تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 655

مساهمون:

ص٦٥٥
دين شما را يا آنكه بظهور آورد در زمين تباهى را ( 26 ) و گفت موسى بدرستى كه من پناه ميبرم بپروردگارم و پروردگار شما از هر تكبركننده كه نميگرود بروز شمار ( 27 ) و گفت مردى گرونده از كسان فرعون كه پنهان ميداشت ايمان خود را آيا ميكشيد مردى را كه ميگويد پروردگار من خداست و بتحقيق آورده است شما را بينتها از پروردگارتان و اگر باشد دروغگوى پس بر اوست دروغش و اگر باشد راستگوى برسد شما را برخى از آنچه وعده ميدهيد شما را بدرستى كه خدا هدايت نميكند كسى را كه اوست اسراف‌كننده دروغگو ( 28 ) اى جماعت مر شما راست پادشاهى امروز غالبان در زمين پس كيست كه يارى كند ما را از عذاب خدا اگر آيد ما را گفت فرعون كه نمىنمايم شما را جز آنچه مىبينم و هدايت نميكنم شما را مگر راه راستى ( 29 )
ما فرستاديم موسى را يقين * با نشانيها و سلطان مبين
جانب فرعون مردود شرير * هم دگر قارون و هامان وزير
اختصاص اين سه تن اندر بيان * هست زافزونى كفر از ديگران
پس بگفتند او بود در ادعا * ساحرى كذاب نز راه خدا
پس چو آورد آن گره را دين راست * او ز نزد ما كه از ما بر سزاست
مىبگفتند آن جماعت اقتلوا * جمله ابناء الذين آمنوا
زنده بگذاريد زنهاشان به حال * نيست كيد كافران جز در ضلال
گفت مر فرعون سركش با حشم * وا گذاريدم كه موسى را كشم
گو بخواند رب خود را از فنش * تا مرا مانع شود از كشتنش
من بترسم كو ره ديگر زند * دين و آيين شما مبدل كند
يا شود در ارض ما ظاهر فساد * چون كه گردد تابعان او زياد
گفت موسى من برب خود پناه * از هر آن گردنكشى گيرم بگاه
آنكه بر يوم حساب او نگرود * تا كه دفع شر او از من شود
زين مباشيد اى گروه من ملول * نيست او قادر بقتلم در قبول
بر خداى خويش و بر ربّ شما * من پناه آورده‌ام زين ماجرا
گفت مردى زال فرعون عنود * كه نهان ايمان او از قوم بود
قصد قتل مردى آيا ميكنيد * زانكه گويد ربى اللَّه يا عبيد
يعنى اى مردم خداى ما يكى است * كى كند شك گر كسى را مدركيست
وانگهى كاورده است او بينات * از خداى خود شما را از جهات
پس اگر گويد دروغ از بهر اوست * مر و بال كذبش اين بىگفتگوست
ور كه باشد راستگو بعضى رسد * بر شما پس زانچه وعده ميدهد
راه ننمايد حق از حد گشته را * كاذب از راه دين بگذشته را
اى گروه من لكم الملك يوم * غالب اندر مصر بر موسى و قوم
كيست پس آن كو دهد يارى بما * از عذاب و باس حق ان جاءنا
گرد امرى پس نگرديد از گمان * كه زوال ملكتان باشد در آن
گفت پس فرعون مر خزبيل را * ما اريكم قومى الا ما ارى
بر شما نبوم براهى من دليل * جز كه بينم اندران خيرى جميل
بر شما ننمايم الا راه راست * وان هلاك موسى صاحب عصاست
گر نگردد كشته او در رهگذر * اين زمين اندر فساد است و خطر

[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 30 تا 38 ]

وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ مِثْلَ يَوْمِ الْأَحْزابِ ( 30 ) مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ ( 31 ) وَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنادِ ( 32 ) يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ ما لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ ( 33 ) وَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ حَتَّى إِذا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولاً كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ ( 34 ) الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ( 35 ) وَ قالَ فِرْعَوْنُ يا هامانُ ابْنِ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبابَ ( 36 ) أَسْبابَ السَّماواتِ فَأَطَّلِعَ إِلى إِلهِ مُوسى وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ كاذِباً وَ كَذلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَ صُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَ ما كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلاَّ فِي تَبابٍ ( 37 ) وَ قالَ الَّذِي آمَنَ يا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشادِ ( 38 ) و گفت آنكه ايمان آورد اى جماعت بدرستى كه من ميترسم بر شما مثل روز طايفهاى دشمن ( 30 ) مانند شيوه قوم نوح و عاد و ثمود و آنان كه بودند از بعد ايشان و نيست خدا كه بخواهد ستمى مر بندگان را ( 31 ) و اى جماعت بدرستى كه من ميترسم بر شما روز به يكديگر