تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
براى اسلام پس اوست بر نورى از پروردگارش پس واى بر آنان كه سخت است دلهاى ايشان از ياد خدا آنهااند در گمراهى روشن ( 22 )
آن كسى آيا كه واجب شد بر او * قول تهديد عذاب ايضا له
پس تو آيا ميرهانى ز آتشش * كرده چون دست قضا آتش كشش
ليك پرهيزند كان را از شرف * غرفها بينى بود فوق غرف
آن كسانى كز خدا ترسنده‌اند * سال و مه در بندگى پاينده‌اند
جارى ايشان را ز زير غرفه‌ها * باشد انهارى روان از طرفه‌ها
اينست وعده حق كه داده بيشمار * خلف نكند وعده خود كردگار
نازل آيا مىنبينى اين كه كرد * آب را از آسمان خلاق فرد
پس مكاريز و ينابيع اين چنين * اندر آورد آب از قعر زمين
پس برون زان آب آرد كشت زار * رنگهايش مختلف بيش از هزار
يا مراد از مختلف الوانه * باشد آن اصناف و اجناس نكو
چون برنج و گندم و هم ماش و جو * ميوه‌ها از هر قبيلى نو بنو
مىشود خشك آن پس از سبزى دگر * بينى آن را پس تو زرد اندر نظر
پس بگرداند مر آن را ريز ريز * اندر اين پنديست بر اهل تميز
پس كسى آيا كه بگشاده خداى * صدر وقتش را باسلام از عطاى
با وسيله قوهء ادراك و عقل * وز دليل و حجت و برهان و نقل
يا كه از محض عنايت در قرار * وان بود پس نورى از پروردگار
يا كه او از نور حق روشن دل است * شرح صدر از نور حقش حاصلست
هست چون آن كس كه باشد سينه‌اش * تنگ و تاريك و سياه آيينه‌اش
بر قلوب قاسيه پس ويل و واى * كان نباشد روشن از ذكر خداى
در ضلالى آشكارند اين گروه * كه بود دلهايشان از سنگ و كوه
ذكر باشد ياد علام الغيوب * كه حق آن را داده نسبت بر قلوب
هر كه معرض شد ز فكر و راه فكر * باب قلبش را ببندد حق ز ذكر
صورت فكر است گر دارى حضور * وجه نور اللَّه فى كل الدهور
نى كه هر وجهى بود رخسار شه * لعل را باشد شناسى از شبه
دست ديو نفس بند ار واصفى * از سليمان حشمتى يا آصفى
آن سليمان صورت پيغمبر است * آصف اندر ره ولى رهبر است
از مضلات ار به حق جويى پناه * باللّه ار هيچت برد ديوى ز راه
رهبر از تفسير من دانى كه كيست * شرح قرآن زانكه تفسير صفى است
هادى خلقان بود قرآن و بس * يا كه صاحب سينهء كامل نفس
وين دو همدستند با هم در سلوك * همچو خور قماع ظلمات شكوك

[ سوره الزمر ( 39 ) : آيات 23 تا 29 ]

اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ تَقْشَعِرُّ مِنْهُ جُلُودُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ ( 23 ) أَ فَمَنْ يَتَّقِي بِوَجْهِهِ سُوءَ الْعَذابِ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ قِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ ( 24 ) كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَأَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ ( 25 ) فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 26 ) وَ لَقَدْ ضَرَبْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ( 27 ) قُرْآناً عَرَبِيًّا غَيْرَ ذِي عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ( 28 ) ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً رَجُلاً فِيهِ شُرَكاءُ مُتَشاكِسُونَ وَ رَجُلاً سَلَماً لِرَجُلٍ هَلْ يَسْتَوِيانِ مَثَلاً الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 29 ) خدا فرو فرستاد بهترين سخن را كتابى متشابه مثانى كه ميلرزد از آن پوستهاى آنان كه ميترسند از پروردگارشان پس نرم مىشود پوستهاشان و دلهاشان بذكر خدا آن ارشاد خداست كه هدايت مىكند به آن كسى را كه ميخواهد و كسى را كه اضلال كند خدا پس نيست مر او را هيچ هدايت‌كننده ( 23 ) آيا پس كسى كه نگاهدارى كند برويش از بدى عذاب روز قيامت و گفته شد مر ظالمان را كه بچشيد آنچه بوديد كه كسب ميكرديد ( 24 ) تكذيب كردند آنان كه بودند پيش از ايشان پس آمد ايشان را عقوبت از جايى كه نميدانستند ( 25 ) پس چشانيد ايشان را خدا خوارى در زندگانى دنيا و هر آينه عذاب آخرت بزرگتر است اگر باشند كه بدانند ( 26 ) و بتحقيق زديم از براى مردمان در اين قرآن از هر مثلى باشد كه ايشان پند گيرند ( 27 ) قرآنى عربى نه صاحب كجى باشد كه ايشان بپرهيزند ( 28 ) زد خدا مثلى مردى كه در آنند شريكان مخالفان يكدگر و مردى خالص مر مردى را آيا يكسانند در حالت ستايش مر خدا را بلكه اكثر ايشان نميدانند ( 29 )
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 645 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه