ميگذارند از قفا وز پيش خويش * آن چنان روز گران كه هست پيش
خلقشان كرديم ز آب سست كم * محكم آن اعصابشان در ربط هم
باز چون خواهيم سوء حالشان * خود بدل سازيم بر امثالشان
از ره خلقت مبدل كردنى * در جهان بر مثلشان آوردنى
هست پند اين سوره بهر اهل پند * يا كه فعل اهل بيت ارجمند
تا كنند ايثار شايد اينچنين * اجرها يابند اينسان از يقين
پس هر آن خواهد بسوى رب خويش * گيرد او راهى كه بگرفتند پيش
گو فرا گير اى كه دارى اختيار * نيستى مجبور اندر هيچ كار
مىنخواهيد ايچ راهى خود شما * ز اختيارى سوى مرضات خدا
جز كه آن را خواهد آن رب العباد * بر شما ز اجبار و اكراه زياد
اندر اين صورت شما را نيست نفع * كه كنيد از خويشتن تكليف دفع
زانكه تكليف است فرع اختيار * نفع ندهد فعلى ار شد ز اضطرار
حق بود دانا بر افعال عباد * كارهايش بر صلاحست و سداد
اندر آرد هر كرا خواهد خدا * از كرم در رحمت بىمنتها
كرده است آماده بهر ظالمان * مر عذابى دردناك و بيكران
سورة المرسلات
[ سوره المرسلات ( 77 ) : آيات 1 تا 15 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً ( 1 ) فَالْعاصِفاتِ عَصْفاً ( 2 ) وَ النَّاشِراتِ نَشْراً ( 3 ) فَالْفارِقاتِ فَرْقاً ( 4 )
فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً ( 5 ) عُذْراً أَوْ نُذْراً ( 6 ) إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ ( 7 ) فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ ( 8 ) وَ إِذَا السَّماءُ فُرِجَتْ ( 9 )
وَ إِذَا الْجِبالُ نُسِفَتْ ( 10 ) وَ إِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ ( 11 ) لِأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ ( 12 ) لِيَوْمِ الْفَصْلِ ( 13 ) وَ ما أَدْراكَ ما يَوْمُ الْفَصْلِ ( 14 )
وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 15 )
بنام خداى بخشاينده مهربان
و بفرستاده شدهها از پى هم ( 1 )
و تندروندها تند رفتنى ( 2 )
و پراكنده سازندهها پراكنده ساختنى ( 3 )
و جدا كنندهها جدا كردنى ( 4 )
و القاكنندگان ذكر را ( 5 )
عذرى يا بيمى ( 6 )
كه آنچه وعده كرده ميشويد هر آينه بوقوع آينده است ( 7 )
پس آن گاه ستارهها محو شوند ( 8 )
و آن گاه كه آسمان شكافته گردد ( 9 )
و آن گاه كه كوهها بركنده شوند ( 10 )
و آن گاه كه رسولان وقت كرده شوند ( 11 )
براى كدام روز پس داشته شده ( 12 )
براى روز تميز ( 13 )
و چه چيز دانا كرد ترا كه چيست روز تميز ( 14 )
واى روز چنين مر تكذيبكنندگان را ( 15 )
هم دگر سوگند بر افرشتگان * كه فرستاده بنيكى گشته آن
يا كه بر آن بادهاى پى بپى * كه روانند از پى تعذيب هى
بر نفوس كامله يا كامده * بهر تكميل و فرستاده شده
يا به آن افرشتگان تيز پر * سخت بجهنده بامر دادگر
ناشرات نشر باشند از قرار * آن ملايك خود كه بدهند از قرار
امر و حكام شرايع را يقين * نشر بال خود كنند از بهر اين
پس قسم بر آن ملايك كه بجا * حق و باطل را كنند از هم جدا
يا قسم بر آن ملايك كافكنند * وحى در قلب نبى « ع » از بهر پند
بهر عذر مؤمنان متقى * يا ببيم هر عنيد و هر شقى
حاصل آنكه مىخورد سوگند حق * بر ظهور لطف و قهرش در نسق
كان خود انوار جمالند و جلال * تا بدان يابند خلقان انتقال
نيست جز اين وعده داده ميشوند * آنچه را واقع بود بيچون و چند
محو و زايل چون شوند استارگان * هم شكاف اندر فتد در آسمان
بر پراكنده شوند اين كوهها * چون غبارى مىروند اندر هوا
و آن زمانى كه معين اين رسل * بر گواهى ميشوند از جزء و كل
پس خطاب آيد كه واپس داشته * بر چه روزى بود اين بگذاشته
پس جواب آيد كه بهر يوم فصل * وان بود امروز اندر فرع و اصل
يعنى آن روز كه مىگردد جدا * مؤمن و كافر ز هم اندر ملا
تو چه دانى چيست يوم الفصل هين * بر مكذب روز ويل است ان يقين
[ سوره المرسلات ( 77 ) : آيات 16 تا 34 ]
أَ لَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ ( 16 ) ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْآخِرِينَ ( 17 ) كَذلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ( 18 ) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 19 ) أَ لَمْ نَخْلُقْكُمْ مِنْ ماءٍ مَهِينٍ ( 20 )
فَجَعَلْناهُ فِي قَرارٍ مَكِينٍ ( 21 ) إِلى قَدَرٍ مَعْلُومٍ ( 22 ) فَقَدَرْنا فَنِعْمَ الْقادِرُونَ ( 23 ) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 24 ) أَ لَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ كِفاتاً ( 25 )
أَحْياءً وَ أَمْواتاً ( 26 ) وَ جَعَلْنا فِيها رَواسِيَ شامِخاتٍ وَ أَسْقَيْناكُمْ ماءً فُراتاً ( 27 ) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 28 ) انْطَلِقُوا إِلى ما كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ( 29 ) انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ ( 30 )
لا ظَلِيلٍ وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ ( 31 ) إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ ( 32 ) كَأَنَّهُ جِمالَتٌ صُفْرٌ ( 33 ) وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ( 34 )
آيا هلاك نكرديم پيشينيان را ( 16 )
پس از پى ايشان خواهيم برد بازپسان را ( 17 )
همچنين مىكنيم با گنهكاران ( 18 )
واى روزى چنين مر تكذيبكنندگان را ( 19 )
آيا نيافريديم شما را از آبى بيقدر ( 20 )
پس گردانيديم او را در آرامگاهى محكم ( 21 )
تا مقدارى معين ( 22 )
پس توانا آمديم پس خوب