تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 912

مساهمون:

ص٩١٢
با معجزات ظاهره پس رجل ناصح گويد كه : يوسف بن يعقوب يا يوسف بن افراهيم بن يوسف بن يعقوب بر شما مبعوث گرديد و معجزات بشما نمود
فَما زِلْتُمْ
پس هميشه بوديد شما
فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ
در شك از آنچه آورده بود يوسف بشما از امر دين
حَتَّى إِذا هَلَكَ
تا آنكه چون او فوت شد
قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا
گفتيد شما با يكديگر كه هرگز نخواهد برانگيخت خداى تعالى از پس او پيغمبرى يعنى چون يوسف آمد و ما قبول قول او نكرديم بنا برين ديگرى نخواهد آمد كه دعوى رسالت كند زيرا كه ما قبول قول او نيز نخواهيم كرد پس اين كفار ضم كردند تكذيب رسل آينده را با تكذيب يوسف
كَذلِكَ
هم چنان كه حق تعالى شما را اضلال نمود بواسطهء اصرار و تكذيب و كفر ، همچنين
يُضِلُّ اللَّهُ
اضلال مينمايد خداى تعالى به همان معانى كه گذشت
مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ
هر كرا كه او از حد گذرنده است در عناد و انكار
مُرْتابٌ
شك كننده است در حق پيغمبران صاحب آيات و معجزات
الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ
آنان كه جدال ميكنند با انبيا در ابطال آيتهاى خداى تعالى
بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ
بدون حجتى و برهانى كه آمده باشد بلكه بمحض تقليد آبا يا بواسطهء شبهه كه در دل ايشان درآمده
كَبُرَ
اى كبر جدالهم يعنى بزرگست جدال ايشان
مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا
از روى بغض و عداوت نزد خداى تعالى و نزد آنانى كه ايمان آورده‌اند . بنا برين ، الذين يجادلون مبتداست و كبر جدالهم خبر
مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ
تميز است
كَذلِكَ
هم چنان كه مهر خذلان نهاد خداى تعالى بر قلب اين جماعت تا علامت كفر ايشان باشد همچنين
يَطْبَعُ اللَّهُ
مهر خذلان مينهد خداى تعالى
عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ
بر تمام دل كسى كه تكبر كننده باشد از فرمان بردارى
جَبَّارٍ
سرباز زننده باشد از قبول حق پس مراد از كل قلب تمام قلبست بحيثيتى كه هيچ جز از اجزاء دل اينها بدون نقش آن مهر نباشد . بنا برين ، مراد عموم ضلالتست مر جميع دل را نه عموم قلب .