كرده كه حق سبحانه و تعالى عهد گرفت از آدم كه نزديك شجرهء ممنوعه نشود ليكن چون وقت اكل ثمرهء آن چنانچه در علم خداى تعالى مقدر بود رسيد ، آدم آن عهد را فراموش كرد و از ثمرهء آن خورد و از اين است كه خداى تعالى فرموده :
وَ لَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ
اما اعتماد در تفسير اين آيه بر حديث باب نكت و نتف اصول كافى است .
وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ
و ياد كن اينمعنى را كه چون گفتيم مر فرشتگان را كه
اسْجُدُوا لِآدَمَ
سجدهء تحيت و تعظيم كنيد مر بديع خلقت من آدم را
فَسَجَدُوا
پس سجده كردند همهء ايشان
إِلَّا إِبْلِيسَ
مگر شيطان كه در ميان فرشتگان پرورش يافته گويا كه از جملهء ايشان بوده
أَبى
ابا كرد و قبول ننمود به جهت عجب و كبر امر الهى را در سجده كردن آدم .
فَقُلْنا يا آدَمُ
پس گفتيم ما اى آدم
إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ
بدرستى كه اين دشمن است مر تو را
وَ لِزَوْجِكَ
و مر زن تو حوا را
فَلا يُخْرِجَنَّكُما
پس بايد شما كارى نكنيد كه تا شيطان سبب بيرون كردن شما شود
مِنَ الْجَنَّةِ
از بهشت
فَتَشْقى
تا تو در تعب و رنج افتى ، افراد « تشقى » با آنكه اخراج را هم بآدم و هم بزوجهء او نسبت داده ، ظاهرا بواسطهء مراعات فواصل كلام باشد .
إِنَّ لَكَ
بدرستى كه مر تو راست در جنت
أَلَّا تَجُوعَ فِيها
اينكه گرسنه نشوى در آن
وَ لا تَعْرى
و برهنه نگردى ، زيرا كه نعمتهاى مرغوبه و ملابس لطيفه در جنت آماده و مهيا است .
وَ أَنَّكَ
و بدرستى كه به جهت چشمههاى آب خوشگوار
لا تَظْمَؤُا فِيها
تشنه نشوى در آن
وَ لا تَضْحى
و بواسطهء سايههاى اشجار و بناهاى بيشمار در آفتاب نباشى .