تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
را كه اذن داده باشد در اينكه شفاعت كنند مر او را خداوند بخشنده و راضى شده باشد از براى او سخن شافع را .
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْدِيهِمْ
مىداند خداى تعالى آنچه در پيش آدميان است از امور آخرت
وَ ما خَلْفَهُمْ
و آنچه در عقب ايشان است از كارهاى دنيا ، و على ابن ابراهيم در تفسير اين آيه گويد كه : مىداند خداى تعالى آنچه گذشته از اخبار انبياء و آنچه مىآيد از اخبار قائم آل محمد صلوات اللَّه عليه و آله
وَ لا يُحِيطُونَ
و احاطه نمىتوانند كرد عالميان
بِهِ
به آنچه بين ايدى ايشان و آنچه در خلف ايشان است از معلومات و مقدورات خداى تعالى
عِلْماً
از روى دانش ، و بعضى ضمير « به » را راجع به حق تعالى داشته‌اند چنانچه در كتاب توحيد از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام در تفسير اين آيه روايت كرده كه « لا يحيط الخلائق باللّه عز و جل علما »
وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ
و ذليل و خوار باشند رويها ، يعنى صاحبان رويها مانند ذلت اسارى در دست پادشاه قهار ، و تخصيص « وجه » به جهت آن است كه اثر مذلت و خشيت در وجه ظاهر مىشود ، و مىتواند كه مراد از « وجوه » اشراف و رؤساى قوم باشند به اين معنى كه بزرگان و رئيسان هر قومى روز محشر در مقام مذلت و خضوع‌اند
لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ
مر خداى زندهء پاينده را ظاهر لفظ « وجوه » عامست بر مجرمين و غير مجرمين را ، و قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته كه جائز است كه الف و لام « الوجوه » بدل از مضاف اليه باشد . اى « و عنت وجوه المجرمين للحى القيوم » و بعد از اين گفته كه مؤيد اين ، قول خداى تعالى است كه فرموده
وَ قَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً
و بتحقيق نوميد و بىبهره است از رحمت خداى تعالى كسى كه برداشت بار گران ستم را كه آن كفر و معصيت است .
وَ مَنْ يَعْمَلْ
و هر كه بجا بياورد
مِنَ الصَّالِحاتِ
بعضى از اعمال ستوده را
وَ هُوَ مُؤْمِنٌ
و حال آنكه او مؤمن باشد ، زيرا كه ايمان شرط صحت اعمال و قبول