ديدى آيا اينكه اندر سالها * گر كه برخوردارشان سازيم ما
پس نبايدشان بدانچه بودهاند * خود بدان موعود از رنج و گزند
دفع ننمايد از ايشان حق عذاب * آنچه را بودند از آن بهره ياب
يعنى آن مال و منال و عزّ و ناز * رنج ما ز ايشان ندارد هيچ باز
بر هلاكت نامد از ما هيچ ده * جز كه در وى بد رسولى بيم ده
ز پى الزام حجتها و پند * تا نباشد ظلمى از ما در گزند
مشركان گفتند احمد كاهن است * ديوش آموزد سخن از هر چه هست
گفت زان حق ما تنزّلت به * ديو ناورد اين گمان كرد ابلهى
مر شياطين را نباشد اين سزا * استطاعت نيستشان هم بيخطا
كانگروه از سمع اقوال و سروش * جمله معزولند و از معنى خموش
پس مخوان با حق خدايان دگر * پس عذاب آيد تو را از دادگر
زانكه مشرك را نمايد حق عذاب * آنكه شرك آورده باشد ردّ باب
بيم كن خويشان خود را كاقربند * مر شرافت را بتوحيد انسبند
بال خود را هل فرو آن را كه شد * پيروت از مؤمنان از قلب و ودّ
يعنى از مهر و تواضع گو سخن * با كسى كو بگرود بيمكر و فن
پس نمايند ار كه عصيان گو صريح * از شما بيزارم از فعل قبيح
اقربايت يعنى ار سركش شوند * بر خداى فرد واحد نگروند
دست نكشند از پرستش بر بتان * گو برى باشم من از اعمالتان
كن توكّل بر خداى مستعان * كاوست غالب بر امور و مهربان
آن خدا كه بيندت در جهر و راز * چون كه برخيزى ز مجلس بر نماز
همچنين گرديدنت در ساجدين * كو سميعست و عليم اندر يقين
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 221 تا 227 ]
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلى مَنْ تَنَزَّلُ الشَّياطِينُ ( 221 ) تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ( 222 ) يُلْقُونَ السَّمْعَ وَ أَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ ( 223 ) وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ ( 224 ) أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ ( 225 )
وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ ( 226 ) إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ ذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيراً وَ انْتَصَرُوا مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ ( 227 )
آيا خبر دهم شما را بر كسى كه نازل مىشود بر او شياطين ( 221 )
نازل مىشود بر هر دروغگوى گناهكارى ( 222 )
مىاندازند گوش را و اكثرشان دروغگويانيد ( 223 )
و شاعران پيروى ميكنند ايشان را گمراهان ( 224 )
آيا نديدى كه ايشان در هر وادى سرگشته ميروند ( 225 )
و آنكه ايشان ميگويند آنچه را نمىكنند ( 226 )
جز آنكه ايمان آوردند و كردند كارهاى شايسته و ياد كردند خدا را بسيار و انتقام كشيدند از بعد آنكه ظلم كرده شدند و به زودى خواهند دانست آنان كه ستم كردند كه بكدام جاى بازگشت ميكردند ( 227 )
خود شما را من كنم آيا خبر * تا فرود آيد كرا ديو از اثر
مىشود بر كلّ افاك اثيم * نازل از خاطر شياطين رجيم
قول ديوان را بسمعى جاذبند * اكثرى ز ايشان به گفتن كاذبند
پس نباشد مر سزاوار رسول * تا نمايد قول ديوان را قبول
شاعران مشرك از ايشان كنند * پيروى جهّال و بىعقلان چند
هجو كردند از پيمبر چند تن * شاعران ياوه گو در انجمن
هم سفيهى چند ز ارذال عرب * پيروى كردند ز ايشان روز و شب
آمد آيت كاين گروه ظلمتند * تابع و متبوعشان در حسرتند
خود تو آيا مىنبينى كز فسون * در هر آن وادى يهيمونند چون
چون بهايم كه روند از بىشعور * ره بجايى مينيابند از قصور
مىبگويند آنچه نكنند از پسند * فسق ناكرده به خود نسبت دهند
تابعند از شاعران ياوهگو * مردمان الّا الّذين آمنوا
بگرويدستند يا آن شاعران * هستشان گفتار نيك اندر بيان
فعل شايسته است گفتار نكو * شاعران را در مقال و گفتگو
ياد حقّ در شعرشان باشد فزون * يا كه نعمت احمد « ع » كامل شئون
يا ندارد شغل شعر از امتياز * آن جماعت و از اطاعت هيچ باز
خود كشيدند انتقام ايشان بجا * پس چو استمديده گشتند از هجا
هجو كردند آن كسان را كه هجا * بر نبى گفتند و اصحاب رجا
شعرها گفتند از راه قبول * در سپاس ايزد و نعت رسول
چون حسان و بن رواحه آن زمان * مدح او كردند و هجو مشركان
زود دانند اهل ظلم از سرگذشت * باز بر چه مسكنى خواهند گشت
بار الها مر صفى جويد پناه * بر تو ز اوصاف به دو آنجايگاه
هر صفات بد بود بئس المصير * وصف نيكو هم تو بخشى بر فقير
كن بدل وصفى كه ميدانى تو زشت * از فقيرى كافتقارستش سرشت
وصفى ار بد باشدم نكوش كن * بحر رحمت كو بجانم جوش كن
سورة النّمل
[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 1 تا 6 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
طس تِلْكَ آياتُ الْقُرْآنِ وَ كِتابٍ مُبِينٍ ( 1 ) هُدىً وَ بُشْرى لِلْمُؤْمِنِينَ ( 2 ) الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ ( 3 ) إِنَّ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ ( 4 )
أُوْلئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذابِ وَ هُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ ( 5 ) وَ إِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ ( 6 )
بنام خداى بخشندهء مهربان