تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩
هست مر پرهيزكار آن را مفاز * جايگاه رستگارى و اعتزاز
باغهاى پر درخت و پر عنب * دختران نار پستان بىتعب
كه مشاكل باهمند ايشان بسال * هم بقد و قامت و حسن و جمال
جامهاشان پر شراب اندر فروغ * نشنوند اندر جنان لهو و دروغ
هستشان پاداش از پروردگار * بر عطائى بىحساب و بىشمار
آنكه رب آسمانست و زمين * وانچه باشد در ميان آن و اين
نيست مالك كس كه با رحمن سخن * گويد از خلقان در آن روز از محن
ايستد روح و ملايك صف بصف * اندران روز عجيب از هر طرف
تا چه باشد روح آن داند خدا * هر كسى گويد ز وى شرحى جدا
از شفاعت هم نگويد گر سخن * جز كه داده باشد اذنش ذو المنن
آن خدايى كاوست بخشندهء ثواب * گفته باشد وان كلامى با صواب
وانكلام آن لا إله الا اللَّه است * قاتلش و اصل به مقصود از ره است
وان بود روزى محقق در وقوع * نيست شك در وى گرت باشد رجوع
پس هر آن گيرد بسوى رب خويش * باز گشتن از ره طاعات بيش
ما شما را بيم كرديم از خبر * بر عذابى كان بود نزديكتر
روزى آنكه آدمى بيننده است * آنچه بفرستاده پيش او از دو دست
كافر آن روز از تزلزل و اضطراب * گويد او يا ليتنى كنت تراب
يعنى آنكه بودمى اى كاش خاك * مىنمىديدم چنين هول و هلاك

سورة النّازعات

[ سوره النازعات ( 79 ) : آيات 1 تا 14 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً ( 1 ) وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً ( 2 ) وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً ( 3 ) فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً ( 4 ) فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً ( 5 ) يَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ ( 6 ) تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ ( 7 ) قُلُوبٌ يَوْمَئِذٍ واجِفَةٌ ( 8 ) أَبْصارُها خاشِعَةٌ ( 9 ) يَقُولُونَ أَ إِنَّا لَمَرْدُودُونَ فِي الْحافِرَةِ ( 10 ) أَ إِذا كُنَّا عِظاماً نَخِرَةً ( 11 ) قالُوا تِلْكَ إِذاً كَرَّةٌ خاسِرَةٌ ( 12 ) فَإِنَّما هِيَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ ( 13 ) فَإِذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ ( 14 ) بنام خداوند بخشاينده مهربان بكشندگان كشيدنى متوفى ( 1 ) و بيرون‌كشندگان بيرون‌كشيدنى ( 2 ) و شناكنندگان شناكردنى ( 3 ) پيش‌گيرندگان پيش‌گرفتنى ( 4 ) پس تدبيركنندگان كار را ( 5 ) روزى كه بزلزله درآيد بزلزله در آينده ( 6 ) كه از پى آيد آن را از پى آينده ( 7 ) دلهاست روز چنين لرزان ( 8 ) چشمهاشان فرو رفته ( 9 ) ميگويند مائيم هر آينه برگرديده شوندگان بطريق نخست ( 10 ) آيا وقتى كه شديم استخوانهاى پوسيده ( 11 ) گفتند اينست آن گاه بازگشتى با زيان ( 12 ) پس جز اين نيست كه آن فرياديست واحد ( 13 ) پس آن گاه ايشانند بر روى زمين ( 14 )
حق خورد سوگند بر بكشندگان * كه قويند و شديد اندر نشان
يعنى آن افرشتگان بس شجاع * كه كنند ارواح كفار انتزاع
غرق يعنى آنكه در ابدان فرو * مىروند از بهر نزع روح او
هم بدان افرشتگان كز انبساط * روح مؤمن قبض سازند از نشاط
هستشان وفق و مدارا اندرين * ناشطات نشط اين باشد يقين
هم بدان افرشتگانى كه شنا * مىكنند اندر زمين و در هوا
رفت و آمد بر صلاح اهل ارض * مىكنند از روى نظم و حكم فرض
پس بهم گيرند پيشى از قرار * بهر فرمان بردن از پروردگار
پس بايشان كز پى تدبير امر * در زمين آيند بر تقدير امر
هم يكى را هست تدبيرى به كار * وز مآثر ربط و تأثيرى به كار
اندران روزى كه مىلرزد زمين * پس بميرند اهلش از لرزى چنين
اندر آيند از پى آن را رادفه * و اندر آن روزند دلها واجفه
ديده‌ها آيند از وحشت بهم * تا نبيند آن وقوع دمبدم
منكران بعث گويند اينچنين * زنده چون گويندشان كرديد هين
رد شويم آيا كه ما فى الحافرة * أ إذا كنا عظاما نخره
گر چنين باشد زيانكاريم ما * يعنى اين باور نمىداريم ما
اين جواب منكران قدرتست * پس جز اين نبود كه آن يك زجرة است
پس بوند ايشان هويدا و پديد * بر زمين صاف هموار سفيد

[ سوره النازعات ( 79 ) : آيات 15 تا 26 ]

هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ مُوسى ( 15 ) إِذْ ناداهُ رَبُّهُ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ( 16 ) اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى ( 17 ) فَقُلْ هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى ( 18 ) وَ أَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى ( 19 ) فَأَراهُ الْآيَةَ الْكُبْرى ( 20 ) فَكَذَّبَ وَ عَصى ( 21 ) ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعى ( 22 ) فَحَشَرَ فَنادى ( 23 ) فَقالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى ( 24 ) فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكالَ الْآخِرَةِ وَ الْأُولى ( 25 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى ( 26 ) آيا آمد ترا حكايت موسى ( 15 ) كه ندا كرد او را پروردگارش در وادى پاكيزه كرده شده طوى ( 16 ) برو بسوى فرعون كه او زياده‌روى كرد در عصيان ( 17 )