گفته حق ز امر وز اينها شد حرام * دينتان كامل شد و نعمت تمام
جاى تعيين ولى اللَّه نبود * گويد اين كز سر كار آگه نبود
چون در اين حج احمد پاكيزه كيش * بر كسان ميداد وعدهء موت خويش
مشركان گشتند خرّم زين خبر * كو چو ميرد نيست از دينش اثر
هر كسى بر دين سابق زين وقوع * كرد خواهد از مسلمانى رجوع
داد جبريل اين خبر را بر رسول * ز استماعش بس پيمبر شد ملول
گفت جبريل اين تو را آزادى است * نيست جاى غم زمان شادى است
كن على را نصب اندر جاى خويش * تا بماند پايدار اين دين و كيش
شاد زى گو مؤمنان شادى كنند * در چمن زين سرو آزادى كنند
نوبت خوشوقتى و مشتاقى است * كز على تا حشر دينت باقى است
دشمنانت باش تا غمگين شوند * با ز حير و سوز همبالين شوند
زان على را بر صغير و بر كبير * مصطفى فرمود نصب اندر غدير
چون شنيدند اين خبر را مشركان * جملگى گشتند مأيوس از جهان
زانكه دانستند دين مستقر * بر خليفه بود خواهد مستمر
چون زند دور اين ولايت بر على « ع » * انقراضش نيست ممكن با ولى
نكتهء ديگر كه بس باشد ادق * با تو گويم دارى ار دل سوى حق
تذكيت جز بر ولاى مرتضى * مى نبايد قلب ميته از هوا
تا رگى جنبد هنوزت در بدن * كن حلال اين ميته را اندر زمن
ميته نبود جز خوراك جانور * چون مذكّى شد شود قوت بشر
رفته رفته تا شود يك جا بدل * وصف حيوانى به وصف لم يزل
پس اگر در ضمن ذكر ميته حق * از ولايت گفت و سر ما خلق
بس بجا بود اندر اين حال و مقام * تا حلال آيد پديدار از حرام
ترك حرمت شكر نعمت كردن است * روى بر تكميل نفس آوردنست
نفس گردد ميته از اكل حرام * جز كه باشد اضطرارى در مقام
پس باندازهء ضرورت نيست عيب * بل خلاف و واجب است آن بى ز ريب
نى ز بهر لذت آلايد دهن * بلكه باشد قصد استبقاى تن
اضطرار اندر مقام مخمصه است * نى كه مايل بر گناه از مخلصه است
بيشتر ز اندازهء سد رمق * مى نبايد خورد زان بر غير حق
پس حق آمرزنده است و مهربان * بر خورندهء ميته قدر حفظ جان
داشت صاحب دولتى همسايهاى * كه نبودش مكنتى و مايهاى
رفت روزى طفل آن مرد عزيز * در سراى آن فقير از بىتميز
ديد چيزى ميخورند از خوردنى * زان ندادند ايچ بر طفل غنى
بر شكايت رفت او پيش پدر * ضنّت همسايه را زان ما حضر
كرد با همسايه منعم آن گله * گفت او سريست در اين مسئله
گر ندادم من به آن طفل از طعام * بود بر تو و اهل بيتت آن حرام
ميته بود و ميته بر ما قسمت است * ليك از بهر تو عيب و علت است
گشت منعم بس ملول از حال او * تا چرا غافل بد از احوال او
كرد قسمت مال خود با وى تمام * جنت او را گشت زين نصفت مقام
[ سوره المائدة ( 5 ) : آيات 4 تا 11 ]
يَسْئَلُونَكَ ما ذا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ ما عَلَّمْتُمْ مِنَ الْجَوارِحِ مُكَلِّبِينَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللَّهُ فَكُلُوا مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَيْكُمْ وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ ( 4 ) الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ وَ لا مُتَّخِذِي أَخْدانٍ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإِيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 5 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَ أَيْدِيكُمْ مِنْهُ ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 6 ) وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ مِيثاقَهُ الَّذِي واثَقَكُمْ بِهِ إِذْ قُلْتُمْ سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ( 7 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ ( 8 )
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ ( 9 ) وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ ( 10 ) يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ( 11 )
ميپرسند از تو كه چه چيز حلال شد مر ايشان را بگو حلال شد مر شما را پاكيها و آنچه آموختيد از مرغان و سگان شكاركنندگان آموختيدشان از آنچه آموختشان خدا پس بخوريد از آنچه نگاه داشتند بر شما و ياد كنيد نام خدا را بر آن و بترسيد از خدا بدرستى كه خداست زود شمار ( 4 )
امروز حلال شد مر شما را پاكيها و خوراكى آنان كه داده شدند نامه را شايسته است شما را و خوراكى شما شايسته است ايشان را و زنان آزاد از زنان گرونده و زنان آزاد از آنكه داده شدند نامه را پيش از شما چون داديشان مزدهاشان پارسايان جز پليدكاران و نه گيرندگان دوستان و هر كه كافر شود بگرويدن پس بحقيقت ناچيز شد كردارش و او در آخرت از زيانكارانست ( 5 )
اى آن كسانى كه گرويديد چون برخيزيد به نماز پس بشوئيد روىهاتان را و دستهاتان را تا مرفقها و مسح كنيد سرهاتان را و پايهاتان را تا دو كعب و اگر باشيد جنابت رسيدگان پس پاكى جوييد و اگر باشيد بيماران يا بر سفرى يا آمد يكى از شما از حدثى يا بوديد زنان را