تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 814

مساهمون:

ص٨١٤
نخواهيد مگر آنكه خواهد خدا كه پروردگار عالميانست ( 29 )
پس خورم سوگند بر استارگان * آن رجوع آرندگان بر آسمان
بار ديگر ميكنند آنها اياب * بعد پنهانى بنور آفتاب
هم بشب سوگند كان آيد چو بيش * مىكند تاريك عالم را بخويش
هم بصبح آن گاه كه چون دم زند * عالم و آفاق را روشن كند
كه بود قرآن كلامى دلپسند * قول بفرستادهء بس ارجمند
بس توانا عند ذى العرش مكين * هم مطاع اندر ملايك هم امين
جبرئيل آورده يعنى اين كلام * بر رسول از جانب رب الانام
نيست مجنون صاحب و يار شما * آن چنان كه هست پندار شما
ديد مر جبريل را وين ابين است * در كنار آسمان كه روشن است
نيست پيغمبر بخلق حق بخيل * زانچه به روى شد نهان وحى جليل
رمز معنى تا نياموزد بكس * وحى علام الغيوب اينست و بس
هم نه قرآن قول ديو رانده است * كه بر او از استراقى خوانده است
بر كجا پس مىرويد آيا شما * مىكنيد اعراض زين يعنى چرا
نيست قرآن عالمين را جز كه پند * جز شرافت با رسول ارجمند
مر كسى را كاستقامت خواهد او * جز چنين كى برد كس زين مشك بو
مىنخواهيد استقامت را شما * جز كه آن را بر شما خواهد خدا
كاو بود پروردگار عالمين * هر كرا او خواهد آيد سوى دين
تا كرا او خواهد اين امرى خفى است * سرّ خلق از غير خالق مختفى است

سورة الانفطار

[ سوره الانفطار ( 82 ) : آيات 1 تا 12 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ ( 1 ) وَ إِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ ( 2 ) وَ إِذَا الْبِحارُ فُجِّرَتْ ( 3 ) وَ إِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ ( 4 ) عَلِمَتْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ وَ أَخَّرَتْ ( 5 ) يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ( 6 ) الَّذِي خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ ( 7 ) فِي أَيِّ صُورَةٍ ما شاءَ رَكَّبَكَ ( 8 ) كَلاَّ بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّينِ ( 9 ) وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ ( 10 ) كِراماً كاتِبِينَ ( 11 ) يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ ( 12 ) بنام خداى بخشايندهء مهربان آن گاه كه آسمان بشكافد ( 1 ) و آن گاه كه ستاره‌ها فرو ريزانيده شود ( 2 ) و آن گاه كه درياها را بهم داده شود ( 3 ) و آن گاه كه قبرها زير و زبر كرده شود ( 4 ) و آن دهر نفسى آنچه را پيش فرستاده و باز پس داشت ( 5 ) اى انسان چه چيز غره كرد ترا به پروردگارت كه كريم است ( 6 ) آنكه آفريد ترا پس تمام اجزا گردانيد ترا پس اندام دادت ( 7 ) در هر صورتى كه خواست بهم آوردت ( 8 ) نه چنين است بلكه تكذيب مينمايد جزا را ( 9 ) و بدرستى كه بر شماست نگهبانان ( 10 ) گراميان نويسندگان ( 11 ) ميدانند آنچه را كه ميكنيد ( 12 )
آن زمان كه اشكافته گردد فلك * مىبريزند اين كواكب يك به يك
وانزمان كه بحرها گردد روان * گورها زير و زبر گردد عيان
هر كسى داند چه بفرستاده پيش * وانچه از پس هشته اندك يا كه بيش
پس خطاب آيد كه اى آدم چه چيز * غره بر رب كريمت كرده نيز
آن خدايى كافريدت از عدم * راست پس فرمودت از تقدير هم
ساخت اعضايت همه عدل و نكو * بر هر آن صورت كه خود ميخواست او
صورت و اعضا و تركيبت تمام * معتدل آراست از تنظيم تام
گر كنى در خلقت خود يك نظر * مىشناسى داده‌هاى دادگر
از غرور خويش پس باز ايستيد * گر ز اصل خويش غافل نيستيد
آن نباشد كايستيد از كبر هين * بل بود تكذيبتان بر يوم دين
مر شما را از ملايك حافظين * در عمل هست از كراما كاتبين
آن بزرگانى كه بنويسنده‌اند * نامهء اعمالتان از چون و چند
مىبدانند آنچه را كه ميكنيد * نيك و بد را مىنويسند از پديد
در بهشت ابرار اندر نعمتند * فاجران در دوزخ اندر محنتند

[ سوره الانفطار ( 82 ) : آيات 13 تا 19 ]

إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ ( 13 ) وَ إِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ ( 14 ) يَصْلَوْنَها يَوْمَ الدِّينِ ( 15 ) وَ ما هُمْ عَنْها بِغائِبِينَ ( 16 ) وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ ( 17 ) ثُمَّ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الدِّينِ ( 18 ) يَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَيْئاً وَ الْأَمْرُ يَوْمَئِذٍ لِلَّهِ ( 19 ) بدرستى كه نيكوكارانند در نعيم ( 13 ) و بدرستى كه بدكارانند در دوزخ ( 14 ) در آيند در آن روز جزا ( 15 ) و نباشند آنها از آن غائبان ( 16 )