تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
پس چو لازم گشت و جزم امر قتال * با حق ار گفتند صدق آن دم رجال
در دو دنيا بهر ايشان بود نيك * از نشستن با زنان در خانه ليك
پس بود آيا توقع از شما * والى خلق ار شويد و پيشوا
آنكه افساد آوريد اندر زمين * قطع خويشيها كنيد از طمع و كين
از شما نبود بعيد اينسان فساد * همچو عهد جاهليت از عناد
اين گروهند آنكه حقشان كرده دور * از در رحمت كرند آن قوم و كور
فكر در قرآنتان آيا چرا * نيست دلها جز كه دارد قفلها
الذين ارتد على ادبارهم * باز گشتند اعنى از حق در مهم
بعد از آنكه گشتشان روشن هدى * ديوشان آراست بر چشم از خطا
او فكند اعنى در آمال دراز * يا بوهم آوردشان پس حرص و آز
زين سبب بود اينكه گفتند آن كسان * با يهودان يا منافق پيشگان
آن كسانى كه كراهت داشتند * زانچه بفرستاده حق ز احكام و پند
زود باشد كز شما فرمان بريم * نزد بعضى از امور خود سريم
يعنى اندر نفى قرآن و رسول * وانچه از حق يافت در طاعت نزول
حق بداند جملهء اسرارشان * تا چگونه باشد آخر كارشان
قبض روح افرشتگانشان چون كنند * گرزهاى آتشين بر رو زنند
همچنين بر پشتهاشان گرز و مشت * زانكه گرداندند روى از حق به پشت
زانكه ايشان پيروى كردند از آن * كاورد حق را بقهر اندر عيان
بد ز خوشنودى حق اكراهشان * حق عملهاشان تبه فرمود از آن

[ سوره محمد ( 47 ) : آيات 29 تا 35 ]

أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ أَنْ لَنْ يُخْرِجَ اللَّهُ أَضْغانَهُمْ ( 29 ) وَ لَوْ نَشاءُ لَأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ أَعْمالَكُمْ ( 30 ) وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ وَ الصَّابِرِينَ وَ نَبْلُوَا أَخْبارَكُمْ ( 31 ) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ ( 32 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ ( 33 ) إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ ماتُوا وَ هُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ( 34 ) فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ يَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ ( 35 ) بلكه پنداشتند آنان كه در دلهاشان مرض است كه هرگز بيرون نخواهد آورد خدا كينه‌هاى ايشان را ( 29 ) و اگر ميخواستم هر آينه نموده بوديم به تو ايشان را پس شناخته بودىشان بعلامتشان و مىشناسى ايشان را در روش گفتار و خدا ميداند كردار شما را ( 30 ) و هر آينه مىآزمائيم البته شما را تا بدانيم جهادكنندگان را از شما و صبر نمايندگان را و مىآزمائيم خبرهاى شما را ( 31 ) بدرستى كه آنان كه كافر شدند و باز داشتند از راه خدا و مخالفت ورزيدند با رسول از بعد آنكه ظاهر شد مر ايشان را هدايت هرگز ضرر نتوانند رسانيد خدا را چيزى و به زودى ناچيز كردند كردارشان را ( 32 ) اى آن كسانى كه ايمان آورديد فرمان بريد خدا را و فرمان بريد رسول را و باطل مكنيد كردارهاتان را ( 33 ) بدرستى كه آنان كه كافر شدند و باز داشتند از راه خدا پس مردند و ايشان بودند كافران پس هرگز نيامرزد خدا ايشان را ( 34 ) پس سستى مكنيد و مخوانيد به صلح و شما برترانيد و خدا با شماست و هرگز كم نميكند از شما كردارهاتان را ( 35 )
خود گمان كردند آيا از غرض * آن كسان كه هستشان در دل مرض
آنكه هرگز كينه‌هاشان را خدا * ناورد بيرون نسازد بر ملا
بر تو بنمائيم اگر خواهيم ما * با علامات آن كسان را هر كجا
تا كه بشناسى تو ايشان را تمام * هم بسيما هم بگفتار و كلام
حق بود دانا بر اعمال شما * آزمايد بر جهاد آن جمله را
تا مجاهد را بداند كيست باز * هم گذارد صابران را امتياز
آزمايد همچنين اخبارتان * آنچه گوئيد اعنى از كردارتان
آن سخنها كز قبيح و از حسن * از شما صادر شود در هر زمن
حفص با نون خوانده است اين هر سه را * آزمائيم اعنى ايشان را بجا
نگرويدند آن كسان كه ز انتباه * داشتندى باز خلقان را ز راه
با نبى كردند خصمى در نهان * بعد از آنكه گشت روشن راهشان
گشته بد ظاهر مر ايشان را هدى * يافتند احمد شهست و مقتدا
بر خدا نارد ضرر چيزى و زود * خواهد او اعمالشان باطل نمود
اى گروه مؤمنان اندر قبول * طاعت آريد از خدا و از رسول
باطل و فساد نسازيد از ريا * يا ز سمعه آن عملهاتان شما
آن كسان كه بر خدا كافر شدند * مردمان را از ره حق وا زدند
پس بمردندى بكفر و كينها * هرگز ايشان را نيامرزد خدا
پس نگرديد ايچ سست از كارزار * هم نه بر اصلاحشان باشيد يار
مىنخوانيد اعنى ايشان را به صلح * نيست حاصل كفر و كيشان را به صلح
وانگهى كه برتر و غالب‌تريد * با شما باشد خدا و صفدريد
حق نسازد ناقص اعمال شما * هم نبرد از ثواب و از جزا