خواست ور ايمانشان پروردگار * مى نكردندى عداوت با كبار
پس تو بگذار آن گروه بيفروغ * وانچه مىبافند بر هم از دروغ
تا بگردانند قلب آن كسان * كه نه بر آخر بود ايمانشان
وانكه بپسندند آن را بهر خود * وانكه كسب آن كنند از بيرشد
ور شما فرمان بريد اى مؤمنان * زان شياطين موسوس در نهان
اندر استحلال آنچه شد حرام * پس شما باشيد مشرك لا كلام
آنكه باشد مرده آيا در ضلال * يا بكفر و جهل و نقصان و و بال
زنده پس كرديم او را در ظهور * از ره اسلام و عقل و علم و نور
نور از برهان بر او داديم نيز * تا دهد مر حق و باطل را تميز
ميرود با آن ميان مردمان * بر طريق راست بر امن و امان
همچو آن كو مانده بر ظلمات جهل * هم برون آينده زان نبود بسهل
آن چنان كايمان بقلب مؤمنان * يافت زينت بىتوهّم بىگمان
كافران را همچنين آراسته * گشت در دل آنچه نفس آن خواسته
ميكنند آنچه از عبادات بر صنم * وين مزين نيست جز ابليس هم
سجدهء اصنام باشد حكم عام * بر هر انكس كو پرستد نفس خام
خودپرستى نزد اهل معرفت * بدتر است از بتپرستى در صفت
شرك اعظم اين بود گر مدركى * زو گريزان و گريز از مشركى
نفس دون را هر كجا يا بى بكش * دست و پايش را ببر با تيغ هش
بتگر است او هم بت و هم بتپرست * بشكن او را هم بكش چو آرى بدست
صد هزاران راه دارد در فنون * هر دم آيد با تو از راهى برون
نز رهى آيد كه بيند هر شيش * جو نشان از من كه تازى از پيش
چون رسى بشناسيش بر جاى خود * گيرى از وى جبه و كالاى خود
پس كنى با ذو الفقارش ريز ريز * گر نباشى سست و بيدل در ستيز
يكرهش را با تو گويم دار حلم * چون در آيد از طريق دين و علم
افكند صد گونه آشوب و جدل * كه شود هم عقل فاسد هم عمل
تا رسد كار از سخنهاى درشت * بر فضيحتها و فحش و چوب و مشت
چون كه گوئيش اين فضيحت بود و ننگ * علم را برهان به كار آيد نه جنگ
كينه و جنگ و خصومت علم نيست * شأن عالم جز سكوت و حلم نيست
گويد اين بحث از پى دين بود و حق * گر نميكردم غلط ميشد و رق
مشتبه ميگشت مطلب بر عوام * پس بجا بود اين تعارض در كلام
نفس خود بين با تو كرد آن فعل شوم * شد مخنّث مرد ميدان علوم
ما بقى را جمله ميكن زين قياس * گر كه باشى نكته دان و رهشناس
گفت زان هر جا بيابى مشركى * در زمانش سر ببر گر سالكى
تو ز آيت لفظ آن را خواندهاى * ليك باز از فهم معنى ماندهاى
اينقدر گفتيم بهر امتياز * گشت بايد جانب تفسير باز
هم چنان كه مجرمان هستند بيش * در زمين مكه از هر دين و كيش
آفريدستيم ما در هر دهى * از اكابر مجرمان كارهى
هست تخصيص اكابر بهر آن * كاقويند ايشان بفعل از مردمان
يعنى آن سان كآفريديم اين چنين * در زمين مكه ما از مجرمين
عاقبت شد كار ايشان منتهى * بر فساد و مكر و ظلم و گمرهى
مكرشان با حق و خلقست آن فريق * مردمان را باز دارند از طريق
مكر جز با نفسهاشان كى كنند * ليك شاعر نيستند از بد پسند
مكر جز بر صاحب نالايقش * كى شود راجع ز حكم سابقش
[ سوره الأنعام ( 6 ) : آيات 124 تا 140 ]
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَيُصِيبُ الَّذِينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ ( 124 ) فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ ( 125 ) وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ( 126 ) لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 127 ) وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً يا مَعْشَرَ الْجِنِّ قَدِ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنَ الْإِنْسِ وَ قالَ أَوْلِياؤُهُمْ مِنَ الْإِنْسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنا بِبَعْضٍ وَ بَلَغْنا أَجَلَنَا الَّذِي أَجَّلْتَ لَنا قالَ النَّارُ مَثْواكُمْ خالِدِينَ فِيها إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ( 128 )
