و ميگردانيد روزىتان را بدرستى كه شما تكذيب مينمائيد ( 82 )
پس چرا وقتى كه ميرسد بحنجر ( 83 )
و شما در آن وقت مينگريد ( 84 )
و ما نزديكتريم بسوى او از شما و لكن نمىبينيد ( 85 )
پس چرا اگر هستيد غير جزا داده شوندگان ( 86 )
برگردانيدش اگر هستيد راستگويان ( 87 )
پس اگر باشد از نزديكشدگان ( 88 )
پس راحتى است و روزى و بهشت با نعمت ( 89 )
و اما اگر باشد از ياران دست راست ( 90 )
پس سلام مر ترا از ياران دست راست ( 91 )
و اما اگر باشد از تكذيبكنندگان گمراهان ( 92 )
بس مايهء ميهمانيست از آب جوشان ( 93 )
و در آوردن در دوزخ ( 94 )
و بدرستى كه آن هر آينه آنست حق يقين ( 95 )
پس تسبيح گوى بنام پروردگارت كه بزرگ است ( 96 )
پس خورم سوگند بر وقت نجوم * يا غروب اختران اندر هجوم
اتصال نفس احمد باشد آن * خود بروح القدس در حال عيان
واندران وقتست غيبت از حواس * روح گردد فارغ از غوغاى ناس
گر بدانيد اينست سوگندى عظيم * كانچه خواند او هست قرآنى كريم
ز احمد اعنى آنچه كرديد استماع * هست قرآنى كثير الانتفاع
در كتابى وان بود پوشيده ضبط * لوح محفوظ اعنى اندر نظم و ربط
مس ورا نكنند جز پاكيزگان * جز ملايك كس نداند يعنى آن
يا نگردند آگه از تأويل وى * جز خواص و عارفان نيك پى
گشته آن نازل ز ربّ العالمين * پس تهاون ميكنيد آيا بر اين
مىبگردانيد بهرهء خويش ازو * اينكه تكذيبش كنيد از سوء خو
پس چرا چون ميرسد جان بر گلو * وقت مردن بنگريد از پشت و رو
هم چنان كه مردم حيرت زده * بر گلو جانشان ز وحشت آمده
ما به او باشيم بس نزديكتر * از شما ليكن نبيند از بصر
پس نهايد ارجز جزا داده شده * يا كه مقهور و ذليلان آمده
باز روح محتضر را بر جسد * راست گر گوئيد گردانيد خود
محتضر پس باشد اما گر بجا * خود ز نزديكان در گاه خدا
يعنى از آن سابقين از سه گروه * او ز مردن مىنيايد بر ستوه
پس مر او را باشد از ريحان و روح * راحت و هم رزق خوشبو در فتوح
رحمتى كاندوه از او زايل كند * دمبدم بر مردنش مايل كند
هم دگر باشد مر او را وقت مرگ * بوستانى بر نعيم از ساز و برگ
باشد اما ور كه ز اصحاب يمين * سالمست از خوف و مكروه اين يقين
پس تو را باشد ز اهل دست راست * آن سلامى كاهل دست راست راست
بر تو باشد اى محمد ( ص ) يا سلام * خود ز اصحاب يمين در هر مقام
شاد و ايمن باش كايشان سالمند * با تنعم در بهشت از منعمند
هست حال محتضر يعنى نكو * بر تو بس باشد سلام از روح او
باشد اما اهل تكذيب ار كه او * وز گروه گمرهان بىگفتگو
پيشكش پس باشد او را از حميم * و اندر آوردن در آتش در جحيم
آنچه در اين سوده شد ذكر اينچنين * ان هذا لهو حق اليقين
پس نما تسبيح ربّت صبح و شام * كاوست اعظم در صفات و ذات و نام
سورة الحديد
[ سوره الحديد ( 57 ) : آيات 1 تا 6 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 1 ) لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يُحْيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 2 ) هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ( 3 ) هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يَعْلَمُ ما يَلِجُ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَخْرُجُ مِنْها وَ ما يَنْزِلُ مِنَ السَّماءِ وَ ما يَعْرُجُ فِيها وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ( 4 )
لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ ( 5 ) يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ يُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 6 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان