تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
باز گفتندش ولى اللَّه كيست * داد حيدر را نشان يعنى على است
مهر حق چون مه ز رويش لامعست * واندر اوصاف ولايت جامع است
هست در هر دوره‌اى حيدر پيى * گويم اوصافش تو را گر با ويى
هستش از دنيا قناعت بر قليل * نفس خود را كرده از هر ره ذليل
خورد و خوابش نيست الا اندكى * صد كلام ار بشنود گويد يكى
با خلايق بى ز مقصودى خليق * در امور حل و حرمت بس دقيق
پاك باشد دلقش از لوث ريا * نيست غفلت هيچش از ياد خدا
نه بمدحى دوست گردد با عوام * به بذمّى آيد اندر انتقام
وصفشان بيرون ز شرح و نامه است * اينقدر هم بهر فهم عامه است
جمله قرآن شرح وصف اولياست * من چگويم آنكه و صافش خداست
گويد اندر وصف ايشان رب دين * بگرويده‌اى بر حقند اندر يقين
هستشان پرهيزكارى ز اهتمام * زانچه حق كرده است بر ايشان حرام
هم ز حقشان زاختصاص معنوى * مژدگانى در حيات دنيوى
وان بود رؤياى صادق بىگمان * يا معاش نيك و مهر مردمان
يعنى آن را مردمان دارند دوست * و اين بشارت در حيات از حق بدوست
از ملايكشان هم اندر آخرت * مژده آيد با سلام و تهنيت
نيست تبديل ايچ در گفتار حق * از وعيد و وعد ز امر ما سبق
آن بشارت بهر ارباب نعيم * باشد از حق رستگارى عظيم

[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 65 تا 74 ]

وَ لا يَحْزُنْكَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 65 ) أَلا إِنَّ لِلَّهِ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ ما يَتَّبِعُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ شُرَكاءَ إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَخْرُصُونَ ( 66 ) هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ( 67 ) قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ هُوَ الْغَنِيُّ لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ إِنْ عِنْدَكُمْ مِنْ سُلْطانٍ بِهذا أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ ( 68 ) قُلْ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ ( 69 ) مَتاعٌ فِي الدُّنْيا ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذِيقُهُمُ الْعَذابَ الشَّدِيدَ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ ( 70 ) وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كانَ كَبُرَ عَلَيْكُمْ مَقامِي وَ تَذْكِيرِي بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَ شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ لا يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَ لا تُنْظِرُونِ ( 71 ) فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ ( 72 ) فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْناهُ وَ مَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَ جَعَلْناهُمْ خَلائِفَ وَ أَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ ( 73 ) ثُمَّ بَعَثْنا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلاً إِلى قَوْمِهِمْ فَجاؤُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَما كانُوا لِيُؤْمِنُوا بِما كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ كَذلِكَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ ( 74 ) و نبايد اندوهگين كند ترا گفتار ايشان بدرستى كه عزت مر خدا راست همگى اوست شنواى دانا ( 65 ) آگاه باشيد بدرستى كه مر خدا راست هر كه در آسمانها و هر كه در زمين است و پيروى نمىكند آنان كه مىخوانند از غير خدا شريكان را پيروى نمىكنند مگر گمان را و نيستند ايشان مگر آنكه دروغ مىگويند ( 66 ) اوست كه گردانيد براى شما شب را تا آرام گيريد در آن و روز را بينش دهنده بدرستى كه در آن هر آينه آيتهاست از براى جمعى كه مىشنوند ( 67 ) گفتند گرفت خدا فرزندى پاكيش را اوست بىنياز مر او راست در آسمانها و آنچه در زمين است نيست نزد شما هيچ حجتى به اين آيا مىگويند بر خدا آنچه نمىدانند ( 68 ) بگو بدرستى كه آنان كه مىبندند بر خدا دروغ را رستگار نمىشوند ( 69 ) مايه تعيشى است در دنيا پس بسوى ماست بازگشت ايشان پس مىچشانيم ايشان را عذاب سخت ببودنشان كه كافر مىشدند ( 70 ) و بخوان بر ايشان خبر نوح چون گفت مر قومش را اى قوم من اگر باشد كه عظيم آمده باشد بر شما اقامتم و پند دادنم بآيتهاى خدا پس بر خدا توكل كردم پس گرد آوريد كارتان را و انبازانتان را پس نبايد كه باشد كارتان بر شما پوشيده يا اندوه پس گذارش دهيد بسوى من و مهلت بدهيد مرا ( 71 ) پس اگر اعراض كرديد پس نخواستم از شما هيچ مزدى نيست مزد من مگر بر خدا و فرموده شدم كه باشم از مسلمانان ( 72 ) پس تكذيب كردندش پس رهانيديم او را و هر كه بود با او در كشتى و كرديم ايشان را جانشينان و غرق كرديم آنها را تكذيب كردند آيتهاى ما را پس بنگر چگونه بود انجام كار