وَ كَذلِكَ نُوَلِّي بَعْضَ الظَّالِمِينَ بَعْضاً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ( 129 ) يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ أَ لَمْ يَأْتِكُمْ رُسُلٌ مِنْكُمْ يَقُصُّونَ عَلَيْكُمْ آياتِي وَ يُنْذِرُونَكُمْ لِقاءَ يَوْمِكُمْ هذا قالُوا شَهِدْنا عَلى أَنْفُسِنا وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ شَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ أَنَّهُمْ كانُوا كافِرِينَ ( 130 ) ذلِكَ أَنْ لَمْ يَكُنْ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرى بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُونَ ( 131 ) وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ ( 132 ) وَ رَبُّكَ الْغَنِيُّ ذُو الرَّحْمَةِ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفْ مِنْ بَعْدِكُمْ ما يَشاءُ كَما أَنْشَأَكُمْ مِنْ ذُرِّيَّةِ قَوْمٍ آخَرِينَ ( 133 )
إِنَّ ما تُوعَدُونَ لَآتٍ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ ( 134 ) قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ تَكُونُ لَهُ عاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ( 135 ) وَ جَعَلُوا لِلَّهِ مِمَّا ذَرَأَ مِنَ الْحَرْثِ وَ الْأَنْعامِ نَصِيباً فَقالُوا هذا لِلَّهِ بِزَعْمِهِمْ وَ هذا لِشُرَكائِنا فَما كانَ لِشُرَكائِهِمْ فَلا يَصِلُ إِلَى اللَّهِ وَ ما كانَ لِلَّهِ فَهُوَ يَصِلُ إِلى شُرَكائِهِمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ ( 136 ) وَ كَذلِكَ زَيَّنَ لِكَثِيرٍ مِنَ الْمُشْرِكِينَ قَتْلَ أَوْلادِهِمْ شُرَكاؤُهُمْ لِيُرْدُوهُمْ وَ لِيَلْبِسُوا عَلَيْهِمْ دِينَهُمْ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَ ما يَفْتَرُونَ ( 137 ) وَ قالُوا هذِهِ أَنْعامٌ وَ حَرْثٌ حِجْرٌ لا يَطْعَمُها إِلاَّ مَنْ نَشاءُ بِزَعْمِهِمْ وَ أَنْعامٌ حُرِّمَتْ ظُهُورُها وَ أَنْعامٌ لا يَذْكُرُونَ اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا افْتِراءً عَلَيْهِ سَيَجْزِيهِمْ بِما كانُوا يَفْتَرُونَ ( 138 )
وَ قالُوا ما فِي بُطُونِ هذِهِ الْأَنْعامِ خالِصَةٌ لِذُكُورِنا وَ مُحَرَّمٌ عَلى أَزْواجِنا وَ إِنْ يَكُنْ مَيْتَةً فَهُمْ فِيهِ شُرَكاءُ سَيَجْزِيهِمْ وَصْفَهُمْ إِنَّهُ حَكِيمٌ عَلِيمٌ ( 139 ) قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِراءً عَلَى اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ ( 140 )
و چون آيد ايشان را آيتى گويند هرگز نگرويم تا آنكه داده شويم مانند آنچه داده شد برسولان خدا خدا داناتر است كه كجا ميگرداند رسالتش را زود باشد كه برسد آنان را كه گناه كردند خوارى نزد خدا و عذابى سخت بسبب بودنشان كه مكر ميكردند ( 124 )
پس كسى كه بخواهد خدا كه راه نمايد او را ميگشايد سينه او را از براى اسلام و كسى را كه بخواهد كه اضلال كند او را ميگرداند سينه او را تنگ بسيار تنگ گويا بالا ميرود در آسمان همچنين ميگرداند خدا عذاب را بر آنان كه نمىگروند ( 125 )
و اينست راه پروردگار تو كه راست است بحقيقت تفصيل داديم آيتها را براى گروهى كه پند ميپذيرند ( 126 )
از براى ايشانست سراى سلامت نزد پروردگارشان و او ولى ايشانست به آنچه هستند كه ميكنند ( 127 )
و روزى كه حشر كند ايشان را همه اى گروه جن بحقيقت بسيار گردانيديد از آدميان و گفتند دوستانشان از آدميان پروردگار ما برخوردار شدند برخى از ما ببرخى و رسيديم ما باجلمان كه تعيين كردى از براى ما گفت آتش مسكن شماست جاودانيان در آن مگر