سورة الفتح است بگشا باب دل * گوش كن اسرار جان ز ارباب دل
ما گشوديم اى رسول پاكدين * مر تو را بگشود نى ظاهر بدين
بعد كشف قلب باشد كشف روح * وان بود فتح مبين اندر فتوح
وصف خلقيت شود اينجا بدل * بر صفات و بر كمال لم يزل
بر هر آن مويى كه بود اندر تنش * داد حق حق چشمى و فتحى روشنش
فتح مكه يا حديبيه يكى * از فتوحش بود بىريب و شكى
ظاهر انا فتحنا از ورود * در حديبيه بفتح مكه بود
فتح گردد بر تو يعنى اين بلد * بود اين صلح از نشانش در سند
چون گشايد حق به روى كس درى * چيست پيشش فتح ملك و كشورى
خاصه آن را كه گشود از سر ذات * حق بجانش باب اسماء و صفات
اى سپهدار معانى از يقين * ما تو را داديم فتحى اينچنين
اين سبب شد تا بيامرزد إله * ما تقدم ما تاخرت از گناه
آن گناهى كز تو سر زد اى سند * وان گناهى كز تو زين پس سر زند
يا مراد از اين گناه امت است * زانكه او معصوم و پاك از زلتست
يا كه جرم مكيان باشد مراد * حق ببخشد آنچه كردند از عناد
ليك اندر زعم صوفى مشربان * ذنب او بد پردههاى جسم و جان
تا مقام وصل مطلق هر حجاب * بود ذنبى نزد عقل ذو لباب
از مقام فرق تا جمع وجود * منكشف شد پردههايش در صعود
اينست ذنب ما تقدم بعد از آن * كامد اندر فرق از جمعى چنان
لازم فرق و شهود است احتجاب * وان سپس گفتا تو را نبود حجاب
بوده است اين كشف محصول رسول * نى كسى را غير او ز اهل وصول
هست اين تحقيق هم خاص صفى * داند آن كو فهمد اسرار خفى
نكته دانان واقفند از رازها * تا چه اندر پرده بود آوازها
اى محمد « ع » بر تو خلاق الانام * نعمت خود كرده از هر ره مقام
ره نمودت بر صراط مستقيم * تا مقام جمع مطلق بىزبيم
هم كند يارى تو را تا رستخيز * كه شود منصور از او يارى عزيز
عزتت را دمبدم افزون كند * ذات بيچون با تو بين تا چون كند
اوست آن كس كه سكينه در قلوب * كرد نازل مؤمنانرا بر وجوب
كرد آرام اعنى ايشان را قلوب * كه بد از اعدا هراسان در حروب
آن سكينه مؤمنان را دمبدم * كرد در اسلام و دين ثابت قدم
زايد ايمانشان كند از آنچه بود * امن با ايمان ايشان بر فزود
هست حق را لشكر ارض و سما * مىكند زايشان مدد بر اوليا
حق عليم است و حكيم اندر امور * زو نيابد جز بخير امرى صدور
[ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 5 تا 7 ]
لِيُدْخِلَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِينَ فِيها وَ يُكَفِّرَ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ كانَ ذلِكَ عِنْدَ اللَّهِ فَوْزاً عَظِيماً ( 5 ) وَ يُعَذِّبَ الْمُنافِقِينَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ أَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ ساءَتْ مَصِيراً ( 6 ) وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً ( 7 )
تا داخل كند مردان باايمان و زنان باايمان را بهشتهايى كه ميرود از زير آنها نهرها جاودانيان در آن و در گذراند از ايشان گناهانشان را و باشد آن نزد خدا كاميابى بزرگ ( 5 )
و عذاب كند مردان با نفاق و زنان با نفاق و مردان مشرك و زنان مشركه را كه گمان برندگانند به خدا گمان بد بر ايشانست گردش بد و خشم كرد خدا بر ايشان و لعنت كرد بر ايشان را و مهيا كردى براى ايشان دوزخ و بد است از راه بازگشت ( 6 )
و مر خدا راست لشكرهاى آسمانها و زمين و باشد خدا غالب درست كردار ( 7 )
تا نمايد مؤمنين و مؤمنات * در جنان داخل بعفو سيّئات
جنتى جارى ز زيرش نهرها * جاودان از حق بر ايشان بهرها
مىبپوشد جرمهاشان هست و اين * نزد حق فوزى عظيم اندر يقين
آن دو رويان را عذاب از مرد و زن * مىكند هم مشركان را بىسخن
كه به حق باشند ايشان بدگمان * نكند اعنى نصرت اسلاميان
هم بر ايشانست گردشهاى بد * سوء ظن را اين بود پاداش و حد
حق بر ايشان خشم بگرفت و نمود * دورشان از رحمت خود در حدود
هم جهنم بهرشان آماده ساخت * بد بود آن بازگشت اندر شناخت
باشد از حق لشكر ارض و سما * جمله منقاد امر او را جابجا
در حديبيه رسول حق مراد * چون كه بر فتح اهل دين را وعده داد
پارهاى گفتند چه فتحست اين * كه ز حج گشتيم ممنوع اينچنين
بد گمان گشتند وز آن بى خبر * كه بود آن منع مفتاح ظفر
گشت آن صلح و حديبيه سبب * بهر فتح مكه كامد در عقب
حاصل اين بد بدگمانى بر خدا * هست از حق هستى اين ماسوى
هر كرا خواهد خدا سازد بلند * هم بضدش زود مغلوب و نژند
غالب است او بر عدو در انتقام * هم حكيم اندر فعال خود تمام
[ سوره الفتح ( 48 ) : آيات 8 تا 14 ]
إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً ( 8 ) لِتُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُعَزِّرُوهُ وَ تُوَقِّرُوهُ وَ تُسَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً ( 9 ) إِنَّ الَّذِينَ يُبايِعُونَكَ إِنَّما يُبايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ وَ مَنْ أَوْفى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً ( 10 ) سَيَقُولُ لَكَ الْمُخَلَّفُونَ مِنَ الْأَعْرابِ شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا فَاسْتَغْفِرْ لَنا يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ لَكُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ بِكُمْ ضَرًّا أَوْ أَرادَ بِكُمْ نَفْعاً بَلْ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً ( 11 ) بَلْ ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلى أَهْلِيهِمْ أَبَداً وَ زُيِّنَ ذلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنْتُمْ قَوْماً بُوراً ( 12 )
وَ مَنْ لَمْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِنَّا أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ سَعِيراً ( 13 ) وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ( 14 )
بدرستى كه ما فرستاديم ترا گواه و بشارتدهنده و بيمكننده ( 8 )
تا ايمان آريد به خدا و رسولش و تقويت كنيد او را و تعظيم نمائيد او را و تسبيح گوئيد