تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 669

مساهمون:

ص٦٦٩
پس سختى كه مس كرد او را هر آينه خواهد گفت البته كه اين امر است و گمان ندارم قيامت را قائم و هر آينه اگر باز گردانيده شوم بسوى پروردگارم بدرستى كه مراست نزد او هر آينه خوبتر پس هر آينه اخبار خواهم كرد البته آنها را كه كافر شدند به آنچه كردند و هر آينه بچشانيم البته ايشان را از عذابى درشت ( 50 ) و چون انعام كنيم بر انسان روى گرداند و دور كشد بجانبش را و چون مس كند او را شر پس صاحب دعائيست پهن ( 51 ) بگو خبر دهيد كه اگر باشد از نزد خدا پس كافر شده باشيد به آن كيست گمراه‌تر از آنان كه اوست در مخالفتى دور از حق ( 52 ) به زودى مينمائيم ايشان را آيتهاى خود در آفاق و در خودهاشان تا آشكار گردد مر ايشان را كه اوست حق آيا كافى نيست بپروردگارت كه اوست بر همه چيزى گواه ( 53 ) دانسته باش كه ايشان در شكند از ملاقات پروردگارشان دانسته باش كه او به همه چيز احاطه‌كننده است ( 54 )
گر رسد او را بدى گاه هبوط * پس در آن حالت يؤس است و قنوط
نااميد اعنى ز رحمت در عيان * باز بر پروردگارش بدگمان
ور چشانيمش ز خود بخشايشى * بعد سختى كش رسد آسايشى
گويد اين نيكى كه شد نزديك من * نيست جز از فعل و خوى نيك من
مىنپندارم قيامت را كه آن * قائم آيد كم در اين باشد گمان
ور كه گردم باز بر پروردگار * نزد او دارم نكويى بيشمار
كافران را پس كنيم اخبار چند * زانچه كز يد در عمل آورده‌اند
هم مر ايشان را چشانيم از عذاب * آن عذاب سخت در يوم الحساب
كه ز غلظت گوئيا بر بيش و كم * خود تو را كم يافته بالاى هم
چون كنيم انعام و بگشائيم باز * باب نعمت آدمى را ز اعتزاز
رو بگرداند ز شكران بيحضور * جانب خود را از آن دارد بدور
ور كه گردد تنگدست او يا مريض * پس دعاى اوست بسيار و عريض
گو شما ديديد بسيار از خرد * گر كه اين قرآن ز نزد حق بود
پس بدان كافر شويد اندر سبيل * بىتأمل و اتباع هر دليل
كيست پس گمراهتر زانكو بود * در خلافى دور از راه رشد
زود بنمائيمشان آيات خويش * كاندر آفاق و در انفس هست بيش
تا شود روشن بر ايشان كاوست حق * يعنى آن پيغمبر كامل نسق
قصد از آفاق و انفس شد فتوح * كاهل دين را باشد اندر جسم و روح
در عيان فتح اقاليم و بلاد * در نهان كشف حقايق بر عباد
اندر آفاق از ظهور معنوى * دولت اسلاميان آمد قوى
رأيت انا فتحنا شد بلند * گردن گردنكشان آمد ببند
اندر انفس منشرح شد صدرها * برگذشت از آسمانها قدرها
رتبها منزل به منزل پى بپى * در سلوك ره نوردان گشت طى
منكشف حق پرده‌هاى راز كرد * بابها بر اهل معنى باز كرد
باز بر سيمرغ جان شد راه قاف * عالم از گرد هوا كرديد صاف
نيست آيا مر تو را كافى إله * هست ربت مر بهر چيزى گواه
مىبدانيد اينكه در شكند و ريب * از لقاء رب خويش از نقص و عيب
هم بدانيد اينكه حق سبحانه * كرده بر اشياء احاطه علم او
مر فرو بگرفته علم و قدرتش * ما سوى را در ظهور وحدتش

سورة الشّورى

[ سوره الشورى ( 42 ) : آيات 1 تا 10 ]

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ حم ( 1 ) عسق ( 2 ) كَذلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَ إِلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ( 3 ) لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ( 4 ) تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَلا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ( 5 ) وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ ( 6 ) وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ ( 7 ) وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَهُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ يُدْخِلُ مَنْ يَشاءُ فِي رَحْمَتِهِ وَ الظَّالِمُونَ ما لَهُمْ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ ( 8 ) أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَ هُوَ يُحْيِ الْمَوْتى وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 9 ) وَ مَا اخْتَلَفْتُمْ فِيهِ مِنْ شَيْءٍ فَحُكْمُهُ إِلَى اللَّهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبِّي عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ ( 10 ) بنام خداى بخشندهء مهربان همچنين وحى ميفرستد بسوى تو و بسوى آنان كه بودند پيش از تو خداى غالب درست كردگار ( 3 ) مر او راست آنچه در آسمانها