تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير قرآن صفى على شاه — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
امر بر نيكى نمايند از نياز * هم ز منكر خلق را دارند باز
هم به پا دارند اركان صلوة * هم دهند از روى دانايى زكات
از خدا فرمان برند و از رسول * آن گروهند اهل ايمان و قبول
رحمت ايشان را رسد زود از خدا * كو عزيز است و حكيم از اقتضا
وعده داد او مرد و زن را بهرها * جنتى جارى ز زيرش نهرها
تا در آن مانند ايشان جاودان * مسكن پاكيزه بس در آن جنان
جنت عدنست در بطن بهشت * دائم و باقى بهر نيكو سرشت
جوى تسنيم اندر آن جارى مدام * علم توحيد است آن نزد گرام
اكبر از اين جمله خوشنودى حق * كان ز نعمتهاست افزون بر طبق
باشد اين رضوان و اين نور و نعيم * مؤمنانرا در يقين فوزى عظيم

[ سوره التوبة ( 9 ) : آيات 73 تا 79 ]

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقِينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ ( 73 ) يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَلِيماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ ( 74 ) وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ ( 75 ) فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ ( 76 ) فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ ( 77 ) أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ ( 78 ) الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلاَّ جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ( 79 ) اى پيغمبر جهاد كن با كافران و منافقان و سخت‌گير بر ايشان و جايشگاه ايشان دوزخست و بد جاى بازگشتى است ( 73 ) سوگند ميخورند به خدا كه نگفتند و بحقيقت گفتند كلمه كفر را و كافر شدند بعد از اسلامشان و خواهش كردند به آنچه نرسيدند و كينه نورزيدند مگر آنكه بينياز كرد ايشان را خدا و رسول او از فضلش پس اگر توبه كنند باشد بهتر مر ايشان را و اگر رو گردانند عذاب كند ايشان را خدا عذابى دردناك در دنيا و آخرت و نباشد مر ايشان را در زمين هيچ دوستى و نه يارىكننده ( 74 ) و از ايشان كسى است كه پيمان كرد با خدا كه اگر بدهد ما را از فضلش هر آينه صدقه دهيم البته و هر آينه خواهيم شد البته از شايستگان ( 75 ) پس چون دادشان از فضلش بخيلى كردند به آن و رو گردانيدند و ايشان بودند اعراض كننده‌گان ( 76 ) پس از پى آورد ايشان را نفاقى در دلهاشان تا روزى كه بيابند آن را بسبب آنچه خلاف كردند با خدا آنچه وعده كردند او را بسبب آنچه بودند كه دروغ ميگفتند ( 77 ) آيا ندانستند كه خدا ميداند پنهانشان را و رازشان را بدرستى كه خدا داناى پنهانيهاست ( 78 ) آنان كه عيب ميكنند افزون دهندگان را از گروندگان در صدقه‌ها و كسانى را كه نمىيابند مگر طاقتشان را پس استهزا ميكنند از ايشان استهزا كرد خدا از ايشان و از براى آنهاست عذابى دردناك ( 79 )
اى پيمبر جنگ كن با كافران * در رواج دين بشمشير و سنان
با منافق سيرتان هم بيخرج * كن جهاد از تيغ الزام و حجج
هم بر ايشان باش سخت و رو ترش * گر چه زين نايند از مستى بهش
بازگشت اين جمله را در دوزخست * مرغ را بئس المصير اينسان فخ است
ميخورند ايشان قسم بر كردگار * كه نگفتندند حرفى ناگوار
وان كلمهء كفر را از قهر و كين * گفته‌اند ايشان بتحقيق و يقين
وان بود دشنام بر فخر بشر * زان ابا كردند چون شد مشتهر
مختلف گويند در وجه نزول * حاصلش بوده است تقبيح رسول
چون پيمبر كرد ز ايشان بازخواست * پس قسم خوردند كاين تهمت بماست
آمد آيت كاين نباشد اتهام * گفته‌اند ايشان بتحقيق اين كلام
خفيه بر تقبيح پيغمبر شدند * از پس اسلامشان كافر شدند
قصد كردند آنچه را نايافتند * هر چه در تحصيل آن بشتافتند
وان ز يثرب بود اخراج نبى * تا كه گردد پادشاه ابن ابى
اهل عقبه يا بود ز ايشان مراد * كه بقتل وى بد ايشان را نهاد
واقدى باشد بر اين بىاعوجاج * هم بدينسان كلبى و ديگر زجاج
كينه ايشان را به پيغمبر نبود * جز كه حقشان كرد مستغنى ز جود
جاى شكر نعمت حق بر غنا * كينه‌ور گشتند با بحر عطا
جمله بودند اهل يثرب بس فقير * از قدوم او غنى گشتند و سير
گفت از شر كسى ميدار بيم * كه به او كردستى احسان از قديم
پس كنند ار توبه از رزق و نفاق * بهر ايشان بهتر آمد در سياق
ور كه برگردند مىباشد عذاب * بهر ايشان از خدا اندر حساب
در دو دنيا اين عذاب از فعل و خوست * نيستشان هم در زمين يارى و دوست