گر نه آن باشد كه به نوشته خدا * بهر ايشان اين خروج و اين جلا
مىنمودند آن جماعت را عذاب * دو جهان از قتل و اسر بيحساب
هستشان آن سان كه اندر آخرت * آتش دوزخ بدون معذرت
اينست زان باعث كه كردند بيخلاف * با خدا و با رسول ذى عفاف
با خدا و آن كس كه آيد در شقاق * حق شديدستش عقاب و افتراق
حكم شد خرما بنانشان را كنند * جملگى ويران و از جا بر كنند
زين يهودان پس شدند اندر غضب * پس بگفتند از ره طعن و غضب
اى محمد « ع » تو كنى دعوى كه من * بر عدالت داعيم از ذو المنن
عدل اين باشد كه نخلستان ما * مىبسوزاندى و بر كندى ز جا
بر پيمبر « ع » شاق بس گشت اين مثال * همچنين رفتند بعضى در خيال
كه مبادا اين بود ظلم و فساد * يعنى از مستضعفين با سداد
در ميانشان بس در اين رفت اختلاف * كاين بود بر عدل يا ظلم و گزاف
بعض مىگفتند بايد كرد قطع * بعض از قطعش بسى كردند منع
آمد آيت كانچه از خرما بنان * قطع گرديد آنچه هشتيد آن چنان
ايستاده بر اصول خويشتن * جمله پس باشد بامر ذو المنن
تا نمايد خوارشان اندر نمود * آنچه بيرون رفتگانند از حدود
بر پيمبر وانچه بىجنگ و جدال * بازگردانيد حق از ملك و مال
مىنتازانديد بر تحصيل آن * هيچ اسب و اشترى فاش و نهان
تا به چيزى از غنيمتها شويد * مستحق زان ره باندك يا مزيد
ليك مستولى نمايد و اين عطاست * حق رسول خويش را بر هر كه خواست
اين غنيمت پس به او شد واگذار * تا دهد بر هر كه خواهد ز اختيار
حق بهر چيزى توانا باشد او * تا شما را غالب آرد بر عدو
[ سوره الحشر ( 59 ) : آيات 7 تا 8 ]
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 7 ) لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أَمْوالِهِمْ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً وَ يَنْصُرُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ ( 8 )
آنچه را برگردانيد خدا بر رسولش از اهل قريهها پس براى خدا و رسولست و براى صاحب قرابت و يتيمان و مسكينان و ابن سبيل تا نبوده باشد دايره نوبت ميانه اغنياء از شما و آنچه داد شما را رسول پس بگيريد او را و آنچه نهى كرد شما را از آن پس باز ايستيد و بپرهيزيد از خدا بدرستى كه خداست سخت عقوبت ( 7 )
براى محتاجان مهاجرانست آنان كه بيرون كرده شدند از ديارشان و اموالشان ميجويند فضلى از خدا و خشنودى و يارى ميكنند خدا و رسولش را آنهايند آنها راستگويان ( 8 )
گاه پنهان بىسپاه و بىقتال * گاه با هنگامه در جنگ و جدال
بر رسول آنچه حق ز اهل قرى * باز گردانيد بىچون و چرا
از منال و مال بىحرب و قتال * از خدا و از رسولت آن منال
در ذوى القربى و ايتام ذليل * هم ز مسكينان و ابناء السبيل
هست ذى القربى بنزديك قبول * اهل بيت و عترت و خويش رسول
حكمها باشد در اين آيت فزون * هل كه ماند اين بيان اندر كمون
گفتهاند احكام آن را سربسر * باشى ار واقف ز تاريخ و خبر
فكرت ما دور از اين تصوير بود * اينقدر هم لازم تفسير بود
مىنباشد تا كه آن چيز از شما * در تداول در ميان اغنيا
وانچه از فيء و غنيمتها رسول * بر شما بدهد بگيريد از قبول
وانچه نهى از آن نمايد بر شما * باز پس زان ايستيد از مدعا
هر كه ننمايد ز نهيش اجتناب * جاودان اندر هلاكست و عذاب
از خدا ترسيد و از روز حساب * زانكه باشد بس شديد او را عذاب
وان فقيران مهاجر كز بلد * گشتهاند اخراج بىمال و مدد
چون نمودند از سراهاشان برون * منعشان كردند از مال و شئون
كردى از آن هجرت و رنج و تعب * از خدا افضال و خوشنودى طلب
قصدشان يعنى از آن هجرت نبود * غير خوشنودى خلاق ودود
از ره حب خداوند و رسول * هجرت و محنت نمودندى قبول
يارى حق مىكند از جان و مال * هم اعانت بر رسول ذو الجلال
يارى دين خدا يارى اوست * يارى احمد « ع » مددكارى اوست
اينگروه ايشان بوند از راستان * راستكار و راستگو در امتحان
[ سوره الحشر ( 59 ) : آيات 9 تا 15 ]
وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِيمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ وَ لا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا وَ يُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 9 ) وَ الَّذِينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالْإِيمانِ وَ لا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ( 10 ) أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نافَقُوا يَقُولُونَ لِإِخْوانِهِمُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَكُمْ وَ لا نُطِيعُ فِيكُمْ أَحَداً أَبَداً وَ إِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّكُمْ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ( 11 ) لَئِنْ أُخْرِجُوا لا يَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَ لَئِنْ قُوتِلُوا لا يَنْصُرُونَهُمْ وَ لَئِنْ نَصَرُوهُمْ لَيُوَلُّنَّ الْأَدْبارَ ثُمَّ لا يُنْصَرُونَ ( 12 ) لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِي صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ ( 13 )
لا يُقاتِلُونَكُمْ جَمِيعاً إِلاَّ فِي قُرىً مُحَصَّنَةٍ أَوْ مِنْ وَراءِ جُدُرٍ بَأْسُهُمْ بَيْنَهُمْ شَدِيدٌ تَحْسَبُهُمْ جَمِيعاً وَ قُلُوبُهُمْ شَتَّى ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ ( 14 ) كَمَثَلِ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ قَرِيباً ذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 15 )
و آنها كه جايگاه ساختند آن دار را و ايمان را از پيش از ايشان دوست ميدارند آن كس را كه مهاجرت نمود بسوى ايشان و نمىيابند در سينههاشان خواهشى از آنچه داده شدند و بر ميگزيند بر خودهاشان و اگر چه باشد با ايشان احتياج و آنكه داشته شود از بخل نفسش پس آنهايند آنها