پس فرو برديم او را از كمين * با سرا و گنج و مالش در زمين
پس گروهى هيچش از ياران نبود * تا كه بتوانند از او يارى نمود
يا عذابى را از او دارند باز * دون آن قدرت نماى كار ساز
هم نبود او تا ز موسى در مقام * زانچه با او كرد بكشد انتقام
يا نبد زانان كه بتواند نمود * از خود او دفع عذابى در حدود
صبح كردند آن كسان كه روز پيش * حسرت قارونشان ميبود پيش
و يكان اللَّه بگفتند از عجب * اين كلامست از تعجب در عرب
ميگشايد بر عبادش رزق تنگ * مينمايد چون كه خواهد بيدرنگ
گر نبودى آنكه حق منّت نهاد * خود بما كه مال دنيامان بداد
در زمين بردند هم ما را فرو * منتى باشد خود اين بر ما از او
مينمايد بر صواب اين حال و كار * كه نكردند اهل كفر آن رستگار
يا كسى كو نگرويده بر خداى * رستگارى نيستش در دو سراى
اينست دار آخرت و اندر نشان * ما بگردانيم بهر آن كسان
مىنخواهند آن كسان اندر يقين * كبر و افساد و علوى در زمين
هست انجام پسنديده و نكو * از براى اهل تقوى جمله زو
هر كه آيد خصلتى را بر نكو * بهتر از آن در جزا باشد بر او
وانكه كار بد كند آيد بپيش * هم مر او را مثل آنچه كرده خويش
[ سوره القصص ( 28 ) : آيات 85 تا 88 ]
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرادُّكَ إِلى مَعادٍ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ مَنْ جاءَ بِالْهُدى وَ مَنْ هُوَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ( 85 ) وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ ( 86 ) وَ لا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آياتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنْزِلَتْ إِلَيْكَ وَ ادْعُ إِلى رَبِّكَ وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ( 87 ) وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 88 )
بدرستى كه آنان كه واجب ساخت بر تو قرآن را هر آينه باز گرداننده تو است بجاى بازگشت بگو پروردگار من داناتر است به آنكه آورد هدايت را و آنكه اوست در گمراهى آشكار ( 85 )
و نبودى تو كه اميد داشته باشى كه القا كرده شود به تو كتاب را مگر رحمتى از پروردگارت پس مباش البته معين مر كافران را ( 86 )
و نبايد كه باز دارند ترا از آيتهاى خدا پس از آنكه فرو فرستاده شد بسوى تو و بخوان بسوى پروردگارت و مباش البته از شرك آورندگان ( 87 )
و مخوان با خدا الهى ديگر را نيست الهى مگر او همه چيز هلاك و زوال پذيرد مگر وجه او مر او راست حكم و بسوى او برگردانيده ميشويد ( 88 )
چون ز مكه مصطفى « ع » هجرت نمود * شوق مولد در دلش افزوده بود
آمد اين آيت كه آن كو كرده فرض * بر تو قرآن تا كنى بر خلق عرض
كرد يعنى مر تو را پيغمبر او * بر وطن گرداندت باز او نكو
بخشدت بر كافران دين ظفر * بدهدت بر مكه عود او بىخطر
يا كه قصد از بازگشت اندر معاد * بعث بد در وعدهء رب العباد
مىبرانگيزانمت يعنى چنان * كه نباشد جز تو كس را آن نشان
اى محمد « ع » گو خدا داناتر است * بر كسى كاو را هدايت در خور است
وانكه هست او در ضلالى آشكار * مشركان كت باز راندند از ديار
خود تو را هرگز نميبود اين اميد * كت شود القا كتاب اينسان پديد
ليك بود آن بخششى اندر رقم * بر تو از پروردگار ذو الكرم
پس مشو با كافران هم پشت و يار * تا كنى بر ميل ايشان خود تو كار
مر تو را بايد ندارند ايچ باز * جمله ز آيتهاى حق از اعتراض
بعد از آنكه گشت نازل بر توان * سوى ربّت مردمان را مىبخوان
هم مباش از مشركين يعنى بقوم * بىمدارا شو مترس از طعن و لوم
هم مخوان با آن خدا ديگر خدا * نيست غير از او خدايى رهنما
كلّشى هالك الّا وجهه * هم بود فرمانروايى بهر او
سوى او هم باز گرديده شويد * بر حساب خويش سنجيده شويد
سورة العنكبوت
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 1 تا 3 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
الم ( 1 ) أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ ( 2 ) وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ ( 3 )
بنام خداوند بخشاينده مهربان
آيا پنداشتند مردمان كه وا گذاشته ميشوند كه بگويند ايمان آورديم و ايشان امتحان كرده نشوند ( 2 )
و بتحقيق امتحان كرديم آنان را كه بودند