چون كه بينى آن دورويان را بنام * در شگفت آرندت از جسم و كلام
گر سخن گوئيد بر گفتارشان * گوش بدهى بس طليقند از بيان
ميكنى باور ز حسن ظنّ خويش * آنچه ميگويند كذب از دين و كيش
وانگهى كايشان چو چوب خشك پشت * هشته بر ديوار و در هيكل درشت
يا خشب چوبيست كش در مغز بر * كرم افتاده است و دور است از ثمر
بر گمانشان هر صدايى كه بلند * مىشود واقع بر ايشانست چند
ميشوند از هر صدايى ترسناك * تا نباشد بهر ايشان بيم و باك
دشمنانند اين گروهت كن حذر * پس ز مكر و حقد ايشان سر بسر
بكشد ايشان را خدا گردانده چون * ميشوند از راه حق در آزمون
يؤفكون يا مشتق از افك است پس * بين دروغ ايشان چسان گويند بس
[ سوره المنافقون ( 63 ) : آيات 5 تا 7 ]
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا يَسْتَغْفِرْ لَكُمْ رَسُولُ اللَّهِ لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَ رَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَ هُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ( 5 ) سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ ( 6 ) هُمُ الَّذِينَ يَقُولُونَ لا تُنْفِقُوا عَلى مَنْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى يَنْفَضُّوا وَ لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَفْقَهُونَ ( 7 )
و چون گفته شود مر ايشان را بيائيد تا آمرزش خواهد براى شما فرستاده خدا پيچند سر ايشان را و بينى ايشان را مىبندند و ايشان باشند تكبركنندگان ( 5 )
يكسانست براى ايشان آمرزش كرده باشى يا استغفار كرده باشى براى ايشان هرگز نيامرزد خدا مر ايشان را بدرستى كه خدا هدايت نكند گروه فاسقان را ( 6 )
ايشانند آنان كه ميگويند انفاق مكنيد بر آنكه نزد رسول خداست تا متفرق شوند و خداى را خزينهها آسمانها و زمين است و ليكن منافقان نمىفهمند ( 7 )
گشت اين آيت چو نازل بر نبى * قوم او گفتند بر ابن ابى
يافت در حق تو اين آيت نزول * رو كه خواهد مغفرت بهرت رسول
سر بپيچيد و بگردانيد رو * گفت گفتندم كه ايمان آر تو
پس بياوردم من ايمان باثبات * گفت ميبايد دهى دادم زكات
مانده بر جا اين يك اندر دست رس * بر محمد « ع » سجده بايد كرد و پس
آمد اينكه بر منافق سيرتان * چون كه ميگويند مردم در عيان
مىبيائيد اينكه خواهد مغفرت * بر شما پيغمبر اندر معذرت
مىبپيچانند سرهاشان و زان * ميكنند اعراض بينى تا چسان
هستشان گردنكشى از اعوجاج * ما بر اين يعنى نداريم احتياج
هست يكسان خواهى آمرزش اگر * يا نخواهى بهر ايشان در اثر
هرگز ايشان را نيامرزد خدا * هم بفاسق مىنباشد رهنما
آن كسان گويند از شومى بناس * نفقه ندهيد و طعام و هم لباس
آنكه را نزد رسول اللَّه بود * از فقيران مهاجر بيعدد
تا ز عريانى و جوع ايشان همه * تفرقه گردند برسان رمه
مر غلامان نزد خواجهء خود روند * هم پسرها با پدر ملحق شوند
هر منافق او خسيس است و بخيل * زنده جز خود را نخواهد در سبيل
مىكند تحميق آن كو مال خويش * ميدهد بر مستحق در حفظ كيش
هم چنان كان بد دلان انصار را * نهى ميكردند از بذل نوا
هست حقرا نزد رزق بندگان * جمله مخزنهاى ارض و آسمان
هست يعنى آن مفاتيح از تمام * در يد قدرت در ارزاق انام
[ سوره المنافقون ( 63 ) : آيات 8 تا 11 ]
يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدِينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقِينَ لا يَعْلَمُونَ ( 8 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُلْهِكُمْ أَمْوالُكُمْ وَ لا أَوْلادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ( 9 ) وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْ لا أَخَّرْتَنِي إِلى أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَ أَكُنْ مِنَ الصَّالِحِينَ ( 10 ) وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها وَ اللَّهُ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ( 11 )
ميگويند اگر باز گرديم بسوى مدينه بيرون خواهد كرد البته عزيزتر از آن ذليلتر را و مر خدايراست عزّت و براى رسول وى و براى گروندگان و ليكن منافقان نميدانند ( 8 )
اى آنان كه گرويديد غافل نگرداند شما را اموال شما و نه اولاد شما از ياد خدا و كسى كه كرد اين را پس آن گروه ايشانند فراموششدگان ( 9 )
و انفاق كنيد از آنچه روزى گردانيديم شما را پيش از آنكه بيايد يكى از شما را مرگ پس گويد اى پروردگار من اگر پس بيندازى مر امر مدتى نزديك پس صدقه بدهم و بشوم از نيكان ( 10 )