خدا پس گويد آيا شما گمراه كرديد بندگان مرا اينان با ايشان خود گم كردند راه را ( 17 )
گفتند منزّهى تو نباشد سزاوار مر ما را كه فرا گيريم از غير تو از دوستان و ليكن كامياب كردى ايشان را و پدرانشان را تا فراموش كردند ذكر را و بودند گروهى تباه ( 18 )
پس بتحقيق تكذيب نمودند شما را به آنچه مىگوييد پس نتوانند گردانيدنى و نه يارى كردنى و هر كه ستم كند از شما ميچشانيم او را عذابى بزرگ ( 19 )
اى محمد « ع » گو كه آيا اين جهان * هست بهتر يا بهشت جاودان
آنچه ميخواهند از پروردگار * وعد مسئولست در دار القرار
ياد روزى كن كه حشر اين مكان * ميشوند ايشان و معبودانشان
ميپرستند آنچه را غير از خدا * پس خدا گويد كه هيچ آيا شما
گمره ايشان را نموديد از وجوه * بندگان من كه باشند اين گروه
يا خود ايشان گمشدند از ره چنين * از غرض و اخلال عقل مستبين
پاك و بيمثلى تو گويند اى خدا * نيست هيچ از ما سزاوار و روا
تا كه از غير تو ما گيريم دوست * جز تو هر گيرد ولى گمراه اوست
ليك برخوردارى ايشان را چنان * با پدرهاشان تو دادى از جهان
تا ببردند از نظر ياد تو را * صرف كردند از غلط داد تو را
زانكه بودند اين گروه از هالكين * پس بتان تكذيبشان كردند هين
زانچه مىگوييد و نبود هيچ نيك * كه شما گيريد كس با حق شريك
پس نبتوانند معبودان هلا * دفع مكروهى به يارى از شما
هر كند ظلم آرد او شرك از ضمير * ميچشانيمش عذابى بس كبير
[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 20 تا 25 ]
وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَ يَمْشُونَ فِي الْأَسْواقِ وَ جَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ فِتْنَةً أَ تَصْبِرُونَ وَ كانَ رَبُّكَ بَصِيراً ( 20 ) وَ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْنَا الْمَلائِكَةُ أَوْ نَرى رَبَّنا لَقَدِ اسْتَكْبَرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ وَ عَتَوْا عُتُوًّا كَبِيراً ( 21 ) يَوْمَ يَرَوْنَ الْمَلائِكَةَ لا بُشْرى يَوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمِينَ وَ يَقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً ( 22 ) وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً ( 23 ) أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا وَ أَحْسَنُ مَقِيلاً ( 24 )
وَ يَوْمَ تَشَقَّقُ السَّماءُ بِالْغَمامِ وَ نُزِّلَ الْمَلائِكَةُ تَنْزِيلاً ( 25 )
و نفرستاديم پيش از تو از رسولان مگر آنكه ايشان هر آينه ميخوردند خوردنى و راه ميرفتند در بازارها و گردانيديم بعضيتان را براى بعضى مايه آزمايش آيا صبر ميكنيد و باشد پروردگار تو بينا ( 20 )
و گفتند آنان كه اميد نميدارند ملاقات ما را چرا فرو فرستاده نشد بر ما ملائكه يا چراغى نمىبينيم پروردگارمان را بتحقيق زياده طلب شدند در نفسهاشان و تمرّد كردند تمرّدى بزرگ ( 21 )
روزى كه بينند فرشتگان را نيست بشارتى روز چنين براى گناهكاران و ميگويند چرايى ممنوع ( 22 )
و متوجه شديم بسوى آنچه كردند از كردار پس گردانيديم او را ذره در هوا پراكنده ( 23 )
اهل بهشت روزى چنين بهتر از راه جاى قرار و خوبترند از جهة جاى آسايش ( 24 )
و روزى كه ميشكافد آسمان بابر و فرو فرستيم ملائكه را فرو فرستادنى ( 25 )
نى فرستاديم ما هيچ از رسل * سابق از تو بر عباد از جزء و كل
جز كه ميخوردند ايشان از طعام * راه ميرفتند در بازار و بام
از شما خود بعض بر بعض دگر * ما نموديم آزمايش در سير
اغنيا را بر فقيران ز ايمنى * هم فقيران را بمردان غنى
ميكنيد آيا كه صبر اندر مقام * ربّ تو بيناست بر حال انام
مىبگفتند آن كسانى كه اميد * بر لقاى ما ندارند از نويد
چون بما نازل نميگردند ملك * ربّ خود يا چون نميبينيم يك
سخت استكبار كردند آن گروه * نفس خويش اعظم شمردند از وجوه