در بيان مناجات حضرت ابراهيم « ع » با خداى تعالى
يك شب ابراهيم با داناى راز * شد ز عشق اندر مناجات و نياز
كاى خدا كردم بناى كعبه من * ساختم هفتاد مسجد هم بتن
چيست اجرم آمد آوازى كه هست * اجرت اندر نزد من عالى نه پست
گفت چون باشد كه افزايى بر آن * در زمان آمد خطاب او را بجان
كه مگر از شيعيان مرتضى « ع » * كردهاى سير اشكمى را اى فتى
يا كه عريانى كز ايشان ديدهاى * هيچشان از جامهاى پوشيدهاى
كه ز اجر خود فزون جويى ز من * ديد پس ايثار او را در زمن
تا چسان كرد او عطا بر بينوا * بى ز اميد مكافات و جزا
شيعهء او باشد آن كاو پيروى * دارد از وى در سلوك معنوى
از زبان حالشان فرمود حق * چون كه كردند آن عطا بر مستحق
[ سوره الإنسان ( 76 ) : آيات 9 تا 21 ]
إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً ( 9 ) إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً ( 10 ) فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً ( 11 ) وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَرِيراً ( 12 ) مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً ( 13 )
وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلاً ( 14 ) وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَا ( 15 ) قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراً ( 16 ) وَ يُسْقَوْنَ فِيها كَأْساً كانَ مِزاجُها زَنْجَبِيلاً ( 17 ) عَيْناً فِيها تُسَمَّى سَلْسَبِيلاً ( 18 )
وَ يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ إِذا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤاً مَنْثُوراً ( 19 ) وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً ( 20 ) عالِيَهُمْ ثِيابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَ إِسْتَبْرَقٌ وَ حُلُّوا أَساوِرَ مِنْ فِضَّةٍ وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً ( 21 )
جز اين نيست كه اطعام ميكنيم براى رضاى خدا نميخواهيم از شما پاداشى و نه شكرى ( 9 )
بدرستى كه ما ميترسيم از پروردگارمان روزى سخت بسيار سخت ( 10 )
پس نگاه داشتشان خدا از آسيب آن روز و پيش آورد ايشان را تازهگى و شادمانى ( 11 )
و پاداش داد ايشان را به آنچه صبر كردند بهشتى و حريرى ( 12 )
تكيهزدگان در آن بر سريرها نه بينند در آن آفتابى و نه سرمايى ( 13 )
و نزديكست بر ايشان سايههاى آن و رام كرده شده خوشهاى آن رام كردنى ( 14 )
و بگردش درآورده مىشود بر ايشان ظرفهاى از نقره و قدحهايى كه باشند آب گينهها ( 15 )
آبگينهها كه باشند از سيم و اندازه گرفتهاند آنها را اندازه گرفتنى ( 16 )
و آشامانيده شوند در آن جامى را كه باشد مزاجش زنجبيل ( 17 )
چشمهرويان در آن نام برده مىشود سلسبيل ( 18 )
و گردش مىكند بر ايشان پسران جاويدانى كه چون بينى ايشان را پنداريشان مرواريد در رشته ناكشيده ( 19 )
و چون بينى آنجا بينى ازو نعمت و پادشاهى عظيم ( 20 )
بالاشان جامههاى ديباى نازك سبز و ديباى ستبرق و پيرايه كرده شده بدستوانها از سيم و آشامانيد ايشان را پروردگارشان شرابى پاكيزه ( 21 )
نيست جز اينكه شما را ما طعام * خود لوجه اللَّه دهيم اين وقت شام
مىنخواهيم از شما اجر و سپاس * هم نداريم از دعائى التماس
بر شما ننهيم منت زين عطا * كرده حقمان بينياز از ما سوى
خائفيم از رب خود بر ناگزير * اندران يوما عبوسا قمطرير
مؤمنان اندر چنان روزى عظيم * روى خود در هم كشند از هول و بيم
پس ز شر اين چنين روزى سياه * حقتعالى دارد ايشان را نگاه
آورد حقشان بپيش اندر ظهور * تازگى و خوبرويى و سرور
بر جزاى صبرشان از سرنوشت * جنت است و هم حرير اندر سرشت
متكى بر تختهاى زرنگار * در بهشتند از جزاى فعل و كار
در بهشتى كه نبينند از مصير * حرّ و برد از آفتاب و زمهرير
هم بهشتى غير از آن نزديكشان * كه بود پاداش فعل نيكشان
كز درختانش بر آن پر مايهها * افتد از اكرام بارى سايهها
رام كرده ميوههاى آن شود * رام گردانيدنى كاسان بود
هم شود گردانده بر ايشان مدام * جامهاى دستهدار از سيم خام
همچنين بيدسته ديگر جامها * كه بود چون آبگينه در صفا
جمله اكواب و اوانى چون زجاج * در بها وز نقره باشد در رواج
هر كرا اندازه قدر آرزوست * ظرفها يعنى به قدر ميل اوست
مىبياشامند خمرى در بهشت * هم مزاج زنجبيل اندر سرشت