پس سير كنيد در زمين پس بنگريد كه چگونه بود انجام كار تكذيبكنندگان ( 36 )
آن كسانى را كه ميرانندشان * مر ملايك چون كه آيد وقت آن
اندر آن حالى كه استمكارهاند * بر نفوس خويش و بس بيچارهاند
مرگ را بينند و صلح آرند پيش * ما نبوديم ايچ بد كردار و كيش
ميكنند اقرار بر توحيد و دين * قابضين روح گويندش چنين
خود گنهكاريد و مشرك پيشه بل * حق بود دانا شما را بر عمل
پس در آئيد اندر ابواب جحيم * جاودان باشيد اندر وى مقيم
اين چنين اهل تكبر را سزاست * جايگاه بد مر ايشان را بجاست
هم شود مر گفته آنان را دگر * كه بدند اندر جهان پرهيزگر
چه فرستاده شما را كردگار * نيكويى گويند بيحد و شمار
قال خيرا للذين احسنوا * اندر اين دنيا بود الا نكو
نيكويى كردند و نيكويى خدا * دادشان اندر عوض بر مدعا
ليك دار آخرت نيكوتر است * بهر پرهيزندهگان و اندر خور است
جنت عدنى كه آيند اندر آن * نهرها از زير آن باشد روان
هر چه خواهند اندر آن باشد يقين * حق چنين بدهد جزاى متقين
وقت قبض روحشان افرشتگان * كه بسى پاكيزه باشند از نشان
بر شما گويند باد از حق سلام * در بهشت آئيد و بر اعلا مقام
زانچه ميكرديد بر نيكى عمل * اين بود پاداش نيك از لم يزل
منتظر باشند آيا كافران * اينكه آيدشان ملك در نزع جان
يا كه فرمان آيد از پروردگار * تا باستيصالشان سازد دوچار
همچنين كردند آنان كه ز پيش * بودهاند از اينگروه ظلم كيش
حق نفرمود ايچ بر ايشان ستم * بل به خود كردند ظلم آن قوم هم
پس رسند اندر جزاى سيّئات * آنچه كردند از بديها در حيات
هم فرود آمد بديشان ز آزمون * شرّ ما كانوا به يستهزءون
مشركان گفتند گر ميخواست ما * كى پرستيديم چيزى جز خدا
ما و نى آباء ما بر هيچ شىء * سجده كى كرديم گر ميخواست وى
هم نميكرديم چيزى را حرام * بى ز حكمش ما به خود بر هيچ نام
اين ز استهزا بگفتند از عناد * نى كه از اخلاص و توحيد و و داد
همچو ايشان پيش از اين كردند نيز * كه عرى بودند از عقل و تميز
پس چه باشد جز رساندن بر رسول * گر قبول آيد بكس يا ناقبول
انبيا گفتند اعمال نژند * از شما نبود بنزد حق پسند
او فرستاد اين رسل با بينات * تا بدانند امر و نهيش كاينات
پس نمايد امر بعثت را بيان * سنتش جارى چنين شد هر زمان
ما بر انگيزاندهايم اندر امم * از رسولان بهر تكميل نعم
آنكه بپرستند حق را بر صواب * هم كنند از ديو و طاغوت اجتناب
پس بد از ايشان كسى كو را خداى * شد ز توفيقش بطاعت رهنماى
هم بد از ايشان كسى كز حكم حق * شد بخذلان و ضلالت مستحق
پس شما آريد سير اندر زمين * بنگريد اندر مآل مشركين
تا چسان بوده است اندر جزء و كل * حال آن مردم بتكذيب رسل
[ سوره النحل ( 16 ) : آيات 37 تا 47 ]
إِنْ تَحْرِصْ عَلى هُداهُمْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ يُضِلُّ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ ( 37 ) وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلى وَعْداً عَلَيْهِ حَقًّا وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ( 38 ) لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ كانُوا كاذِبِينَ ( 39 ) إِنَّما قَوْلُنا لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْناهُ أَنْ نَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ( 40 ) وَ الَّذِينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ( 41 )
الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ( 42 ) وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاَّ رِجالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ( 43 ) بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ( 44 ) أَ فَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُوا السَّيِّئاتِ أَنْ يَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَيْثُ لا يَشْعُرُونَ ( 45 ) أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِينَ ( 46 )
أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُفٌ رَحِيمٌ ( 47 )
اگر حرص ورزى بر هدايت ايشان پس بدرستى كه خدا هدايت نميكند كسى را كه گمراه مىكند و نيست مر ايشان را هيچ يارى كنندگان ( 37 )
و سوگند خوردند به خدا مغلطهترين سوگند ايشان را كه بر نمىانگيزد خدا كسى را كه ميميرد آرى وعده و او نيست بر او حق و ليكن بيشتر مردمان نميدانند ( 38 )
تا بيان كند از براى ايشان آنچه اختلاف ميكردند در آن و تا جدا نمايد آنان را كه كافر شدند كه ايشان بودند دروغگويان ( 39 )
جز اين نيست گفتار يا هر چيزى را چون بخواهيم آن را آنكه بگوئيم مر او را كه بشو پس مىشود ( 40 )
و آنانى كه هجرت كردند در راه خدا از بعد آنكه ستمكرده شدند هر آينه جاى ميدهيم ايشان را در دنيا جاى خوب و هر آينه اجر آخرت بزرگتر است اگر باشد كه بدانند ( 41 )
آنان كه شكيبايى نمودند و بر پروردگارشان توكل ميكنند ( 42 )
و نفرستاديم پيش از تو مگر مردانى را كه وحى ميكرديم بسوى ايشان پس بپرسيد از اهل ذكر اگر باشيد كه ندانيد ( 43 )
بحجتها و كتابها و فرو فرستاديم به تو ذكر را تا بيان كنى از براى مردم آنچه فرو فرستاده شد بايشان و باشد كه ايشان انديشه كنند ( 44 )
آيا پس ايمن