تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
نى فرستاديم اى كامل رشاد * جز مبشر هم نذيرت بر عباد
كو بتبليغ رسالت در جزا * مىنخواهم اجر و مزدى از شما
جز بكردار آن كسى كز آگهى * خواست گيرد سوى رب خود رهى
مزدم اعنى طاعت اهل اللَّه است * كه دل از ايمان حقشان آگه است
كن توكل پس بحىّ لا يموت * كوست برتر از دليل و از ثبوت
هم ز نقصانش به پاكى كن تو ياد * هم دل از حمدش نما پيوسته شاد
معنى سبح بحمده باشد اين * كه بتنزيهش سپاس آور قرين
حمد كن يعنى چنانش در نعم * كه بدانى برتر است از كيف و كم
او پسنديده است و كافى ناگزير * بر ذنوب بندگان خود خبير
آن خدايى كافريد ارض و سما * وانچه باشد در ميانشان ز اقتضا
خلق فرمود او بشش روز از نشان * شرح آن گفتيم زين پيش از بيان
گشت مستولى بعرش آن گاه باز * كان محيط آمد بر اشيا ز امتياز
امرش اشيا را گرفت اعنى فرو * تا نجنبد مويى الا ز امر او
عرش رحمن گشت يعنى استوار * رحمت رحمانيش بر خلق يار
ور كه خوانى قلب احمد اولى است * عرش را كه حق بر آن مستولى است
پس بپرس از آنكه مىباشد خبير * هر چه خواهى از حقايق در ضمير
يا بپرس از معنى رحمن كه او * نسبتش چبود بعرش از جستجو
يا بپرس از خلقت ارض و سما * يا بشش روز از چه كرد آن را بنا
چون شود گفته بر ايشان كه كنيد * سجده رحمن را ز روى عقل و ديد
مىبگويند اينكه رحمان چيست باز * سجده چيزى را كنيم آيا بساز
كه تو فرمايى بما امر از ستم * پس ز ايمانشان شود افزوده دم
ارجمند است و بزرگ آن كو نمود * برجها در آسمان خلق از حدود
هم بگردانيد اندر وى سراج * مهر روشن ماه تابان در رواج
اوست آن كو كرد خلق روز و شب * بر خلاف يكدگر اندر طلب
بهر آن كو خواهد او آرد به ياد * امر خود را يا كند شكر از نهاد
بندهء رحمان كسى باشد بعرض * كز تواضع ميرود بر روى ارض
جاهلان آيندشان چون در خطاب * با سلامتشان دهند آنها جواب
وان كسان كه شب بروز آرند زود * ربّ خود را در قيام و در قعود

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 65 تا 70 ]

وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً ( 65 ) إِنَّها ساءَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً ( 66 ) وَ الَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَ لَمْ يَقْتُرُوا وَ كانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً ( 67 ) وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً ( 68 ) يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً ( 69 ) إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً ( 70 ) و آنان كه ميگويند پروردگار ما بگردان از ما عذاب دوزخ را بدرستى كه عذابش باشد لازم ( 65 ) بدرستى كه آن بد است از راه قرارگاه و مقام ( 66 ) و آنان كه چون انفاق كنند اسراف ننمايند و تنگ نگيرند و باشد ميان آن اعتدالى ( 67 ) و آنان كه نميخوانند با خدا الهى ديگر را و نمىكشند تنى را كه حرام گردانيد خدا مگر به حق و زنا نميكنند و كسى كه مىكند آن را مييابد عقوبت را ( 68 ) مضاعف مىكند مر او را در عذاب روز قيامت و جاويد ميباشيد در آن خوار ( 69 ) مگر آنكه بازگشت نمود و گرويد و كردگار شايسته را پس آنها را بدل مىكند خدا بديهاشان را بخوبيها و باشد خدا آمرزندهء مهربان ( 70 )
وان كسان كه مىبگويند اى خدا * رنج دوزخ را بگردان تو ز ما
زانكه دوزخ مر عذابش دائمست * مستقرى بد مقامى زشت و پست
وان كسان كه وقت انفاق از درنگ * نه كند اسراف و نه گيرند تنگ
ايستاده باشد آن انفاقشان * بين تقصير و هم اسراف از نشان
وان كسان كه مىنخوانند از اثر * با خداى خود خدايان دگر
نه كشند آن نفس را كز حق حرام * قتل او شد جز به حق در انتقام
نه كنند ايشان زنا ور كس كند * آنچه شد ذكر از جزا بر وى رسد
باشدش در حشر دو چندان عذاب * جاودان در خوارى و رنج و عقاب
جز كه آرد بازگشت و بگرود * كارها شايسته و نيكو كند
آن گره را پس خدا سازد بدل * مر بديهاشان بنيكى در عمل
كاوست آمرزنده و بس مهربان * بخشد از رحمت گناه بندگان

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 71 تا 77 ]

وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتاباً ( 71 ) وَ الَّذِينَ لا يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً ( 72 ) وَ الَّذِينَ إِذا ذُكِّرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها صُمًّا وَ عُمْياناً ( 73 ) وَ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّيَّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً ( 74 ) أُوْلئِكَ يُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا وَ يُلَقَّوْنَ فِيها تَحِيَّةً وَ سَلاماً ( 75 ) خالِدِينَ فِيها حَسُنَتْ مُسْتَقَرًّا وَ مُقاماً ( 76 ) قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ فَقَدْ كَذَّبْتُمْ فَسَوْفَ يَكُونُ لِزاماً ( 77 ) و آنكه توبه نمود و كرد كار نيكى پس بدرستى كه او بازگشت مينمايد بسوى خدا بازگشتنى ( 71 ) و آنان كه حاضر نميشوند باطل را و چون بگذارند بلغو بگذرند كريمان ( 72 ) و آنان كه چون پند داده شوند بآيتهاى پروردگارشان بر وى نيفتند بر آنها كران و كوران ( 73 )