تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 6 تا 14 ]

قُلْ أَنْزَلَهُ الَّذِي يَعْلَمُ السِّرَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ كانَ غَفُوراً رَحِيماً ( 6 ) وَ قالُوا ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشِي فِي الْأَسْواقِ لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً ( 7 ) أَوْ يُلْقى إِلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ تَكُونُ لَهُ جَنَّةٌ يَأْكُلُ مِنْها وَ قالَ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلاَّ رَجُلاً مَسْحُوراً ( 8 ) انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثالَ فَضَلُّوا فَلا يَسْتَطِيعُونَ سَبِيلاً ( 9 ) تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ يَجْعَلْ لَكَ قُصُوراً ( 10 ) بَلْ كَذَّبُوا بِالسَّاعَةِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ كَذَّبَ بِالسَّاعَةِ سَعِيراً ( 11 ) إِذا رَأَتْهُمْ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ سَمِعُوا لَها تَغَيُّظاً وَ زَفِيراً ( 12 ) وَ إِذا أُلْقُوا مِنْها مَكاناً ضَيِّقاً مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنالِكَ ثُبُوراً ( 13 ) لا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَ ادْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً ( 14 ) بگو فرو فرستاد آن را آنكه ميداند پنهان را در آسمانها و زمين بدرستى كه او باشد آمرزنده مهربان ( 6 ) و گفتند چيست مر اين رسول را كه مىخورد خوردنى را و راه ميرود در بازارها چرا فرو فرستاده نشد به او فرشته پس باشد به او بيم‌كننده ( 7 ) يا چرا انداخته نميشود بسوى او گنجى يا چرا نميباشد مر او را بوستانى كه ميخورده باشد از آن و گفتند ظالمان پيروى نميكنيد مگر مردى را سحر كرده شده ( 8 ) به بين چگونه زدند براى تو مثلها پس گمراه شدند پس نميتوانند يافت راهى ( 9 ) افزون آمد آنكه اگر خواهد گرداند براى تو بهتر از آن بهشتهايى كه ميرود از زيرشان نهرها و ميسازد براى تو قصرها ( 10 ) بلكه تكذيب نمودند قيامت را و آماده كرديم براى آنكه تكذيب كرد قيامت را آتش سوزان ( 11 ) چون ببينند ايشان را از جايى دور شنوند مر او را جوش و خروش را ( 12 ) و چون افكنده شوند از آن جاى تنگ قرين كرده شدگان ميخوانند در آنجا هلاك را ( 13 ) ميخوانيد امروز هلاك واحد را و بخوانيد هلاك بسيار ( 14 )
اى محمد « ص » كو فرستاد اين يقين * آنكه داند سر افلاك و زمين
او بود آمرزگار و مهربان * پرده پوشد بر عيوب بندگان
چيست گفتند اين پيمبر را كجا * كه خورد چيز و رود در سوقها
دعويش گر بود بر صدق از نشان * حال او بد بر خلاف ديگران
نى فرستادند چون افرشته‌اى * سوى او هيچ از پى سررشته‌اى
تا بكس امرش نماند مشتبه * با وى او باشد بخلقان بيم ده
يا نشد افكنده گنجى سوى او * يا كه باغى در معيشت بس نكو
پيروى گفتند اهل ظلم هان * نى كنيد الا ز مسحورى عيان
بين چسان بهرت زدند امثال را * ره نپيمودند جز اضلال را
پس توانايى ندارند از بسيج * تا بالزامت رهى يابند هيچ
بس بزرگ و برتر است ار خواهد او * تا كه سازد بخشد اندر جستجو
بهتر از اين گنج و بستان آن جنان * بر تو كز زيرش بود جوها روان
سازدت هم قصرهاى با فروغ * بل گرفتند آن قيامت را دروغ
كرد هر تكذيب حشر از كردگار * بهرش آماده است سوزاننده نار
بيند ايشان را چو باز از جاى دور * بشنوند آواز آن را بىفتور
يعنى آواز و خروش خشم آن * كه بجوشد بهر بلع كافران
چون كسى كه بيند از روى غضب * بر كسى كاندازدش در رنج و تب
چون شوند انداخته در جاى ضيق * اندر آتش بسته بر هم آن فريق
بسته‌اند اعنى چو دزدان سبل * دست و گردنهايشان بر بند و غل
مىبخوانند از پى تفتيش را * بر خود آنجا مر هلاك خويش را
بر خود اعنى دمبدم نفرين كنند * چون ز آتش بستر و بالين كنند
قايلى گويد در امروز از ستوه * يك ثبورا مى مخوانيد اى گروه
بل بخوانيد اين ثبورا را فزون * كاتش افزونتان كند خوار و زبون

[ سوره الفرقان ( 25 ) : آيات 15 تا 19 ]

قُلْ أَ ذلِكَ خَيْرٌ أَمْ جَنَّةُ الْخُلْدِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ كانَتْ لَهُمْ جَزاءً وَ مَصِيراً ( 15 ) لَهُمْ فِيها ما يَشاؤُنَ خالِدِينَ كانَ عَلى رَبِّكَ وَعْداً مَسْؤُلاً ( 16 ) وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَقُولُ أَ أَنْتُمْ أَضْلَلْتُمْ عِبادِي هؤُلاءِ أَمْ هُمْ ضَلُّوا السَّبِيلَ ( 17 ) قالُوا سُبْحانَكَ ما كانَ يَنْبَغِي لَنا أَنْ نَتَّخِذَ مِنْ دُونِكَ مِنْ أَوْلِياءَ وَ لكِنْ مَتَّعْتَهُمْ وَ آباءَهُمْ حَتَّى نَسُوا الذِّكْرَ وَ كانُوا قَوْماً بُوراً ( 18 ) فَقَدْ كَذَّبُوكُمْ بِما تَقُولُونَ فَما تَسْتَطِيعُونَ صَرْفاً وَ لا نَصْراً وَ مَنْ يَظْلِمْ مِنْكُمْ نُذِقْهُ عَذاباً كَبِيراً ( 19 ) بگو آيا اين بهتر است تا بهشت جاودانى كه وعده كرده شدند پرهيزكاران باشد مر ايشان را پاداش و بازگشت ( 15 ) مر ايشانراست در آن آنچه ميخواهند جاودانيان باشد بر پروردگارت وعده خواسته شده ( 16 ) و روزى كه حشر كنند ايشان را و آنچه ميپرستند از غير