تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 54 تا 55 ]

وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً ( 54 ) وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَنْفَعُهُمْ وَ لا يَضُرُّهُمْ وَ كانَ الْكافِرُ عَلى رَبِّهِ ظَهِيراً ( 55 ) و اوست آنكه آفريد از آب انسانى را پس گردانيدش نژادى و پيوندى و باشد پروردگار تو توانا ( 54 ) و ميپرستند از غير خدا آنچه را نه منفعت ميدهد ايشان را و نه مضرت مىرساند ايشان را و باشد كافر بر پروردگارش هم پشت ( 55 )

تعبير نمودن نژاد و صهر بعلى و فاطمه عليهما السلام

اوست آن كس كافريد آدم ز آب * بس نمودش ذى نژاد از انتساب
صاحب پيوند و پشت اندر ظهور * كرد او را از اناث و از ذكور
بس توانا باشد آن پروردگار * بر هر انكارى كه خواهد ز اختيار
از نژاد و مهر اندر ترجمه * هست مقصود از على و فاطمه
اهل تفسيرند بر اين و اهل فن * كامد اين آيت بشأن اين دو تن
چون كه شد تزويج حيدر با بتول * نازل اين آيت ز حق شد بر رسول
بر چنين داماد و بر اينسان نژاد * رحمت حق دمبدم افزوده باد
هست مر پروردگار ما قدير * كه بر ايشان بخشد اين پير فقير
يا رب افزون كن بما عرفانشان * حق نسل پاك و فرزندانشان
هم چنان كه نورشان كردى زياد * هر چه خامش خواستند اهل عناد
باز بر تفسير گردانم و رق * گفت بپرستند ايشان دون حق
آنچه ندهد هيچشان سود و زيان * گر كه بپرستند يا نى مردمان
كافران باشند هم پشت ار تمام * خود بنافرمانى رب الانام

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 56 تا 64 ]

وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ مُبَشِّراً وَ نَذِيراً ( 56 ) قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلاَّ مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبِيلاً ( 57 ) وَ تَوَكَّلْ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِهِ وَ كَفى بِهِ بِذُنُوبِ عِبادِهِ خَبِيراً ( 58 ) الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ الرَّحْمنُ فَسْئَلْ بِهِ خَبِيراً ( 59 ) وَ إِذا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمنِ قالُوا وَ مَا الرَّحْمنُ أَ نَسْجُدُ لِما تَأْمُرُنا وَ زادَهُمْ نُفُوراً ( 60 ) تَبارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّماءِ بُرُوجاً وَ جَعَلَ فِيها سِراجاً وَ قَمَراً مُنِيراً ( 61 ) وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً ( 62 ) وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً ( 63 ) وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً ( 64 ) و نفرستاديم ترا مگر مژده دهنده و بيم كننده ( 56 ) بگو نميخواهم از شما بر آن هيچ مزدى جز آنكه خواست كه فرا گيرد بسوى پروردگارش راهى ( 57 ) و توكل كن بر خداى زنده كه نميميرد و تسبيح گوى بحمدش و بس باشد او بگناهان بندگانش آگاه ( 58 ) آنكه آفريد آسمانها و زمين را و آنچه ميان آن دو است در شش روز پس بياراست عرش رحمانى را با حسن كامل خلقت پس بپرس از آن آگاهى را ( 59 ) و چون گفته شود مر ايشان را كه سجده كنيد مر خداى بخشاينده را گويند و چيست رحمان آيا سجده كنيم مر آنچه مىفرمايى ما را و افزود ايشان را نفرت ( 60 ) افزود آمد آنكه گردانيد در آسمان برجها و گردانيد در آنها چراغى و ماهى نور دهنده ( 61 ) و اوست كه گردانيد شب و روز را از پى هم آينده براى آنكه خواست كه پند گيرد يا خواست شكرگذاريرا ( 62 ) و بندگان خداى بخشنده آنان كه ميروند بر زمين بآرام و آهستگى و چون خطاب كند ايشان را نادانان گويند سلامى ( 63 ) و آنان كه شب بروز ميارند براى پروردگارشان سجده كنندگان و بر پاى ايستادگان ( 64 )
تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 519 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه