گر بگيرى مالكى و مقتدر * ور ببخشى مجرميم و مفتقر
اين جهان و آن جهان نسبت بماست * ور نه حق در هر دو عالم پادشاست
چون كه خواهى مرغ بد را پر كنى * هر دمش را دوزخ و محشر كنى
وانكه را باشد بنيكى سرنوشت * هر نفس بر وى كنى خرّم بهشت
ما حساب نفس خود را كردهايم * رو ز عصيان بر درت آوردهايم
هست هر ساعت كه خواهى در سبب * يوم تجرى كلّ نفس ما كسب
نيست ظلم امروز بر كس ز اكتساب * حق بود هر دم سريع اندر حساب
[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 18 تا 22 ]
وَ أَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَناجِرِ كاظِمِينَ ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَ لا شَفِيعٍ يُطاعُ ( 18 ) يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ ( 19 ) وَ اللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ( 20 ) أَ وَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الَّذِينَ كانُوا مِنْ قَبْلِهِمْ كانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ آثاراً فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ ( 21 ) ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقابِ ( 22 )
و بيم كن ايشان را از روز آن نزديك وقتى كه دلهاست نزد حلقها خشم فرو خورندگان نيست مر ظالمان را هيچ خويشى و نه در خواهنده كه اطاعت كرده شود ( 18 )
ميداند خيانت چشمها را و آنچه پوشيده ميدارد سينهها ( 19 )
و خدا حكم مىكند به حق و آنان را كه ميخوانند از غير او حكم نميتوانند كرد به چيزى بدرستى كه خدا اوست شنواى بينا ( 20 )
آيا و سير نكردند در زمين پس بنگرند چگونه بود انجام كار آنان كه بودند پيش از ايشان بودند آنها سختتر از ايشان در توانايى و اثرها در زمين پس گرفت ايشان را خدا بگناهانشان و نبود مر ايشان را از خدا هيچ نگهدارندهء ( 21 )
آن بسبب آنست كه ايشان بودند كه مىآمد ايشان را رسولانشان با معجزات پس كافر شدند پس گرفتشان خدا بدرستى كه او نيرومند سخت عقوبتست ( 22 )
كن ز يوم الازفة انذارشان * كاقرب از ديد است بر ابصارشان
آن زمان دلهاى مردم يكسره * آيد از وحشت قريب حنجره
پر بود از درد و غمها آن قلوب * يا خورندهء چشم خويش اندر كروب
نيست استمكاره را در رستخيز * مشفقى و هم شفاعت كار نيز
شافعى كه قول او باشد مطاع * وز شفاعت نبودش هيچ امتناع
داند او چشمى كه دزد و خائن است * وانچه مخفى در صدور و كامن است
يعنى آن چشمى كه بيند از نهان * در حرام و بر عيوب مردمان
وانچه يعنى از نفاق و حقد و كين * هست پنهان در قلوب آن و اين
حق نمايد حكم او بر حق و راست * وانكه ميخوانند جز حق را بخواست
حكم مىنكنند بر چيزى به ياد * زانكه ميباشند نادار و جماد
بر كلام و بر فعال بندگان * حق سميع است و بصير از هر نشان
در زمينشان نيست سير آيا كه چون * بوده پس بينند حال آن قرون
حال اهل قرنها يعنى كه پيش * بودهاند از اين گروه كفر كيش
اندر آثار و تمكن در حدود * بودهاند افزون و از ايشان در نمود
پس گرفت آن جمله را حق بر گناه * هم نگهدارى نبدشان از إله
زانكه آوردند بر ايشان رسل * بس كتاب معجزات اندر سبل
نگرويدند و گرفت او بر شتاب * كاو قوى است و شديد اندر عقاب
[ سوره غافر ( 40 ) : آيات 23 تا 29 ]
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى بِآياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبِينٍ ( 23 ) إِلى فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ قارُونَ فَقالُوا ساحِرٌ كَذَّابٌ ( 24 ) فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْحَقِّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا اقْتُلُوا أَبْناءَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَ اسْتَحْيُوا نِساءَهُمْ وَ ما كَيْدُ الْكافِرِينَ إِلاَّ فِي ضَلالٍ ( 25 ) وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسى وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ ( 26 ) وَ قالَ مُوسى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ ( 27 )
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَ إِنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ( 28 ) يا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَنْ يَنْصُرُنا مِنْ بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جاءَنا قالَ فِرْعَوْنُ ما أُرِيكُمْ إِلاَّ ما أَرى وَ ما أَهْدِيكُمْ إِلاَّ سَبِيلَ الرَّشادِ ( 29 )
و بتحقيق فرستاديم موسى را با آيتهاى ما و حجتى روشن ( 23 )
بسوى فرعون و هامان و قارون پس گفتند ساحرى است بسيار دروغگو ( 24 )
پس چون آورد ايشان را حق از نزد ما گفتند بكشيد پسران آنان كه گرويدند به او و زنده گذاريد زنان ايشان را و نيست حيله كافران مگر در گمراهى ( 25 )
و گفت فرعون بگذاريد مرا كه بكشم موسى را و بايد كه بخواند پروردگارش را بدرستى كه من ميترسم كه بدل كند