تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨

[ سوره النبإ ( 78 ) : آيات 17 تا 30 ]

إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ كانَ مِيقاتاً ( 17 ) يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً ( 18 ) وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً ( 19 ) وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ فَكانَتْ سَراباً ( 20 ) إِنَّ جَهَنَّمَ كانَتْ مِرْصاداً ( 21 ) لِلطَّاغِينَ مَآباً ( 22 ) لابِثِينَ فِيها أَحْقاباً ( 23 ) لا يَذُوقُونَ فِيها بَرْداً وَ لا شَراباً ( 24 ) إِلاَّ حَمِيماً وَ غَسَّاقاً ( 25 ) جَزاءً وِفاقاً ( 26 ) إِنَّهُمْ كانُوا لا يَرْجُونَ حِساباً ( 27 ) وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا كِذَّاباً ( 28 ) وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ كِتاباً ( 29 ) فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلاَّ عَذاباً ( 30 ) بدرستى كه روز تميز باشد وعده‌گاه ( 17 ) روزى كه دميده شود در آن صور پس بيائيد فوجها ( 18 ) و گشوده شود آسمانها پس گردد درها ( 19 ) و روان گردانيده شود كوه‌ها پس گردد سراب ( 20 ) بدرستى كه جهنم باشد بر گذرگاه ( 21 ) مر زياده روان در عصيان راست ( 22 ) بازگشت درنگ نمايندگان در آن روزگارها ( 23 ) نمىچشند در آن خنكى و نه شرابى ( 24 ) جز آب جوشان و چرك جراحتها ( 25 ) پاداش موفق ( 26 ) بدرستى كه ايشان بودند كه اميد نداشتند حسابى را ( 27 ) و تكذيب نمودند آيتهاى ما را تكذيب‌نمودنى ( 28 ) و هر چيزى را ضبط كرديمش در كتابى ( 29 ) پس بچشيد پس نيفزائيم هرگز شما را جز عذاب ( 30 )
ان يوم الفصل يعنى رستخيز * حكم حقرا باشد آن ميقات نيز
آن خود آن روز است بهر خلق هم * كه دميده مىشود در صور دم
پس بيائيد اندران ساعت شما * فوج فوج اندر صف محشر ز جا
بر نشان و شكل و وضع مختلف * بعضى اندر راه و بعضى منحرف
آسمان آن دم شود بشكافته * و اندر او ابواب گردد يافته
كوه‌ها گردد روان مانند آب * در هوا پس باشد آن همچون سراب
هست دوزخ مر كمينگه يا رصد * كانتظار كافران را ميكشد
مشركان را وانكه از حد درگذشت * اندران باشد مقر و بازگشت
روزگارى بر توالى اندران * هست ايشان را درنگ از هر مكان
نىچشند اعنى نيابند ايچ برد * اندران يعنى هواى خوب و سرد
معنى برد است هم گويند خواب * نيست يعنى خواب بر اهل عذاب
هم ننوشند از شرابى در جحيم * غير آب گرم و بد يعنى كه ريم
اهل دوزخ مر جزا داده شوند * خود بوفق آنچه كردند ار پسند
آن كسانند آنكه خود اميدوار * مىنبودند از حسابى در مدار
بودشان تكذيب آيتهاى ما * در جهان تكذيبى افزون از خفا
هر چه را از طاعت و عصيان حساب * كرده‌ايم از بنده‌گان اندر كتاب
جمله را از جزء و كل بشمرده‌ايم * ثبت دفتر با جزايش كرده‌ايم
پس چشيد اكنون جزاى ناصواب * پس نيفزائيمتان الا عذاب

[ سوره النبإ ( 78 ) : آيات 31 تا 40 ]

إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفازاً ( 31 ) حَدائِقَ وَ أَعْناباً ( 32 ) وَ كَواعِبَ أَتْراباً ( 33 ) وَ كَأْساً دِهاقاً ( 34 ) لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً وَ لا كِذَّاباً ( 35 ) جَزاءً مِنْ رَبِّكَ عَطاءً حِساباً ( 36 ) رَبِّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُمَا الرَّحْمنِ لا يَمْلِكُونَ مِنْهُ خِطاباً ( 37 ) يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً ( 38 ) ذلِكَ الْيَوْمُ الْحَقُّ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى رَبِّهِ مَآباً ( 39 ) إِنَّا أَنْذَرْناكُمْ عَذاباً قَرِيباً يَوْمَ يَنْظُرُ الْمَرْءُ ما قَدَّمَتْ يَداهُ وَ يَقُولُ الْكافِرُ يا لَيْتَنِي كُنْتُ تُراباً ( 40 ) بدرستى كه مر پرهيزكارانراست جاى كاميابى ( 31 ) باغها و انگورها ( 32 ) و بر آمده بستانها هم سن ( 33 ) و جامى پر ( 34 ) نشنوند در آن لغوى و نه تكذيب‌كردنى ( 35 ) پاداشى از پروردگار تو بخششى كافى ( 36 ) پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست كه بچشانيده است مالك نباشد از او خطاب كردن را ( 37 ) روزى كه بايستند روح و فرشتگان صف زده سخن نگويند مگر آنكه دستورى داد مر او را خداى بخشاينده و گفت صوابى ( 38 ) آنست روز حق پس كسى كه خواست گرفت بسوى پروردگارش بازگشتى ( 39 ) بدرستى كه ما بيم كرديم شما را از عقوبتى نزديك روزى كه مينگرد مردمان را از آنچه پيش فرستاده دستش و ميگويد كافر اى كاش بودم خاك ( 40 )