پس مقابل چون شدند آن ساحران * گفتشان موسى در اندازيد هان
آنچه را كافكندهگانيد از فنون * تا شود پيدا حق از باطل كنون
پس چو افكندند جادويان ز كف * ريسمانها و عصاها هر طرف
گرم شد زيبق به شكل مارها * آمد اندر جنب و جو ز اطوارها
گفت موسى آنچه را كاوردهايد * هست سحرى كاينچنين خود كردهايد
زود باشد كه خدا سازد تباه * آنچه ظاهر كردهايد از اشتباه
زانكه حق نارد باصلاح و ثبات * كارهاى مفسدان را از جهات
ليك من خود عزم آن سان كردهام * تا كند ثابت هر آنچه آوردهام
زان سخنها كه به من فرموده او * راه نصرتها به من بنموده او
گر چه زان باشند كاره مجرمان * اوست وافى عهد خود را بىگمان
پس نياوردند ايمان خود بوى * جز كه فرزندان قومش پى به پى
وانچنان بودى كه چون با بينه * سوى مصر از مدين آمد يك تنه
كرد دعوت او بر اسرائيليان * جز جوانان زو نپذيرفتند آن
زانكه از فرعونشان مىبود بيم * وز ملا كافتند در فتنهء عظيم
بود مر فرعون طاغى در زمين * هم ز حد بگذشتگان وز مسرفين
گفت موسى مؤمنانرا چون كه ديد * اندر ايشان خوفى از وى بر مزيد
كاى گروه من شما را گر به حق * باشد ايمان چيست بيم از ما خلق
پس به حق بايد نماييد اتكال * گر كه منقاديد او را در فعال
بگذريد اعنى كه از خوف و رجا * واگذاريد امر خود را بر خدا
آن توكل باشد ار دارى طلب * كه نبينى جز مسبب از سبب
قوم پس گفتند كرديم از و لا * ما بجان و دل توكل بر خدا
مىمكن ما را تو اى پروردگار * آزمايش بر گروهى ظلم كار
هم خلاصى ده ببخششهاى خويش * بازمان از كافران زشت كيش
گفت موسى تا كنند آنها بنا * بهر طاعت مسجد اندر خانها
وحى زان فرمود كرديم از يقين * ما بموسى و برادرش اين چنين
كه فرا گيريد جاى بازگشت * بهر قوم خود براى بازگشت
خانها در شهر مصر اندر خفا * مسجد اعنى بهر طاعت از خدا
هم شما و قومتان در هر شئون * خانها را قبله سازيد از درون
هم به پا داريد در آنها صلوة * ده بشارت مؤمنان را بر نجات
گفت موسى دادى اى پروردگار * توبه فرعون و گروهش بىشمار
در حيات دنيوى مال و متاع * زينت و اموال و املاك و ضياع
دادى اينها كافكنند اندر ضلال * بندگانت را زراهت لا محال
ربنا اطمس على اموالهم * سخت بر دلهايشان گير از مهم
تا كه بر ايمان نيابد انشراح * هم ببينند آن عذاب و افتضاح
گفت حق كردم ز سرّ ما مضى * از تو و هارون اجابت ايندعا
پس شما باشيد بىتشويش و بيم * در طريق دعوت خود مستقيم
پيروى نكنيد هم اندر پسند * راه آنان را كه در نادانيند
علم يعنى نيستشان بارى بوقت * كه بود موقوف هر كارى بوقت
حاصل آنكه صبر بايد در امور * كآنچه تقدير است آيد در ظهور
[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 90 تا 97 ]
وَ جاوَزْنا بِبَنِي إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْياً وَ عَدْواً حَتَّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ ( 90 ) آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ( 91 ) فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَ إِنَّ كَثِيراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ ( 92 ) وَ لَقَدْ بَوَّأْنا بَنِي إِسْرائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّى جاءَهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ( 93 ) فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ ( 94 )
وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 95 ) إِنَّ الَّذِينَ حَقَّتْ عَلَيْهِمْ كَلِمَتُ رَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ ( 96 ) وَ لَوْ جاءَتْهُمْ كُلُّ آيَةٍ حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ ( 97 )
و گذرانيديم بنى اسرائيل را از دريا پس از پى رسيد ايشان را فرعون و لشكرهايش از روى ستم و تعدى تا چون دريافتش غرق گفت ايمان آوردم كه نيست الهى مگر آنكه گرويدند به او فرزندان يعقوب و من از منقادانم ( 90 )
اكنون و بتحقيق نافرمانى كردى پيش و بودى از فسادكنندگان ( 91 )
پس امروز مىاندازيم بموضع بلندى ترا ببدنت تا باشى براى كسان بعد از خودت آيتى و بدرستى كه بسيارى از مردمان از آيتهاى ما هر آينه بىخبرانند ( 92 )
و بحقيقت فرود آورديم بنى اسرائيل را در منزلى خوب و روزى داديم ايشان را از پاكيزهها پس اختلاف نكردند تا آمد ايشان را علم بدرستى كه پروردگار تو حكم مىكند ميانشان روز قيامت در آنچه بودند در آن اختلاف مىكردند ( 93 )
پس اگر باشى در شكى از آنچه فرو فرستاديم به تو پس بپرس از آنها كه مىخوانند كتاب را پيش از تو بتحقيق آمد ترا حق از پروردگارت پس مباش از شككنندگان ( 94 )
و مباش البته از آنها كه تكذيب كردند آيتهاى خدا