پس گرفتيم او را و لشكرهايش را پس انداختيم ايشان را در دريا و او بود ملامت آورنده ( 40 )
و در عاد هنگامى كه فرستاديم بر ايشان باد بىنفع ( 41 )
كه نميگذاشت هيچ چيز را كه ميگذشت بر آن مگر كه ميگردانيدش چون پوسيده ريزه ريزه شده ( 42 )
و در ثمود هنگامى كه گفته شد مر ايشان را كه برخوريد تا وقتى ( 43 )
پس سر كشيدند از فرمان پروردگارشان پس گرفتشان صاعقه و ايشان مينگرستند ( 44 )
پس نتوانستند هيچ برخواستنى و و نبودند انتقام كشندگان ( 45 )
و قوم نوح از پيش بدرستى كه ايشان بودند گروهى بيرون رفتگان از فرمان ( 46 )
همچنين در قصهء موسى نشان * هست بهر اعتبار آرندگان
چون بفرعونش فرستاديم ما * خود بحجتهاى روشن برملا
پس تولّا كرد او بر ركن خود * كرد يعنى قوتش را مستند
گفت موسى را كه ساحر باشد او * يا كه ديوانه بدون گفتگو
پس گرفتيم او و لشكرهاش هم * پس بيفكنديم ايشان را بيم
آن زمان بود او بنفس خود مليم * چون كه خود را ديد در درياى بيم
همچنين در قصهء عاد از قرار * هست آيتها بر اهل اعتبار
چون بر ايشان ما فرستاديم باد * كه عقيم آن بود برسان جماد
يعنى آبستن نميشد ز او درخت * بود قهرى بر گروه شوربخت
يا عقيم اينست وجهى از وجوه * كه نمودى قطع فعل آن گروه
حاصل آنكه سويشان ريح العقيم * ما روان كرديم بر انذار و بيم
هيچ مىنگذاشت آثارى بجا * بر هر آنچه برگذشت از هر كجا
جز كه آن را كرده مانند رميم * كهنه و ريزنده آن باد عقيم
همچنين در قصهء قوم ثمود * عبرتى مر اهل ايمان را فزود
چون بايشان گفته شد كه برخوريد * از منال و عمر تا وقت و عيد
وان سه روز از بهر عقر ناقه بود * نازل آن دم رنج فوق الطاقه بود
پس ز امر رب خود سركش شدند * زان سبب مستوجب آتش شدند
پس گرفت آن مردمان را صاعقه * جمله ميديدند روز آن عايقه
پس نبدشان استطاعت بر قيام * تا كه بگريزند از آن آشوب عام
هم نبودند آنكه بر رفع عذاب * يار يكديگر شوند از هيچ باب
يا كه بكشند انتقام از ما پديد * زان عقوبتها كه بر ايشان رسيد
بوده قوم نوح از ايشان بيشتر * رفته قومى از حدود خود بدر
[ سوره الذاريات ( 51 ) : آيات 47 تا 55 ]
وَ السَّماءَ بَنَيْناها بِأَيْدٍ وَ إِنَّا لَمُوسِعُونَ ( 47 ) وَ الْأَرْضَ فَرَشْناها فَنِعْمَ الْماهِدُونَ ( 48 ) وَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ خَلَقْنا زَوْجَيْنِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ( 49 ) فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 50 ) وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ إِنِّي لَكُمْ مِنْهُ نَذِيرٌ مُبِينٌ ( 51 )
كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ ( 52 ) أَ تَواصَوْا بِهِ بَلْ هُمْ قَوْمٌ طاغُونَ ( 53 ) فَتَوَلَّ عَنْهُمْ فَما أَنْتَ بِمَلُومٍ ( 54 ) وَ ذَكِّرْ فَإِنَّ الذِّكْرى تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِينَ ( 55 )
و آسمان بنا كرديمش به قوت بدرستى كه مائيم وسعت دهندگان ( 47 )
و زمين گسترديم آن را پس خوب گسترانندگانيم ( 48 )
و از هر چيزى آفريديم دو صنف باشد كه شما پند گيريد ( 49 )
پس بگريزيد بسوى خدا بدرستى كه من مر شما را از او بيمكننده آشكارا ( 50 )
و مگردانيد با خدا الهى ديگر بدرستى كه من مر شما را از او بيمكننده آشكارم ( 51 )
همچنين نبايد به آنان كه پيش از ايشان بودند هيچ رسولى مگر گفتند جادوگر است يا ديوانه ( 52 )
آيا وصيت يكديگر كردند به آن بلكه ايشانند گروهى زيادهروندگان ( 53 )
پس اعراض كن از ايشان پس نباشى تو ملامت كرده شده ( 54 )
و پند ده پس بدرستى كه پند سود ميدهد مؤمنان را ( 55 )