تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
از ما بهره‌اى را از آتش ( 47 ) گفتند آنان كه بزرگى كردند بدرستى كه ما همه در آنيم بدرستى كه خدا بتحقيق حكم كرد ميان بندگان ( 48 ) و گفتند آنان كه در آتشند مر خازنان دوزخ را بخوانيد پروردگارتان را سبك گرداند از ما روزى از عذاب را ( 49 ) گفتند آيا نبود كه مىآمد شما را رسولانتان با بينتها گفتند آرى گفتند پس بخوانيد و نيست خواندن كافران مگر در گمراهى ( 50 ) بدرستى كه ما هر آينه يارى كنيم رسولانمان را و آنان كه گرويدند در زندگانى دنيا و روزى كه ايستاده ميشوند شاهدان ( 51 ) روزى كه سود نميدهد ظالمان را عذرشان و مر ايشانراست لعنت و مر ايشانراست بدى آن سراى ( 52 ) و بحقيقت داديم موسى را هدايت و بميراث داديم بنى اسرائيل را آن كتاب ( 53 ) هدايتى و پندى مر صاحبان خردها را ( 54 ) پس صبر كن بدرستى كه وعده خدا حق است و آمرزش خواه مر گناهت را و تسبيح كن بستايش پروردگارت را بشبانگاه و بامداد ( 55 )
ياد كن وقتى كه در نار احتجاج * با هم ايشان ميكنند از اعوجاج
پس بگويند آن ضعيفان روبرو * در تخاصم الذين استكبروا
يا كه چيزى كم كنيد از اين نصيب * با شما چون بودمان هر جا شكيب
ما تبع بوديمتان اندر فنون * دفع نار از ما كنيد آيا كنون
سركشان گويند انا كل فيه * چون شما خود در عذابيم و نقيه
ان اللَّه قد حكم بين العباد * مىنگردد حكم او كم يا زياد
خازنان را مىبگويند اهل نار * كه شما خواهيد از پروردگار
تا سبك گرداند از ما اين عذاب * قدر روزى كه شد از ما صبر و تاب
بر شما گوينده آيا در حيات * نامدندى آن رسل با بينات
مىبگويند آمدند آرى بما * پس شما خواهيد گويند از خدا
از شما تا او نمايد كم عذاب * نيست ما را بر شفاعت اذن و آب
آن دعاى كافران در كل حال * نيست هرگز هيچ الا در ضلال
انبيا و مؤمنان را ما دهيم * نصرت اندر زندگانى بىزبيم
هم به روزى كه گواهان ايستند * نصرت از ما بهر ايشانست چند
اندر آن روزى كه ندهد هيچ نفع * ظالمان را عذر ايشان بهر دفع
لعنت ايشانراست از پروردگار * هم سراى بد جحيم شعله بار
ما ز خود داديم موسى را هدا * يعنى احكام و شرايع در ندا
هم بميراث اندر اسرائيليان * باز ما هشتيم تورية از نشان
بهر راه حق نمودن بهر پند * مر اولو الالباب را از چون و چند
پس تو كن صبر ان وعد اللَّه حق * خواه آمرزش ز ذنب در نسق
ذنب او يا خشم ز اقوال بد است * ذنب امت يا كه از آن مقصد است
حرف سخت مشركان خيره چشم * گاه آوردى پيمبر را بخشم
گفت زانرو صبر كن وز خشم خويش * خواه آمرزش ز حق از بعد و پيش
گوى تسبيحى كه باشد مقترن * شام و صبح آن بر سپاس ذو المنن

[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 56 تا 58 ]

إِنَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِي صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ( 56 ) لَخَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ( 57 ) وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ لا الْمُسِيءُ قَلِيلاً ما تَتَذَكَّرُونَ ( 58 ) بدرستى كه آنان كه مجادله ميكنند در آيتهاى خدا بدون حجتى كه آمده باشد ايشان را نيست در سينه‌هاشان جز بزرگى نباشند ايشان رسندگان به آن پس پناه جوى به خدا بدرستى كه او اوست شنواى بينا ( 56 ) هر آينه آفريد آسمانها و زمين عظيم‌تر است از آفريدن مردمان و ليكن