هوا
شد نوشته جمله آيات كلام * خود بدست آن سفيران كرام
وان بزرگان نكوكار از قبول * قصد از آن باشند اصحاب رسول
دور باد از رحمت آن كافر نهاد * تا چه بسيار است كفرش هم زياد
آفريده از چه چيز او را خداى * ز اندكى آب منى از ابتداى
ساخت پس اعضاى او را در شكم * راه بيرون گشتن آسان كرد هم
پس بميرانيد او را كرد امر * تا به خاك اندر برندش زيد و عمرو
پس در آن وقتى كه دارد اقتضاى * سازد او را زنده چون خواهد خدا
امر حق را آدمى حقا هنوز * خود بجا ناورده اندر نيمروز
پس ببايد تا كند آدم نظر * بر طعامش تا چه شد حادث دگر
ننگرد بايد كه ما چون آب را * ريختيم از ابر هر جا ز اقتضا
ارض را پس بر نبات اشكافتيم * بهر قوت آن مقتضى چون يافتيم
پس برويانديم زو دانه و عنب * قضب و زيتون نخل خرما بر سبب
باغهاى پر ز اشجار سطبر * ميوههاى خشك و تر زان آب و ابر
يا چراگاهست آب اندر كلام * يا كه ميوهء خشك گشته در مقام
اينست برخوردارى از بهر شما * هم ز بهر چارپايان قوتها
[ سوره عبس ( 80 ) : آيات 33 تا 42 ]
فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ ( 33 ) يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ ( 34 ) وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ ( 35 ) وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ ( 36 ) لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيهِ ( 37 )
وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ ( 38 ) ضاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ ( 39 ) وَ وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ ( 40 ) تَرْهَقُها قَتَرَةٌ ( 41 ) أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ ( 42 )
پس چون آيد فرياد گوش كر كننده ( 33 )
روزى كه گريزد مرد از برادرش ( 34 )
و مادرش و پدرش ( 35 )
و زنش و پسرش ( 36 )
هر مردى را از ايشان روزى چنين كاريست كه مشغول دارد او را ( 37 )
رويهائيست روز چنين درخشان ( 38 )
خندان و فرحناك ( 39 )
و رويهائيست روز چنين بر آنهاست گرد كدورت ( 40 )
فرو گيرد آنها را تيرهگى ( 41 )
آن گروهاند آنهايى كه كافران بدكارند ( 42 )
پس چو آمد صاخة يعنى بلند * صيحهاى كان را خلايق بشنوند
روزى آنكه مرد بگريزد بسر * از برادر هم ز مادر وز پدر
وز زن خود كش مصاحب بود و يار * هم ز فرزندان ز هول و اضطرار
ز اهل حشر آن روز هر كس را عيان * هست كارى كه بود مشغول آن
يكسر است و اندران صد محشرى * مىنپردازد بشغل ديگرى
رويها باشند آن روز از لقا * روشن و رخشنده چون خور در سما
خرم و خندان و مستبشر همه * فارغ از اندوه و دور از واهمه
رويها باشند هم كز خيرهگى * شسته بر آنها غبار تيرهگى
مر سياهى گيرد آنها را فرو * چون شوند ايشان بدوزخ روبرو
آن گروه تيره رو اندر جهان * كيستند آن كافران و فاجران
جمع كرده كفر خود را با فجور * بارالها آن تو از ما دار دور
سورة التّكوير
[ سوره التكوير ( 81 ) : آيات 1 تا 14 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ( 1 ) وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ ( 2 ) وَ إِذَا الْجِبالُ سُيِّرَتْ ( 3 ) وَ إِذَا الْعِشارُ عُطِّلَتْ ( 4 )
وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ ( 5 ) وَ إِذَا الْبِحارُ سُجِّرَتْ ( 6 ) وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ( 7 ) وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ ( 8 ) بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ ( 9 )
وَ إِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ ( 10 ) وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ ( 11 ) وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ ( 12 ) وَ إِذَا الْجَنَّةُ أُزْلِفَتْ ( 13 ) عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ ( 14 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان