ننگرى آيا بسوى آن كسان * كه منافق پيشهاند و تيره جان
دوست گرديدند با قومى عجب * كه بر ايشان كرده حق خشم و غضب
بودهاند ايشان دورويانى كه بود * بعضشان با حق ولاشان با يهود
نز يهودند آن جماعت نز شما * مىخورند ايشان قسم بر ناروا
بر دروغ اعنى كه در اسلام و دين * وانگهى دانند خود اين كفر و كين
كرده حق آماده اندر نشأتين * مر عذابى سخت ايشان را به عين
بود كارى بد كه آن ميكردهاند * بر نفاق و بر بدى پروردهاند
برگرفتند آن قسمهاشان سپر * تا به آن مانند ايمن از ضرر
مردمان را از ره حق زان نفاق * داشتندى باز و دارند اين سياق
پس مر ايشانراست رنجى بس مهين * دفع ز ايشان باز نكنند روز دين
مالهاى پيش و فرزندانشان * هيچ از قهر خدا از جانشان
اين گروهند اهل آتش جاودان * يوم يبعثهم جميعا بىگمان
پس خورند از بهر حق سوگند هم * آن چنان كه مىخورند اكنون قسم
بر گمانشان كه از اين كذب و جحود * هستشان چيزى كز آن يابند سود
مىندانيد اين ز ايمان و فروغ * اينكه ايشانند بر كذب و دروغ
گشته مستولى بر ايشان ديو هم * ذكر حق از يادشان برد از ستم
لشكر ديوند و دانيد اينكه هست * حزب شيطان در زبان و در شكست
[ سوره المجادلة ( 58 ) : آيات 20 تا 22 ]
إِنَّ الَّذِينَ يُحَادُّونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِكَ فِي الْأَذَلِّينَ ( 20 ) كَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلِي إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ( 21 ) لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ يُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 22 )
بدرستى كه آنان كه مخالفت مينمايند خدا و رسولش را آنهايند در خوارترين ( 20 )
نوشت خدا كه هر آينه غالب ميشويم من و رسولانم بدرستى كه خداست قوى عزيز ( 21 )
نيابى گروهى را كه ايمان آوردند به خدا و روز بازپسين كه دوست دارند آن را كه مخالفت نمود خدا و رسولش را و اگر چه باشند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا خويشان آنها نوشت در دلهاشان ايمان و قوت داد ايشان را بروحى از آن و داخل ميگرداند ايشان را بهشتهايى كه ميرود از زير آنها نهرها جاودانيان در آنها خشنود شد خدا از ايشان و خشنود شدند از او آنها سپاه خداييد آگاه باش كه سپاه خدا آنهايند رستگاران ( 22 )
آن كسان كه ميكنند ايشان خلاف * با خدا و با رسول ار كذب و لاف
فى الاذلينند بىشك اين گروه * خوارتر يعنى ز خواران از وجوه
چون سخن از فتح روم و فارس گفت * مر منافق طعنه ميزد در نهفت
كه نباشد فارس چون ارض عرب * كه توان آن را گرفتن بىسبب
آمد آيت كه نوشت حق كه من * با رسولان غالبم در هر زمن
يعنى اندر لوح محفوظست و ضبط * كه بود غالب بر اشيا بى ز خبط
حقتعالى او قوى و غالب است * بر رسل در غالبيت واهب است
مىنيابى آن گره كه بگروند * بر خدا و يوم دين كايشان شوند
دوست با آن كس كه باشد در خلاف * با خدا و با رسولش ز انحراف
گر چه مىباشند ايشان را پدر * آن مخالف پيشگان يا خود پسر
يا برادرها و خويش آوندشان * نيستند البته هم پيوندشان
آن گره به نوشته ايشان را خدا * در دل ايمان داده يعنى سخت جاى
تقويت فرموده ايشان را بروح * كان ز نزد اوست بر اهل فتوح
داخل ايشان را نمايد در جنان * جويها جاريست كاندر زير آن
جاودانند اندران راضى است حق * زانكسان و ايشان ز حق بىشوب و دق
حزب حقّند اين گروه حزب او * رستگارند اين بدانيد از نكو
سورة الحشر
[ سوره الحشر ( 59 ) : آيات 1 تا 2 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 1 ) هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ مِنْ دِيارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ ( 2 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان