تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
ندا كردن را ( 32 ) روزى كه برگردانيده شوند واپس روندگان نباشد مر شما را از خدا هيچ نگهدارنده و هر كرا اضلال كند خدا پس نيست مر او را هيچ راه نماينده ( 33 ) و بتحقيق آمد شما را يوسف از پيش با بينتها پس پيوسته بوديد در شك از آنچه آورد شما را به آن تا چون هلاك شد گفتيد هرگز بر نه‌انگيزد خدا از بعد او رسولى همچنين اضلال مىكند خدا كسى را كه اوست اسراف‌كننده شك‌آورنده ( 34 ) آنان كه جدال ميكنند در آيتهاى خدا بدون حجتى كه آمد ايشان را عظيم آمد از راه دشمنى نزد خدا و نزد آنان كه گرويدند همچنين مهر ميگذارد خدا بر هر دل تكبركننده جفاكارى ( 35 ) و گفت فرعون اى هامان بنا كن براى بنائى رفيع باشد كه من برسم بوسيله‌ها ( 36 ) وسيله‌هاى آسمانها پس آگاهى يابم باله موسى و بدرستى كه من هر آينه گمان ميبرم او را دروغگو همچنين آراسته شد از براى فرعون بدى كردارش و با داشته شد از راه و نيست چاره‌گرى فرعون مگر در زيانكارى ( 37 ) و گفت آنكه ايمان آورد اى قوم من پيروى كنيد مرا تا هدايت كنم شما را به راه راستى ( 38 )
گفت آن كو بود مؤمن بر خدا * من همى اى قوم ترسم بر شما
مثل يوم حزبها اندر هلاك * مثل داب قوم نوح از بيم و باك
هم جزاى داب آن عاد و ثمود * وانجماعتها پس از ايشان كه بود
حق نخواهد استمى خود بر عباد * بر شما ترسم من از يوم التناد
روى برگردانده روزى كه شويد * سوى دوزخ مدبرين زانجا رويد
نيست آن روز ايچتان از هيچ راه * از عذاب حق نگهدارى بگاه
حق گذارد هر كرا بر خويش باز * پس نباشد هاديى او را بساز
يوسف آمد پيش از او با بينات * بر شما در مصر و ديديد آن صفات
پس شما بوديد دايم در گمان * زانچه آورد او شما را با نشان
چون كه او شد فوت گفتند از عدول * بعده من يبعث اللَّه من رسول
همچنين گمراه گرداند خدا * مسرف مر تاب را در هر كجا
بگذرنده از حد آن شكاك ضال * كه كند با انبياى حق جدال
اندر آيتهاى حق بىحجتى * كامد ايشان را ز لطف و زحمتى
بس بزرگ است آن ز روى بغض و كين * نزد حق وانكس كه هست از مؤمنين
مهر بنهد حق بقلب هر كسى * كه بود جبار و گردنكش بسى
گفت فرعون او بهامان منيع * كن بنا كاخى ز بهر من رفيع
تا رسم شايد به راه آسمان * يا بدرها يا بمنزلهاى آن
بر خداى موسى آگه پس شوم * چون بگردون زان بنا بالا روم
بر گمانم كاو بدعوى كاذبست * از تقلب گفت او وين غالب است
همچنين آراسته فرعون را * سوء كردارش شد از ديو دغا
مانده باز از حق و صد عن سبيل * گشت ابليسش به راه كج دليل
كيد فرعون و سلوك ناصواب * مىنبود از ديو الا فى تباب
يعنى الا ظلم و خسران و گناه * بد تباهى حاصل فكر تباه
گفت آن كو بگرويده بود او * بعد تبليسات فرعون عدو
كاى گروه آئيدم از پى ز اعتماد * تا نمايم بر شما راه رشاد

[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 39 تا 46 ]

يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ ( 39 ) مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلا يُجْزى إِلاَّ مِثْلَها وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيها بِغَيْرِ حِسابٍ ( 40 ) وَ يا قَوْمِ ما لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجاةِ وَ تَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ ( 41 ) تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَ أُشْرِكَ بِهِ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ أَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ ( 42 ) لا جَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيا وَ لا فِي الْآخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنا إِلَى اللَّهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ ( 43 ) فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ لَكُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ ( 44 ) فَوَقاهُ اللَّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذابِ ( 45 ) النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْها غُدُوًّا وَ عَشِيًّا وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ ( 46 ) اى جماعت جز اين نيست كه اين زندگانى دنيا مايه اندك تعيشى است و بدرستى كه آخرت آنست سراى آرام ( 39 ) آنكه كرد بدى را پس جزا داده نميشود