تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤

[ سوره الزمر ( 39 ) : آيات 11 تا 18 ]

قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّينَ ( 11 ) وَ أُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ ( 12 ) قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 13 ) قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دِينِي ( 14 ) فَاعْبُدُوا ما شِئْتُمْ مِنْ دُونِهِ قُلْ إِنَّ الْخاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ أَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَلا ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ ( 15 ) لَهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ ذلِكَ يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ عِبادَهُ يا عِبادِ فَاتَّقُونِ ( 16 ) وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى فَبَشِّرْ عِبادِ ( 17 ) الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ ( 18 ) بگو بدرستى كه من فرموده شده‌ام كه بپرستم خدا را خالص دارنده برايش دين را ( 11 ) و فرموده شده‌ام كه باشم اول مسلمانان ( 12 ) بگو بدرستى كه من ميترسم اگر نافرمانى كنم پروردگارم را از عذاب روزى بزرگ ( 13 ) بگو خدا را ميپرستم خالص‌كننده برايش دينم را ( 14 ) پس بپرستيد آنچه را خواهيد از غير او بگو بدرستى كه زيانكاران آنانند كه زيان كردند در نفسهاشان و كسانشان روز قيامت دانسته باشيد كه آنست آن زيان آشكار ( 15 ) مر ايشانراست از بالاشان سايبانها از آتش و از زيرشان سايبانها آن بيم ميدهد خدا به آن بندگانش را اى بندگان من بپرهيزيد از من ( 16 ) و آنان كه اجتناب كردند از طاغوت كه بپرستند آن را و بازگشت نمودند به خدا مر ايشانراست مژدگانى پس مژده ده بندگان مرا ( 17 ) آنان كه ميشنوند سخن را پس پيروى ميكنند خوبترش را آنها آنانند كه هدايت كرد ايشان را خدا و آنها ايشانند صاحبان خردها ( 18 )
گو كه مأمورم من از حكم و نصوص * اينكه بپرستم خدا را با خلوص
پاك سازم دين او را از زيان * باشم اول كس ز گردن هشتگان
گو كنم عصيانش از من هست بيم * ترسم اعنى از چنان روزى عظيم
گو پرستم من خدايى را به حق * پاك سازم نقش باطل زين و رق
دين خود را باشم از بهر خدا * پاك سازنده ز هر شرك و ريا
فاعبدوا ما شئتم اعنى جز خدا * هر چه خواهيد آن پرستيد از هوا
مشركان گفتند تو كردى زيان * كه ز دين ما گذشتى ناگهان
اى محمد « ع » گو بخسران است آن * كه باهل و نفس خود كرد او زيان
در قيامت كه بود هر كس حقير * مىنيابند اهل خود را در سعير
مىبدانيد اينكه خسران مبين * آن بود گر هست هيچ از عقل و دين
هست ايشان را ز فوق و تحتشان * سايبانها ز آتش از وصف و نشان
ذلك يخوّف اللَّه به * بندگانش را كه يابند آگهى
چون چنين باشد عقوبتها فزون * در قيامت يا عباد فاتقون
و انكسانى كه ز طاغوت اجتناب * كرده‌اند اندر پرستش و انتساب
سوى حق گشتند هم باز از يقين * مژده‌ها باشد مر ايشان را بدين
مژده ده پس بر عبادم آن كسان * كاشنوند آن قول حق را بيگمان
پيروى پس آن جماعت ميكنند * بهترينش را در اعمال از پسند
عفو را راجع شمارند از قصاص * صدقهء پنهان ز پيدا ز اختصاص
در عملها آنچه بهتر و اقدم است * ابتدا بر وى كنند اين الزم است
آن گره كه تابع نيكوترند * حق نموده راهشان نيك اخترند
آن گروهند از نشان عافيه * صاحبان عقلهاى صافيه

[ سوره الزمر ( 39 ) : آيات 19 تا 22 ]

أَ فَمَنْ حَقَّ عَلَيْهِ كَلِمَةُ الْعَذابِ أَ فَأَنْتَ تُنْقِذُ مَنْ فِي النَّارِ ( 19 ) لكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِنْ فَوْقِها غُرَفٌ مَبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعادَ ( 20 ) أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسَلَكَهُ يَنابِيعَ فِي الْأَرْضِ ثُمَّ يُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً مُخْتَلِفاً أَلْوانُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَجْعَلُهُ حُطاماً إِنَّ فِي ذلِكَ لَذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ ( 21 ) أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 22 ) آيا پس آنكه لازم شد بر او سخن عذاب آيا پس تو نجات ميدهى آن را كه باشد در آتش ( 19 ) ليكن آنان كه ترسيدند از پروردگارشان براى ايشانست غرفه‌هايى كه از بالاى آنهاست غرفه‌هائيست بنا كرده شده كه ميرود از زير آنها نهرها وعده دادن خدا خلاف نميكند خدا وعده را ( 20 ) آيا نه بينى كه خدا فرو فرستاد از آسمان آب را پس روان گردانيد آن را چشمه‌ها در زمين پس بيرون آورد به آن كشتى را كه مختلف است اصنافش پس خشك مىشود پس بينى آن را زرد شده پس ميگرداند آن را شكسته ريزها بدرستى كه در آن هر آينه پنديست مر صاحبان خردها را ( 21 ) آيا پس كسى كه گشادگى داد خدا سينه‌اش را