تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
حق فرستاده نكوتر از حديث * يعنى اين قرآن برغم هر خبيث
مر مشابه با هم اندر انتظام * بعض بعضى را مصدق بالتمام
يا كه آياتش به طرز يكدگر * در فصاحت در تناسب در خبر
مر مثانى منطوى يعنى بنص * از ره تكرار احكام و قصص
لرزد از وى پوستهاى آن كسان * كز خدا ترسند گاه امتحان
پوستها و قلبهاشان پس شود * نرم سوى ذكر حق اندر رشد
يعنى از غفران چو ميآرند ياد * نرم گردد قلبهاشان ز اعتماد
باشد اين خود ره نمودن از خدا * زان شود آن را كه خواهد رهنما
وانكه را گمراه سازد در بسيج * پس مر او را رهنمايى نيست هيچ
آنكه پرهيزد پس آيا در حساب * مر بوجه خويش از سوء العذاب
چون كسى باشد كه در يوم القيام * هست ايمن از عذاب و انتقام
گفته گردد ظالمان را كه چشيد * مر جزاى آنچه كسب آن كرده‌ايد
پيش از ايشان نيز تكذيب از شتاب * ز انبيا كردند و آمدشان عذاب
از رهى كه دور بودند از شعور * پس حق ايشان را چشاند اندر ظهور
خوارى دنيا و رنج اخروى * اكبر است آن گر بدانند آن روى
اندر اين قرآن زديم از بهر ناس * از مثلها بهر پند اندر شناس
هست قرآنى بگفتار عرب * اندر او نبود كجى وين نى عجب
نيست در وى هيچ وجه انحراف * مر بپرهيزند شايد از خلاف
حق زد اندر شرك و توحيد اينمثل * هست مردى را شريكان در محل
چند مولا باشدش گر بنده‌اى * بر خلاف يكدگر جوينده‌اى
هر شريكش خدمتى گويد ز دور * هيچيك نايد باتمام آن امور
هم از او نبوند راضى هيچيك * نقش او خواهند تا سازند حك
تا بود مردى غلام يك نفر * هر دم از خود سازدش خوشنودتر
در شباهت اين دو باشد مثل هم * هيچ آيا هم چنان كه مدح و ذم
هست حق را هر ثنا و هر سپاس * بل ندانند اكثر اين از ناشناس

[ سوره الزمر ( 39 ) : آيات 30 تا 37 ]

إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ ( 30 ) ثُمَّ إِنَّكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عِنْدَ رَبِّكُمْ تَخْتَصِمُونَ ( 31 ) فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِينَ ( 32 ) وَ الَّذِي جاءَ بِالصِّدْقِ وَ صَدَّقَ بِهِ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ( 33 ) لَهُمْ ما يَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ ( 34 ) لِيُكَفِّرَ اللَّهُ عَنْهُمْ أَسْوَأَ الَّذِي عَمِلُوا وَ يَجْزِيَهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ ( 35 ) أَ لَيْسَ اللَّهُ بِكافٍ عَبْدَهُ وَ يُخَوِّفُونَكَ بِالَّذِينَ مِنْ دُونِهِ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ ( 36 ) وَ مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ مُضِلٍّ أَ لَيْسَ اللَّهُ بِعَزِيزٍ ذِي انْتِقامٍ ( 37 ) بدرستى كه تو ميرنده و بدرستى كه ايشانند ميرندگان ( 30 ) پس بدرستى كه شما روز قيامت نزد پروردگارتان نزاع ميكنيد ( 31 ) پس كيست ظالم‌تر از آنكه دروغ بست بر خدا و تكذيب نمود راست را چون آمد او را آيا نيست در دوزخ مقام مر كافران را ( 32 ) و آنكه آورد صدق را و تصديق نمود آن را آن گروه ايشانند پرهيزكاران ( 33 ) مر ايشانراست هر چه خواهند نزد پروردگارشان آنست پاداش نيكوكاران ( 34 ) تا محو كند خدا از ايشان بدترين آنچه كردند و پاداش دهد ايشان را مزدشان بخوبترين آنچه بودند كه ميكردند ( 35 ) آيا نيست خدا كفايت‌كننده بنده‌اش را و ميترسانند ترا به آنان كه از غير اويند و كسى را كه اضلال كرد خدا پس نيست مر او را هيچ هدايت‌كننده ( 36 ) و كسى را كه هدايت كرد خدا پس نيست مر او را هيچ گمراه‌كننده آيا نيست خدا غالب صاحب انتقام ( 37 )
مشركان گفتند داريم انتظار * موت احمد تا رهيم از گيرودار
آمد آيت كه تو و ايشان بالتمام * متصف بر وصف موتيد از نظام
بعد موت اندر مقام رستخيز * خصم هم در نزد حق باشند نيز
كيست پس ظالمتر از آن بر ملا * كه دروغى گفت آن كس بر خدا
گر دهم تكذيب بر گفتار راست * يعنى اين قرآن كه بر صدق از خداست
چون كه آمد بر وى از حق با فروغ * داشت پس گوينده‌اش را بر دروغ
نيست آيا از مجازات عيان * در جهنم جايگاه كافران
وانكه آورد او كلامى را براست * وانكه تصديقش نمود او كز خداست
آن گروه ايشان بوند از متقون * هم مصدق هم صديق اندر شئون
هست ايشان را بجنت دمبدم * آنچه خواهند از كرامات و نعم
هستشان در نزد رب خود چنين * گر يقين دارى جزاء المحسنين
تا بپوشاند خداى لم يزل * بدترين آنچه كردند از عمل
هم دهد پاداش حق در كارشان * بر نكوتر چيزى از كردارشان
نيست حق بر بنده‌اش آيا كه بس * تا كند زو دفع ضر در هر نفس
مشركانت بيم بدهند از زيان * زانچه غير از حق پرستند از بتان
كه زنى گر بر بتان ما بتر * بر تو از ايشان بود بيم خطر
حق اگر گمره كند در واديى * بنده را پس نيست بهرش هاديى
وانكه را كرد او هدايت ناگهش * پس نباشد كس كه سازد گمرهش
نيست آيا غالب آن رب الانام * بر هر آن چيزى ز روى انتقام