آنها چه خواهد بود
فَقُلْ
پس بگو كه بقدرت كامله
يَنْسِفُها رَبِّي
پراكنده سازد آن جبال را پروردگار من
نَسْفاً
پراكنده ساختنى
فَيَذَرُها
پس بگذارد آن جبال را ، يعنى مقر آن جبال را
قاعاً
خالى از همه چيز
صَفْصَفاً
هموار ، و على ابن ابراهيم گفته كه « قاع » زمينى است كه صلابت خاكى در آن نباشد و « صفصف » زمينى كه گياهى در آن يافت نشود .
لا تَرى فِيها عِوَجاً
نبينى تو در آن زمين كه قرارگاه جبال بود اعوجاجى و نشيبى
وَ لا أَمْتاً
و نه فرازى .
يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ
در آن روز پيروى كنند مردمان خوانندهء خداى تعالى را در محشر
لا عِوَجَ لَهُ
ميلى و عدولى نيست هيچ مدعوى را از آن داعى بلكه بدون ميلى و انحرافى بسوى او آيند
وَ خَشَعَتِ الْأَصْواتُ
و پست شود آوازها
لِلرَّحْمنِ
اى « لمهابة الرحمن » تا مضاف محذوف باشد ، يعنى از مهابت خداى بخشنده
فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً
پس نشنوى تو در آن روز از آنها هيچ آوازى مگر صداى آهسته و نرم ، على ابن ابراهيم از حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام روايت كرده كه در آن روز حق سبحانه و تعالى ملكى را نزد پيغمبر آخر الزمان صلى اللَّه عليه و آله فرستد در وقتى كه آن حضرت براى شيعيان مرتضى على عليه السّلام گريان باشد
« فيقول له الملك : ان اللَّه يقول لك : يا محمد ان شيعة على قد وهبتهم لك يا محمد و صفحت لهم عن ذنوبهم بحبهم لك و لعترتك و الحقتهم بك و به من كانوا يقولون به و جعلناهم فى زمرتك فاوردهم حوضك » .
يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ
در آن روز سود ندهد شفاعت كسى
إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ
اى « الا شفاعة من اذن له الرحمن » مگر شفاعت كسى كه اذن داده باشد مر او را براى شفاعت خداوند بخشنده
وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا
و پسنديده باشد بواسطهء قرب و منزلتى كه شافع راهست سخن او را ، كه شفاعت است ، بنا بر اين ضماير در اين آيه راجع بشافع است ، و مىتواند كه راجع بمشفوع باشد ، و حاصل معنى آنكه و سود ندهد شفاعت مگر كسى