و آرامگاهتان را ( 19 )
و ميگويند آنان كه ايمان آوردند چرا فرو فرستاده شد سوره پس چون فرو فرستاده شود سوره محكم و ذكر كرده شود در آن كارزار بينى آنان را كه در دلهاى ايشان مرض است كه مينگرند بسوى تو نگريستن طارى شده بيهوشى بر او از مرگ پس اولى است براى ايشان ( 20 )
وانكسانند آنكه مىبدهند گوش * بر تو تا بيرون روند از لب خموش
چون ز نزديك تو ميگردند دور * مىبگويند از نفاق و از غرور
با صحابه كاگه از شرعند و دين * داده حقشان علم و ايمان و يقين
او چه ميگفت آنفا يعنى رسول * ما نكرديم ايچ فهم آن اصول
اين گروهند آن كسان كه حق نهاد * مهرشان بر قلبهاى بد نهاد
كردهاند از آرزوشان پيروى * هم تهاون بر كلام معنوى
وانكسان كه يافتندى ره خدا * زايد ايشان را كند نور هدى
هم دهد تقوى نبكشد انتظار * جز قيامت را پس ايشان ز اضطرار
كان بيايد سوى ايشان ناگهان * شد علاماتش همانا پس عيان
از كجا پس باشد ايشان را اياب * چون قيامتشان در آيد با شتاب
هم چسان گيرند پند از آن اساس * در وقوع ساعت از هول و هراس
پس بدانيد اينكه معبود به حق * نيست جز پروردگار ما خلق
دافع هر حزن و خوف و محنت است * آنكه ذاتش متصف بر وحدتست
از حق آمرزش طلب بر ذنبهات * هم بذنب مؤمنين و مؤمنات
منقطع شود يعنى از ما دون حق * دل بپرداز از وجود ما خلق
چيست توبه گر كه گويم توبت است * رستن از قيد تعين توبت است
از هر آن قيدى رهى بر قدر آن * تائبت خوانند مانا رهروان
تا به كلى وارهى از هر چه هست * اين فناى عارفان باللّه است
جز موحد را نباشد اين فنا * تا شناسى توبهها را جابجا
اينقدر كافى است باقى را بفهم * هيچ اگر از عقل و علمت هست سهم
حق بداند از شما بىاشتباه * جاى گردانيدن و آرامگاه
مؤمنان گويند از شوق و داد * سورهاى نازل نشد چون در جهاد
پس فرستاده شود چون در قتال * سوره محكم بلا نسخ و زوال
واندران ذكر قتال از ما فرض * بينى آنان را بدل باشد مرض
قلبشان مانا مريض است از نفاق * نيستشان در امر اسلام اتفاق
سوى تو بينند چون آن كس كه غش * گيردش در وقت موت اندر طپش
هست اولى پس مر ايشان را عذاب * يا بود اولى جهاد از هر صواب
طاعت و گفتار نيكو در جهاد * مر سزاوار است از بهر عباد
مىبگوئيد اعنى اندر زندگانى * كار بنده طاعت است و بندگى
[ سوره محمد ( 47 ) : آيات 21 تا 28 ]
طاعَةٌ وَ قَوْلٌ مَعْرُوفٌ فَإِذا عَزَمَ الْأَمْرُ فَلَوْ صَدَقُوا اللَّهَ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ ( 21 ) فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ ( 22 ) أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعْمى أَبْصارَهُمْ ( 23 ) أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها ( 24 ) إِنَّ الَّذِينَ ارْتَدُّوا عَلى أَدْبارِهِمْ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ وَ أَمْلى لَهُمْ ( 25 )
ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لِلَّذِينَ كَرِهُوا ما نَزَّلَ اللَّهُ سَنُطِيعُكُمْ فِي بَعْضِ الْأَمْرِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِسْرارَهُمْ ( 26 ) فَكَيْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ ( 27 ) ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اتَّبَعُوا ما أَسْخَطَ اللَّهَ وَ كَرِهُوا رِضْوانَهُ فَأَحْبَطَ أَعْمالَهُمْ ( 28 )
طاعت و گفتار خوب پس چون لازم شد امر پس اگر راستى ورزيده بودند با خدا هر آينه بود بهتر از براى ايشان ( 21 )
پس آيا نزديك شديد اگر والى شويد كه فساد كنيد در زمين و قطع كنيد رحمهاتان را ( 22 )
آن گروه آنانند كه لعن كرد ايشان را خدا پس كر گردانيدشان و كور كرد چشمهاى ايشان را ( 23 )
آيا پس تفكر نميكنند در قرآن يا بر دلهائيست قفلهاشان ( 24 )
بدرستى كه آنان كه برگشتند بر پشتهاشان از بعد آنكه ظاهر شد مر ايشان را هدايت شيطان خوب وانمود از براى ايشان و طول امل داد براى ايشان ( 25 )
آن بسبب اينست كه ايشان گفتند مر آنان را كه ناخوش داشتند آنچه را فرو فرستاد خدا كه به زودى فرمان بريم شما را در بعضى از امر و خدا ميداند راز گفتن پنهان ايشان را ( 26 )
پس چگونه باشد وقتى كه بميرانندشان ملائكه ميزنند بر رويهاشان و پشتهاشان ( 27 )
آن بسبب آنكه ايشان پيروى نمودند آنچه بخشم آورد خدا را و ناخوش داشتند خوشنوديش پس ناچيز كرد كردارهاشان را ( 28 )