پيش از ايشان پس هر آينه بدانند البته خدا آنان را كه راست گفتند و هر آينه بداند البته دروغگويان را ( 3 )
خواهم امداد از خداى لا يموت * از پى تفسير سورهء عنكبوت
هست اشارت آن الف و ان لام و ميم * از انا اللَّه مالك ملك عظيم
ميكنند آيا گمان اين مردمان * كه فرو هشته شوند از امتحان
چون كه گويند آن كسان بىآزمون * قول آمنّا و هم لا يفتنون
هم چنان كه آزموديم آن كسان * كه بدند از پيش از ايشان در جهان
امتحان يعنى كه در كلّ امم * بوده است و باز خواهد بود هم
تا بداند حق كه در دين راستگوست * هم ز بعد از امتحانها كاذب اوست
يعنى آنچه بود ثابت در ازل * در ظهور آيد ز آثار و عمل
تا كه يابد اختصاص و امتياز * مؤمن از كافر حقيقت از مجاز
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 4 تا 7 ]
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُونَ ( 4 ) مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 5 ) وَ مَنْ جاهَدَ فَإِنَّما يُجاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ عَنِ الْعالَمِينَ ( 6 ) وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَحْسَنَ الَّذِي كانُوا يَعْمَلُونَ ( 7 )
يا پنداشتند آنان كه ميكنند بديها را كه عاجز كنند ما را بد است آنچه حكم ميكنند ( 4 )
كسى كه باشد كه اميد ميدارد ملاقات خدا را پس بدرستى كه وقت مقدر خدا هر آينه آينده است و اوست شنواى دانا ( 5 )
و كسى كه مجاهده كند پس جز اين نيست مجاهده مىكند براى خودش بدرستى كه خدا هر آينه بىنياز است از جهانيان ( 6 )
و آنان كه گرويدند و كردند كارهاى شايسته هر آينه محو كنيم از ايشان گناهانشان را و هر آينه جزا دهيم ايشان را خوبتر از آنچه بودند كه ميكردند ( 7 )
بلكه پندارند آنان كه كنند * آن بديها كه بود بس ناپسند
آنكه بر گيرند خود پيشى ز ما * وز عذابى كوست واجب در جزا
بد بود حكمى كه ايشان ميكنند * از قياسى نى ز عقل ارجمند
هر اميد او را لقاء اللَّه بود * پس رسد وقت حق ار آگه بود
اوست شنوا مر باقوال عباد * مطلع هم بر فعال و اعتقاد
پس جز اين نبود كند هر كس جهاد * بهر نفس خود كند كم يا زياد
حق بود چون بىنياز از عالمين * خلق محتاجند او را باليقين
وانكسان كاوردهاند ايمان به حق * كارهاى نيك كردند آن فرق
محو ما سازيم از آنها سيئات * بر جزاى فعل نيكو از جهات
نيكتر بدهيم پاداش آنچه را * كردهاند از نيكوئيها ز امر ما
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 8 تا 9 ]
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( 8 ) وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَنُدْخِلَنَّهُمْ فِي الصَّالِحِينَ ( 9 )
و وصيت كرديم انسان را بوالدينش خوبى را و اگر بجد تكليف كنند ترا كه شريك سازى به من آنچه نيست مر ترا به آن علمى پس اطاعت مكن آن دو را بسوى منست بازگشت شما پس خبر دهيم شما را به آنچه بوديد كه ميكرديد ( 8 )
و آنان كه گرويدند و كردند كار شايسته هر آينه ميكنيم ايشان را در صالحان ( 9 )
امر ما كرديم بر كل بشر * نيكى اندر حق مادر هم پدر
گر كه بنمايند كوشش با جدال * تا كه شرك آرى بذات ذو الجلال
در هر آنچه نيستت علمى به آن * پس تو ايشان را مباش از تابعان
سوى ما باشد شما را بازگشت * پس خبرتان بدهم اندر سرگذشت
آنچه باشيد اندر آنكه ميكنيد * از نكويى يا بدى كايد پديد
يعنى آنچه در مقام والدين * ميكنيد و هست نيكى فرض عين
وانكه با ايمانشان كردارها * هست بر نيكى بخشنودى ما
اندر آريم آن كسان را بىگمان * باز اندر جملهء شايستگان
[ سوره العنكبوت ( 29 ) : آيات 10 تا 12 ]
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ آمَنَّا بِاللَّهِ فَإِذا أُوذِيَ فِي اللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ النَّاسِ كَعَذابِ اللَّهِ وَ لَئِنْ جاءَ نَصْرٌ مِنْ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ إِنَّا كُنَّا مَعَكُمْ أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِما فِي صُدُورِ الْعالَمِينَ ( 10 ) وَ لَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْمُنافِقِينَ ( 11 ) وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا اتَّبِعُوا سَبِيلَنا وَ لْنَحْمِلْ خَطاياكُمْ وَ ما هُمْ بِحامِلِينَ مِنْ خَطاياهُمْ مِنْ شَيْءٍ إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ ( 12 )
و از مردمان كسى هست كه ميگويد ايمان آورديم به خدا پس چون آزار رسانيده شود در خدا ميگرداند بلاى مردمان را چون عذاب خدا و اگر آيد نصرتى از پروردگار تو هر آينه گويند البته بدرستى كه ما بوديم با شما آيا و نيست خدا دانا به آنچه باشد در سينههاى جهانيان ( 10 )
و هر آينه ميداند البته