تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 562

مساهمون:

ص٥٦٢
خدا آنان را كه ايمان آوردند و هر آينه ميداند البته منافقان را ( 11 ) و گفتند آنان كه كافر شدند مر آنان را كه ايمان آوردند كه متابعت كنيد طريق ما را و بايد كه برداريم گناهان شما را و نباشد ايشان بر دارندگان از گناهانشان هيچ چيز بدرستى كه هر آينه ايشانند دروغگويان ( 12 )
باشد از مردم كسى كه گويد او * باللّه آمنا ولى باشد دو رو
پس اذيت كرده چون در دين شود * جور خلقش چون عذاب حق بود
سخت آيد يعنى او را در نظر * بگذرد از دين و ايمان سربسر
چون كه آيد نصرت از پروردگار * پس بگويد با شما بوديم يار
چون شما باشيم مؤمن ما بنيك * تا كه گردد وز غنيمتها شريك
نيست داناتر حق آيا باليقين * بر همه ما فى صدور العالمين
حق بداند آنكه مؤمن ريشه است * داند آن هم كه منافق پيشه است
پس گذارد فرق فيما بينشان * در جهان از ابتلا و امتحان
بين مؤمن با منافق تا تميز * باشد اندر نزد حق و خلق نيز
كافران گفتند با اهل قبول * كه بجان كردند تصديق رسول
پيروى ما كنيد از روى كيش * يعنى اندر مسلك و آئين پيش
تا كه ما حمل خطاياتان كنيم * اينكه ميگويند لغو است و سقيم
جرم آنان را نه بر دارنده‌اند * هيچ چيز و خود بكذب آكنده‌اند

[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 13 تا 14 ]

وَ لَيَحْمِلُنَّ أَثْقالَهُمْ وَ أَثْقالاً مَعَ أَثْقالِهِمْ وَ لَيُسْئَلُنَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَمَّا كانُوا يَفْتَرُونَ ( 13 ) وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسِينَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ ( 14 ) و هر آينه بر ميدارند البته بارهاى گناهانشان را و بارهاى گناهى يا بارهاى گناهشان و هر آينه پرسيده ميشوند روز قيامت از آنچه بودند كه افترا مىبستند ( 13 ) و بتحقيق فرستاديم نوح را بسوى قومش پس درنگ كرد در ايشان هزار سال جز پنجاه سال پس گرفت ايشان را طوفان و ايشان بودند ستمكاران ( 14 )
بلكه وزر خويش و وزر ديگران * باز بردارند پيدا و نهان
در قيامت باز پرسيده شوند * زانچه ميبافند بر هم ناپسند
نوح را كاو بود شيخ الانبيا * سوى قوم او فرستاديم ما
در هزار الا كه پنجه سال ماند * در ميان قوم و بر حقشان بخواند
پس گرفت آن قوم را طوفان همه * زانكه استمكاره بودند آن رمه

[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 15 تا 18 ]

فَأَنْجَيْناهُ وَ أَصْحابَ السَّفِينَةِ وَ جَعَلْناها آيَةً لِلْعالَمِينَ ( 15 ) وَ إِبْراهِيمَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 16 ) إِنَّما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْكاً إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 17 ) وَ إِنْ تُكَذِّبُوا فَقَدْ كَذَّبَ أُمَمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ ( 18 ) پس رهانيديم او را و اهل كشتى را و گردانيديم آن را آيتى براى جهانيان ( 15 ) و ابراهيم چون گفت مر قومش را بپرستيد خدا را و بپرهيزيد از او آن بهتر است از براى شما اگر باشيد كه بدانيد ( 16 ) جز اين نيست كه ميپرستيد از غير خدا بتان را و مىبنديد دروغ بزرگ را بدرستى كه آنان كه ميپرستند از جز خدا مالك نميباشند براى شما روزى را پس بجوئيد نزد خدا روزى را و بپرستيد او را و شكر كنيد مر او را بسوى او باز ميگرديد ( 17 ) و اگر تكذيب ميكنيد پس بتحقيق تكذيب كردند گروهانى پيش از شما و نيست بر رسول مگر رسانيدن آشكار ( 18 )
پس رهانديم او و يارانش تمام * كه بدند اهل سفينه آن كرام
مىبگردانديم آن را در زمين * عبرتى و آيتى بر عالمين
هم براهيم آن زمان كه گفت او * قوم خود را كنا عبدوا اللَّه و اتقوا
اين شما را بهتر است ار آگهيد * بر سپهر عقل و بينايى مهيد
غير از اين نبود كه بپرستيد باز * آنچه را جز حق بتانند از مجاز
مر دروغى را ببافند آن كسان * كه بجز حق را پرستند از گمان