نيست بندى تا كنيد از چاه بر * يا كه بفروشند و نبود سيم و زر
وانگهى باشيد حاجتمند آب * از جنابت يا حدث در ارتكاب
پس تيمم كرد ميبايد به خاك * بر دو دست و روى زين ره نيست باك
شرح آن بگذشت زين پيش ار كه هست * آن تيمم يادت اندر روى و دست
حق نخواهد بر شما گيرد بتنگ * ليك خواهد پاكتان از رجس و ننگ
هم كند اتمام نعمت بر شما * در هر انجا و مقامى ز اقتضا
زان يكى بد بر تيمم رخصتش * تا شما گوييد شكر نعمتش
پس به ياد آريد از نعمتهاى او * جانب منعم كنيد آن گاه رو
همچنين ميثاق او آريد ياد * كه به نيل العقبه بستيد از و داد
چون كه گفتيد اين شنيديم از تو ما * در اطاعت آمديم و اقتدا
از خدا ترسيد در نقض و داد * وز فراموشى نعمتها كه داد
حق بود آگاه بر سر صدور * ميدهد بر قدر نيتها اجور
ايستيد اى مؤمنان از بهر حق * ثابت و راسخ ز عهد ما سبق
هم گواهانى بقسط اعنى براست * راستى از حسن ميثاق و وفاست
هم نبايد تا كه بغض مشركان * بازتان دارد بنقض عهدشان
تا بگردانيد رو از عدل و داد * حمل آن دور است از راه سداد
عدل بر تقوى شما را اقربست * بل در ايمان عدل اصل مطلب است
وز خدا ترسيد كو باشد خبير * بر هر آنچه ميكنيد از ناگزير
وعده فرموده است حق بر مؤمنان * وانكه كارى كرده نيكو در جهان
دل بپاس عهد و پيمان داشتن * هم قدم بر راستى بگذاشتن
بهر ايشانست آمرزش يقين * همچنين اجرى بزرگ از رب دين
وانكه بر آيات ما كافر شدند * يا مكذب پس بدوزخ واردند
بيشك اين قومند اصحاب جحيم * عين دوزخ باشد آن خلق وخيم
اى گروه مؤمنان آريد ياد * نعمتى كو بر شما ز اكرام داد
قصد چون كردند قوم آن گه كه دست * برگشايند از پى قتل و شكست
دستشان را از شما حق داشت باز * تا نمانديد از جهاد و از نماز
مىبترسيد از خداى ذو الكرم * از خلاف عهد و كفران نعم
مؤمنانرا پس توكل بر خدا * كرد بايد در نوا و در عنا
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 12 تا 21 ]
وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً وَ قالَ اللَّهُ إِنِّي مَعَكُمْ لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلِي وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ فَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ ( 12 ) فَبِما نَقْضِهِمْ مِيثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَ لا تَزالُ تَطَّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلاَّ قَلِيلاً مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ ( 13 ) وَ مِنَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى أَخَذْنا مِيثاقَهُمْ فَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ فَأَغْرَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ سَوْفَ يُنَبِّئُهُمُ اللَّهُ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ ( 14 ) يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ كَثِيراً مِمَّا كُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتابِ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ ( 15 ) يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ يَهْدِيهِمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 16 )
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ قُلْ فَمَنْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما يَخْلُقُ ما يَشاءُ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 17 ) وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ( 18 ) يا أَهْلَ الْكِتابِ قَدْ جاءَكُمْ رَسُولُنا يُبَيِّنُ لَكُمْ عَلى فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِيرٍ وَ لا نَذِيرٍ فَقَدْ جاءَكُمْ بَشِيرٌ وَ نَذِيرٌ وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ( 19 ) وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِيكُمْ أَنْبِياءَ وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً وَ آتاكُمْ ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ ( 20 ) يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلى أَدْبارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِينَ ( 21 )
و بدرستى كه گرفتيم پيمان بنى اسرائيل را و برانگيزانيديم از ايشان و دوازده سالار و گفت خدا كه من با شمايم هر آينه اگر به پا داريد نماز را و بدهيد زكات را و بگرويد برسولانم و نيرو دهيد ايشان را و وام دهيد خدا را وامى نيكو هر آينه در گذرانم از شما بديها شما را و در آورم شما را در بهشتها كه ميرود از زيرشان نهرها پس آنكه كافر شد پس از آن از شما پس بدرستى كه گم شد ميان راه ( 12 )
پس بسبب شكستن ايشان بپيمانشان را لعنت كرديمشان و كرديم دلهاى ايشان را سخت ميگردانند سخنان را از جاهايش و فراموش كردند بهره از آنچه پند داده شدند به آن و هميشه ديدهور شوى بر ناراستى از ايشان مگر اندكى از ايشان پس درگذر از ايشان و رو بگردان بدرستى كه خدا دوست دارد نيكوكاران را ( 13 )
و از آنان كه گفتند بدرستى كه ما ترسايانيم گرفتيم پيمانشان را پس فراموش كردند بهره از آنچه پند داده شدند به آن پس برآغالانديم ميانشان دشمنى و كينه تا روز قيامت و زود باشد كه آگاه گرداندشان خدا به آنچه بروند ميكردند ( 14 )
اى اهل نامه بدرستى كه آمد شما را فرستاده ما كه بيان كند براى شما بسيارى از آنچه بوديد پنهان ميداشتيد از نامه و درگذرد از بسيارى بحقيقت آمد شما را از خدا نورى و كتابى روشن ( 15 )
راه مينمايد به آن خدا كسى را كه پيروى مىكند رضايش را