تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
بيم داده شدگان ( 73 ) پس برانگيختيم از بعد او رسولان بسوى قومشان پس آمدند ايشان را بآيتها پس نبودند كه بگروند به آنچه تكذيب كردند آن را از پيش همچنين مهر مىنهيم بر دلهاى تعدى كنندگان ( 74 )
تا نگردى اى رسول اندوهگين * از كلام اهل شرك و اهل كين
زانكه عزت جمله باشد از خدا * اوست غالب بر تمام ماسوى
مر تو را در غزو دين يارى كند * در هر انحالت مددكارى كند
بشنود گويند هر چه از هزل وجد * هم بداند نيت هر يار و ضد
مىبدانيد اينكه هست از حق يقين * هر كه هست اندر سماوات و زمين
در سماوات از ملايك بر نشان * در زمين از آدمى و از غير آن
پيروى ايشان نمايند از چه چيز * كه جز او را داعيند از بىتميز
يعنى آنها را كه از جهل و ضلال * كرده‌اند ايشان شريك ذو الجلال
پيروى نكنند جز پندار خويش * كاذبند الا كه در گفتار خويش
اوست كو گرداند يعنى آفريد * بر شما شبرا و كرد اينسان پديد
تا در او يابيد آرام و قرار * كرد روشن روز را از بهر كار
تا در انجام مهمات از تمام * اندر آن يابيد با بينش قيام
باشد از آيات حق اين روز و شب * بهر قومى كاشنوند اقوال رب
اين چنين گفتند قومى بىرشد * كه خدا بگرفته بهر خود ولد
ذات حق پاك است از فرزند و جفت * اين سخن جز احمقى هرگز نگفت
او بود در ذات پاكش بينياز * از شريك و جفت و از فرزند باز
هست يك جا زان غنى بيقرين * آنچه هست اندر سماوات و زمين
نيست نزديك شما اى مشركان * حجتى كو راست فرزندى عيان
هيچ مىگوييد آيا بر خدا * آنچه را دانا نه‌ايد از افترى
گو هر انكس بر خدا بندد دروغ * رستگارى نيست هيچش يا فروغ
اينست بهرهء كم ز دنيا بىسند * يعنى اين نسبت كه هست او را ولد
پس بسوى ماست برگشت و اياب * سخت ايشان را چشانيم از عذاب
زانكه بر توحيد و بر حشر و كتاب * مىشدندى كافر از هر فصل و باب
مىبخان از نوح بر ايشان خبر * چون كه گفت او قوم خود را در حضر
كاى گروه ار بر شما باشد گران * بودن من مر شما را در ميان
گفتنم يا مر شما را وعظ و پند * با علامتهاى روشن گاه چند
پس نمودم من توكل بر خدا * جمع پس گرديد امر خويش را
اتفاق اعنى كنيد و انجمن * بر هلاك و قتل و ضرب و طعن من
با شريكانى كه داريد از بتان * ياورى خواهيد در هر كار ازان
پس نباشد بر شما امر شما * قصدتان پوشيده يعنى در خفا
نى كه مكر اندر هلاك من كنيد * بلكه آن را ظاهر و روشن كنيد
ثم اقضوا آوريد اعنى بجا * در حق من آنچه خواهيد از جفا
هم نبايد تا مرا مهلت دهيد * زانچه با هم وعده در خلوت دهيد
در توكل نوح بد ثابت قدم * با وجود خصم افزون يار كم
اين چنين ميگفت با قوم عنيد * اين نبود الا ز حسن اعتميد
پس بگردانيد از من گر كه روى * وز قبول قول من در گفتگوى
در رسالت بر اداى حق خويش * از شما اندك نخواهم مزد و بيش
نيست مزد الا ز حق در دعوتم * هم جز او نبود پناه از محنتم
گشته‌ام مأمور از حق در يقين * تا كه باشم از گروه مسلمين
داشتندى قوم او را بر دروغ * بودشان چون اصل و گوهر بىفروغ
نوح را پس ما رهانديم از عذاب * وانكه با او بود در فلك از لباب
اهل كشتى گفته‌اند از مرد و زن * بوده‌اند از مؤمنان هشتاد تن
پس بگردانديم ايشان را يقين * باز پس وامانده‌گان اندر زمين
غرق كرديم آن دگرها را تمام * اندر آن طوفان زوجه انتقام
بد چو بر آيات ما تكذيبشان * يافت طوفان دست بر تعذيبشان
پس نگر كانجام كار منذرين * بر چگونه است ار تويى دانا بر اين
پس برآورديم بعد از وى رسل * سوى هر قومى و خلقى در سبل
پس شدند آنها بامتها گسيل * با نشان و معجزات از هر قبيل
پس نبودند آن امم در هر زمان * كاورند ايمان بدان پيغمبران
زان سبب كايشان بتكذيب رسل * پيش از آن بودند اندر جزء و كل
بودشان تكذيب يعنى رسم و راه * نى كه يابند از كلامى انتباه
همچنين ما بر قلوب معتدين * مهر بنهيم از نشان نظم و دين

[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 75 تا 89 ]

ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسى وَ هارُونَ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِ بِآياتِنا فَاسْتَكْبَرُوا وَ كانُوا قَوْماً مُجْرِمِينَ ( 75 ) فَلَمَّا جاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَّ هذا لَسِحْرٌ مُبِينٌ ( 76 ) قالَ مُوسى أَ تَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جاءَكُمْ أَ سِحْرٌ هذا وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ ( 77 ) قالُوا أَ جِئْتَنا لِتَلْفِتَنا عَمَّا وَجَدْنا عَلَيْهِ آباءَنا وَ تَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ وَ ما نَحْنُ لَكُما بِمُؤْمِنِينَ ( 78 ) وَ قالَ فِرْعَوْنُ ائْتُونِي بِكُلِّ ساحِرٍ عَلِيمٍ ( 79 ) فَلَمَّا جاءَ السَّحَرَةُ قالَ لَهُمْ مُوسى أَلْقُوا ما أَنْتُمْ مُلْقُونَ ( 80 ) فَلَمَّا أَلْقَوْا قالَ مُوسى ما جِئْتُمْ بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَيُبْطِلُهُ إِنَّ اللَّهَ لا يُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ ( 81 ) وَ يُحِقُّ اللَّهُ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ( 82 ) فَما آمَنَ لِمُوسى إِلاَّ ذُرِّيَّةٌ مِنْ قَوْمِهِ عَلى خَوْفٍ مِنْ فِرْعَوْنَ وَ مَلائِهِمْ أَنْ يَفْتِنَهُمْ وَ إِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ ( 83 ) وَ قالَ مُوسى يا قَوْمِ إِنْ كُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ ( 84 ) فَقالُوا عَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا فِتْنَةً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 85 ) وَ نَجِّنا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكافِرِينَ ( 86 ) وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى وَ أَخِيهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ ( 87 ) وَ قالَ مُوسى رَبَّنا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَ مَلَأَهُ زِينَةً وَ أَمْوالاً فِي الْحَياةِ الدُّنْيا رَبَّنا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلى أَمْوالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ فَلا يُؤْمِنُوا حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الْأَلِيمَ ( 88 ) قالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما فَاسْتَقِيما وَ لا تَتَّبِعانِّ سَبِيلَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ ( 89 ) پس برانگيختيم از بعد ايشان موسى و هارون را بسوى فرعون و جماعتش بآيتهاى ما پس سركشى كردند و بودند گروهى گناهكاران ( 75 ) پس چون آمد ايشان را حق از نزد ما گفتند بدرستى كه اين هر آينه سحريست آشكار ( 76 ) گفت موسى آيا مىگوييد مر حق را چون آمد شما را آيا سحر است اين و رستگار نمىشوند جادوگران ( 77 ) گفتند آيا آمدى ما را تا بگردانى ما را از آنچه يافتيم بر آن